اصلاحات حرفی بیش نیست – شورای مدیریت گذار

✍🏻: سیروس فیروزیان

اصلاحات در یک سیستم ایدئولوژیک امکان پذیر نیست؛ بویژه در یک ساختار دینی. یک ساختار ایدئولوژیک بدان جهت که جزمی و حتمی است چنان خشک است که هر دگردیسی ساده می تواند آن را شکسته، از پا درآورد.

🔸از قدیم گفته‌اند که حرف، دل را شاد و خانه را خراب می‌کند. حدیث اصلاحات در استبداد اسلامی ایران تنها خوابی است که تعبیر آن به فنا و قهقرا رفتن جامعه خواهد بود و دیگر هیچ. باری، این بی‌راه هیچ، از همان آغاز، با هیچ آن هیچکس، تا به امروز برای مردم ما هیچ از آرامش و دلخوشی، سازندگی، سرافرازی و آزادی بار نیاورد. تاریخ استبداد به ما می‌گوید که اصلاحات در دیکتاتوری‌ها ناگزیر به استمرار استبداد و سرانجام به انقلاب کور بی مغز می‌انجامد.

🔸اصلاحات در یک سیستم ایدئولوژیک امکان پذیر نیست؛ به‌ویژه در یک ساختار دینی. یک ساختار ایدئولوژیک بدان جهت که جزمی و حتمی می‌باشد٬ چنان خشک است که هر دگردیسی ساده می‌تواند آن را شکسته، از پا درآورد. از اینرو هیچ نوآوری، باز اندیشی و بازسازی پیگیر و ماندگار چه به صورت ساختاری و چه به شکل نمادین در نظام‌های متصلب متعصب تحمل نمی‌شود. هر آینه، در این فضای خفه کننده، زمانی خواهد رسید که مردم کلافه و عاصی شوند. آنگاه است که نیاز آنی به باز کردن نسبی جامعه با حفظ هیبت هرم حاکمیت، ایجاب می‌کند تغییراتی ساده و گذرا بگونه‌ای تاکتیکی و به شیوه مسکن درمانی به جامعه تزریق شود. با گذر از این ضرورت و زمانیکه مردم به ناچار خشم خویش را فروخورده و خود را دست بسته و مأیوس می‌بینند، دور دیگری از تمامیت‌خواهی و تحکم گرایی، اینبار هوشمندانه‌تر از پیش، با ترویج موهوم پرستی و با تأکید بیشتر بر خمارسازی بدنه فرودست جامعه، دنبال خواهد شد. اینجا است که اصلاحات درون ساختاری، نه تنها جامعه را به تخدیر، افسردگی و دل‌مردگی کشانده٬ بلکه راه را برای تمامیت‌خواهی حاکمیت استبدادی بیشتر هموار می‌سازد. تجربه اصلاحات در نظام اسلامی ایران نمونه بارز چنان شکست فاجعه بار است.

🔸ناگفته پیدا است که دیکتاتوری دینی مخوف‌تر از دیکتاتوری‌های معمول دنیا است؛ چه که احساس و ایمان مردمان را ملعبه خود ساخته و یا آن را به بند می‌کشد. در ایران کنونی که انحصار قدرت و حاکمیت مطلق در دست منادیان یک شعبه دینی است؛ هر بازنگری ناچیز درواقع چیزی بیشتر از بازنویسی کلیشه‌ای از فرامین -به اصطلاح- مقدس نیست؛ آنهم بر پایه تفسیر و تعبیر مطلق انگارانه از سوی هرم حاکمیت. آنجا که از بالا، ارزش‌ها فراقانونی و هنجارها فراعرفی معنا می‌شوند؛ روشن‌فکران، نواندیشان و خردمندان و سرانجام دستگاه قانون‌گذار در تعیین تکلیف مصالح عالی و منافع ملی دست بسته و ناکارآمد خواهند بود. در چنین ساختاری بخش‌هایی از جامعه که باورمند به دیانت حاکم نبوده و یا چندان مطیع و متعصب به فرامین ولایی نباشند، در بهترین شکل به حاشیه رانده شده، به عنوان ناخودی جامعه و به بیان عوام پسند، بنام اقلیت شناخته می‌شوند.

🔸براستی در چنان فضای خفقان، چگونه اصلاح‌طلبان حکومتی می‌توانستند ایران را برای همه ایرانیان بخواهند؟

🔸حال اگر بپذیریم که اصلاحات در نظام متحجر، متبختر و واپسگرای ایران نمی‌توانست و نتوانست موفق شود؛ آیا بستری برای برون رفت از بیرون نظام فراهم آمده است؟ شاید درست باشد که اصلاحات را دوره‌ای شکننده و کوتاه، اما اجتناب ناپذیر از تجربه سیاسی-اجتماعی جامعه کنونی ایران بدانیم. تجربه چند دور اصلاحات در تاریخ معاصر ایران به خودی خود٬ به شفافیت و گستردگی کنشگری سیاسی جامعه کمک کرد. امروز می‌توانیم بیشتر از هر زمانی مطمئن باشیم که جامعه مدنی ما پویا و استوار شده است.

مقاله کامل را در سایت گذار بخوانید

(https://iran-tc.com/fa/%D8%A7%D8%B5%D9%84%D8%A7%D8%AD%D8%A7%D8%AA-%D8%AD%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%A8%DB%8C%D8%B4-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA/)#شورای_مدیریت_گذار

@IranTC_Official

پاسخی بگذارید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: