افشاگری تکان‌ دهنده قتل ۶۰۰۰ تا ۹۰۰۰ تن از جوانان ایران بدست ماموران ولایت فقیه توسط رضا ملک زندانی آزاد شده از زندان اوین

رضا ملک، از مسئولان سابق وزارت اطلاعات که به دلیل افشای برخی از جنایات نظام ولایت فقیه چندین بار و به مدت چندین سال در زندان محبوس بود، پس از آزادی از زندان اوین در مردادماه ۹۸ دست به یک افشاگری تکان دهنده علیه مقامات حکومتی، عاملان و قاتلان جوانان ایران زد. وی در این افشاگری از قتل ۶ تا ۹ هزار تن از جوانان ایران به دست ابراهیم رئیسی، حسینعلی نیری، اژه ای و اسدالله لاجوردی ملعون پرده برداشت.
متن کامل این افشاگری تکان دهنده که با صدای خودش ضبط شده به شرح زیر می‌باشد:

یک قاضی القضات ، یک تراژدی انسانی
رضا ملک
بنام خدا
ملت تحت ستم ایران ، درود بر شما
ملت ایران آیا آمادگی شنیدن یک فاجعه را دارید؟

با عرض معذرت به اطلاع می رسانم ، بدینوسیله مایلم شما را در جریان قتل عام فجیع و البته نامحسوس ۶۰۰۰ تا ۹۰۰۰ نفری جوانان به دست گروه چهار نفره رئیسی، اژه ای، نیری و دادستانی بویژه ملعون اسدالله لاجوردی طی حدود یک دهه و با عقبه مؤتلفه و اسلام سنتی ها و اصولگرایان مروج حکومت اسلامی قرار دهم.

ماجرا از آنجا آغاز گشت که دهه ۶۰ بسیاری از دستگیر شدگان تحت تأثیر هیجانات مقطعی آنروزها بویژه افراد کم سن و سال در گروهها و تفکرات مختلف به عللی مثلا همراه داشتن یک برگه اعلامیه و یا ظن حضور در یک تجمع یا تظاهرات در بیدادگاهها به کمترین احکام حبس محکوم می گشتند و یا از دادگاه برائت می گرفتند. لذا گروه چهار نفری مزبور که تشنه اعدام بودند تنگ نظرانه مخالف این روند از بندرسته‌ها و آزادی جوانان بودند؛ لذا این گروه چهار نفره طرحی را به اجرا گذاشتند که هزاران نفر از این آزادشدگان از بندرسته را شامل می گشت. بقول لاجوردی قسر در رفته بودند. در دوره موسوی اردبیلی مجریان این پروژه بطور مخفیانه فقط با رئیسی و اژه ای هماهنگ بودند. بی اطلاع اردبیلی.
لذا با هدایت این دو نفر مسئولین شعبات دادستانی مثل رحمانی و یا پیشوا یا دیگران و با هدفگذاری ملعون لاجوردی اقدام به راه‌اندازی جریاناتی موازی با تشکیلاتها و گروههای ضدانقلاب نمودند که هر یک هزاران و یا میلیون ها هوادار را نمایندگی می کردند

لذا جریانات طراحی شده و موازی که توسط دادستانی و شعبات آن هزاران نفر از زندانیان آزاد شده که شامل توابیون و جداشدگان و غیره را در این تشکیلات موازی جذب نمودند بودند را شامل گشت.
حتی بسیاری به دنبال زندگی خود رفته بودند که دادستانی‌چی ها مجددا به آنها انگیزه داده و جذب خود می نمودند.
جذب شدگان که با اصرار بسیار زیاد دوباره به دامن به ظاهر گروه وابسته قبلی آمده بودند بسیاری اکراه داشتند ولی با رودربایستی دوباره به دام افتاده بودند ولی اینبار به دام شبکه های موازی. این جریانات موازی از چپ گرفته تا راست و تا مجاهدین را دربر می گرفت. در نتیجه جریان موازی پس از مقدماتی، آنها را تحریک و تشویق به رفتن به خارج از کشور می کرد و این راهبرد هولناک چنان جنایاتی را بعدا رقم زد که تاریخ به خود ندیده بود.

این تشکیلاتها سپس فوج فوج جوانان بی گناه و معصوم را طی مراحلی مثلا آماده اعزام می نمودند. حتی از طریق اینان تلفنی دیگران را نیز جذب می کردند. آنان از لحظه خداحافظی خانواده، خود را در اختیار این تشکیلات موازی قرار می‌دادند «غافل از اینکه این تشکیلات واقعی نیست» و سرابی است که همگی را به مسلخ می برند.

سپس آنها قبل از تحویل به بیقوله های زیرزمینی شکنجه و بازداشتگاههای اقماری فراوان دادستانی و زندان زیرزمینی باغ وحش در پایین دست مهرشهر کرج از خانه های امن با خانواده‌ی خود تماس و سلامتی خود را بار دیگر اعلام می کردند.

در نهایت انان در اختیار شبکه حذف فیزیکی قرار می گرفتند تا عده ای در زندان باغ وحش که مشتمل بر دو آزمایشگاه میکروبی و شیمیایی بود قرار گرفته و عده ای در بیقوله های وابسته به دادستانی و بعدها نیز وزارت اطلاعات با تیر خلاص از میان رفته و در گورهای دسته جمعی و نامعلوم مدفون می شدند.

ابتدا این حذفها که شروعش از زمان لاجوردی ملعون بود بسیار بی در و پیکر اجرا می گردید. نام این پروژه «طرح» بود. که پس از تأسیس وزارت و استقرار ده ساله اژه ای در آن، سازماندهی شد و برای هر نفر پرونده تشکیل و با امضای «نیری» احکام اعدام اجرایی میشد.

بیاد دارم در همین مقطع حسین مهدوی که در دهه ۸۰ و ۹۰ بمدت طولانی مدیرکل و بعدا رئیس سازمان اطلاعات تهران بود و ظاهرا اینک نماینده وزارت در شورای تأمین استان است در دهه ۷۰ پرونده ها را حضوری نزد نیری میبرد و امضاء می گرفت.
حسین مهدوی یک تفکر داعشی تند دارد و زمانی افتخارش که مرتبا به زبان می آورد، این بود که سعید امامی به او گفته بود «من تازه تو را کشف کرده ام.»

خواستگاه پروژه «طرح»، این جمله خمینی بود که پس از فضاسازی رئیسی، اژه ای و نیِّری نزد او در یک جمله گفته بود: «اینان مهدورالدم هستند.» همین جمله اسباب قتل عام فجیع و تراژیک هزاران نفر از جوانان این مرز و بوم را سبب گشت.

این طرح حدودا و البته مستمرا طی بیش از یک دهه بجدّ اجرا می شد هر چند ربایش ها به این روش ولی با شدت کمتر بعد از آن نیز کم و بیش ادامه پیدا کرد. حتی پس از آمدن محمد خاتمی بی آنکه او بداند افراد بسیاری در این طرح قرار گرفتند.
نظارت بر آن را در وزارت، حاج احمد قبیحیان عضو مؤتلفه و معاونت فرماندهی کل قوا برعهده داشت و بقیه مثل رئیسی، اژه ای، نیّری و دادستانچی ها عمله او بودند.

مثلا بیاد دارم، دکتر فرزاد حمیدی یکی از همین افراد «طرح » بود. او که در سخنرانی دانشکده فنی شلوغ کرده بود و لقب اوباش را از خاتمی شنیده بودند قرار بود با صدا و تماس تلفنی یکی از همکلاسی هایش از خانه بیرون رفته و مثلا به سفر برود و در واقع ربایش شود که با زرنگی در تماس متقابلی با دوستش متوجه جعلی بودن تماس و دعوت شده، متواری می گردد و ربایش او لو می رود.
بارها او را در ۲۰۹ دیده ام و او نیز چندین بار شاهد شکنجه های من بود تا اینک به خارج از کشور گریخت.

پروژه قتل عام یا همان «طرح» با تماسهایی که بعدا با تقلید صدای کشته شدگان با خانواده ها گرفته میشد، عبور خود را از مرگ به اطلاع خانواده میرساند در حالیکه او یا به قتل رسیده بود و در گورهای دسته جمعی نامعلوم مدفون بود یا در زیر آزمایشات زندان زیرزمینی باغ وحش در بیابان زیر مهرشهر کرج و پایین دست کاخ شمس ،سر در می آوردند که از سه محل (فرودگاه پیام، سوله تعویض روغنی، پاسگاه نبش ورودی به سه راه مهرشهر از سه راه ماهدشت و سومی از داخل سوله های زیر کاخ شمس دارای سه ورودی با دالانهای مجهز به سی زوج جت فن، زیر نظر فرماندهی سپاه، سازمان اطلاعات سپاه) این زندان و آزمایشگاه اداره میشد. هم اینک نیز این زندان دایر است.
آری ، قربانیان با مرگ فجیع دست و پنجه نرم میکردند.
لذا اینگونه بود قبل از پروژه قتلهای زنجیره ای بویژه روشنفکران که از شهید دکتر سامی آغاز گشت، جوانان برومند ایرانی جدای از قتلها و اعدامهای داخل زندان با این روش دستخوش قدرت طلبی رئیسی و رئیسی های ملعون قرار گرفتند.

ملت بزرگ ایران
آنچه را در مورد زندانهای هارون الرشید ، سعد بن ابی وقاص و یا منصور دوانقی شنیده اید را فراموش کنید.
بیاد دارم من در طول ۷۷ ماهی که در سلولهای ۲۰۹ در زیر غل و زنجیر تحت صلابه و شکنجه بودم وقایع بسیاری نیز مشاهده کردم.
فردی که از زندان گوآنتانامو آزاد گشته و خسارت گرفته بود و بدست وزارت اطلاعات محبوس شده بود مرتبا فریاد میزد ایکاش هنوز هم در بند آمریکایی ها بودم و گرفتار حکومت اسلامی نمی شدم؛ حکومت اسلامی که بجای «جمهوریت» به ملت غالب گردید رژیمی با سابقه ۷۰۰ هزار پرونده و دهها میلیون زندانی و هزاران سلول و شکنجه گاه طی چهار دهه روی همه سلاخان تاریخ را سفید ساخت.

از عناصر اصلی این ظلمها یکی همین رئیسی بود. به یقین رئیسی که پدر زنش یک عده ای آلت پرستِ تهی مغز را برای دستبوسی به صف می کشد تا سر تعظیم بر او فرود آورند، هرگز نخواهد توانست با رخ شدن در جنایات رژیم فاشیست، نام سیاه خامنه ای را از سر در زندان بزرگ ایران پاک نموده و خود را تحت الشعاع رهبر قرار دهد. فاشیست و یزید زمان تنها برازنده اوست و بس.

آری، خامنه ای و اسلام سنتی ها و اصولگرایان مسبب اصلی تمامی این سیاهی ها و پلیدی هایند.
« فسد العالم کفسد العالم»، بالاترین بالایی که فاسد شد، عالَم را به فساد می کشاند ؛ عالِمی که فاسد شد ، عالَم را به فساد می کشد چنانکه اینگونه شده است.
ملت بزرگ ایران باید بداند تابوشکنی عنصر مهمی است که جوانان ایران زمین برای زدودن این عنصر ننگین و دیکتاتور از تاریخ معاصر ایران باید سرلوحه مبارزات خود قرار دهند.
ای جوانان غیور
آرزومندم که با شکستن و به زیر افکندن این بت بزرگ بتوانید تاریخ ایران زمین را همچون ابراهیم بت شکن دوباره بازنویسی و نام ایرانی غیور را بر تارُک تاریخ بنگارید.
در پایان با آرزوی پیروزی ملت بت شکن ایران ، امیدوارم که هرچه زودتر ملت ایران پیروزی و آزادی را در آغوش بگیرند.

با تقدیم احترام
رضا ملک
بدرود

شایان ذکر است که رضا ملک، از مسئولان سابق وزارت اطلاعات است که به دلیل افشای برخی از زوایای قتل‌های زنجیره‌ای پاییز ۱۳۷۷، از ۱۲ تیرماه ۱۳۸۰ تا فروردین‌ماه ۱۳۹۳ را در زندان به سر برد و پس از حدود ۱۳ سال زندان آزاد شد.
این زندانی امنیتی در سال ۱۳۹۱ زمانی که در زندان به سر می‌برد در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی مقیسه مجدداً به یک سال زندان و ۵۰ ضربه شلاق محکوم شد.
وی مجدداً در آبان ماه سال ۱۳۹۴ در پی شرکت در تجمعات اعتراضی و صلح‌آمیز در مقابل زندان اوین بازداشت و در اواخر دی‌ماه با قید کفالت از زندان آزاد شد.
رضا ملک مجددا در اواخر اردیبهشت ۹۶ با حمله ماموران پلیس امنیت به منزل مادری اش بازداشت شده و پس از تفتیش منزل و ضبط لوازم شخصی اش به زندان اوین منتقل شد و سرانجام در تاریخ ۹ مرداد ۹۸ از زندان اوین آزاد شد.
آقای رضا ملک معاون تحقیق و بررسی وزارت اطلاعات ایران در دوران علی فلاحیان بوده است.

 

پاسخی بگذارید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

ترجمه به زبانهای دیگر
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: