آمنه پرستار، یکی از جان‌بخشان شکنجه در دهه ۶۰ درسقز

خبر

#شهادت_میدهم به ماه‌ها شکنجه وحشیانه “آمنه پرستار “، دختر جوان کُرد، در بازداشت‌گاه سپاه در سقز و تحویل بدن نیمه‌جانش به خانواده روی برانکارد و مرگ دردناکش در بستر، مدتی بسیار کوتاه پس از آزادی موقت در سال ۱۳۶۳. جرم: رفتن به روستای تحت کنترل پیشمرگه‌ها برای دیدن برادرش.

یکی از بستگان آمنه پرستار، جان‌باخته شکنجه “بسیجیان واقعی” در دهه ۶۰، برایم از آن روزهای آمنه گفت، به یادم آورد و جانم آتش گرفت…
در ادامه روایتش را می‌نویسم و از امروز هر اصلاح‌طلب حکومتی را که ببینم می‌پرسم سال ۱۳۶۳ کجا بود؟ شاید در سپاه سقز به انقلاب و اسلام و امام کشتار خدمت کرده باشد و آمنه ما را در سقز بیاد بیاورد.

در آن سال‌ها، هر وقت خبری از آمدن پیشمرگه‌ها به یکی از روستاهای نزدیک سقز می‌رسید، آمنه به عشق دیدن رئوف، برادر بزرگتر و رفیقش، راهی می‌شد. این دیدارها مخفی نبود و آمنه هم نه تشکیلاتی بود و نه کار سیاسی می‌کرد. سپاه سقز از آمنه ‌خواست با آن‌ها همکاری کند و او مخالفت کرد.

خانواده و دوستانش هشدار دادند که دیگر به دیدن رئوف نرود تا سپاه بلایی سرش نیاورد، آمنه اما اعتنایی نکرد. بهار ۶۳، آمنه وقتی از دیدار برادر برمی‌گشت بازداشت شد. ۴ ماهی یا کمی بیشتر در بازداشت بود، نه تماسی، نه خبری و نه ملاقاتی. تصور این بود که اعدام شده است.

روزی یک تویوتای سپاه، آمنه را نیمه‌جان روی برانکاردی مقابل در خانه‌اش آورد (همسایه ما بود)، همسایه‌ها کمک کردند و او را روی برانکارد به داخل خانه بردند. خودش را خیس کرده بود، تصور مادر و خانواده این بود که از وحشت یا شوک، کنترل خودش را از دست داده است. اما این وضعیت ادامه یافت.

مجاری تناسلی‌اش چنان آسیب دیده بود که نمی‌توانست خودش را کنترل کند و دچار بی‌اختیاری ادرار شده بود. از دیدن مردان، هر کسی که بود، به شدت وحشت داشت و جیغ می‌کشید و تا روزی که (مدت بسیار کوتاهی پس از آزادی) در بستر زنده بود این وحشت از مردها با او ماند.

گویی پشتش را شکسته بودند اصلا نمی‌توانست بلند شود. تکه‌ای استخوان شده بود و سراسر بدنش پر از زخم‌های عفونی و جای بریدگی و سوختگی بود. پزشکی عمومی که چند باری در منزل ویزیتش کرد، برایش داروهای مسکن، خواب‌آور و آنتی‌بیوتیک تجویز کرد بود اما حالش بهتر نشد و روز به روز بدتر شد.

آمنه در نهایت با رنج و درد زیاد در نتیجه زخم‌های شکنجه جان‌باخت. آمنه آن‌قدر زیبا و ظریف بود که در خانواده، دوستان و محله، او را “ئامین کۆتری” (آمنه کبوتر) صدا می‌کردند. انقلابیون دهه ۶۰، همان اصلاح‌طلبان حکومتی امروز، کبوتر ما را کشتند چون نمی‌خواست جاسوسی برادرش را بکند.

اطلاعات سپاه زندانی کردن کسانی که نمی‌پذیرند برای جمهوری اسلامی جاسوسی کنند را از برادران بسیجی دهه ۶۰ یاد گرفته است‌.دوستانی که به تاجزاده، گنجی، محسن میردامادی، حجاریان، عباس عبدی، تاجیک، آرمین، عرب‌سرخی، بهزاد نبوی، رمضان‌زاده، شکوری‌راد و صفایی‌فراهانی دسترسی دارند بپرسند شاید ئامین کۆتری ما را به یاد بیاورند…

 

بدون دیدگاه

پاسخی بگذارید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

خبر
تداوم اعتصاب کارگران شهر حمیدیه براى پنجمین روز متوالى

تاخیر ۱۵ ماهه در پرداخت دستمزد کارگران شهرداری حمیدیه کارگران شهرداری حمیدیه خواستار پرداخت مطالبات ۱۵ ماهه خود هستند. این کارگران در روزهای گذشته بارها مقابل ساختمان شهرداری و شورای شهر دست به اعتراض صنفی زدند. جمعی از کارگران شهرداری حمیدیه در استان خوزستان از شرایط دشوار زندگی خود در …

خبر
نسرین ستوده به جای بیمارستان به زندان قرچک منتقل شد

نسرین ستوده وکیل زندانی از اوین به زندان قرچک ورامین منتقل شد. به نوشته رضا خندان همسر خانم ستوده به او گفته شده که خود را برای رفتن به بیمارستان آماده کند اما او را به زندان قرچک برده‌اند. انتقال این وکیل دادگستری و فعال حقوق بشر، با وجود وضعیت …

خبر
محکومیت #فرنگیس_مظلوم به تحمل حبس تعزیری

فرنگیس مظلوم، مادر زندانی سیاسی سهیل عربی طی حکمی از سوی بیدادگاه انقلاب تهران با اتهامات واهی “فعالیت تبلیغی علیه نظام و اجتماع و تبانی به یک سال و شش ماه زندان محکوم شد. فرنکیس مظلوم پیشتر در شعبه ۲۹ دادگاه نقلاب تهران مجموعا به ۶ سال زندان محکوم شده …

ترجمه به زبانهای دیگر
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: