ایجاد محدودیت های مضاعف برای زندانی سیاسی مریم اکبری در تبعید

زندانی سیاسی مریم اکبری از ز مانی که به زندان سمنان تبعید شد، تحت فشارهای مضاعف قرار دارد، از جمله کلیه تماسهایی که این زندانی سیاسی با خانواده خود می‌گیرد در دفتر افسر کشیک زندان و با حضور یک مامور می‌باشد.

ماموران اطلاعات کلیه صحبتهای او را با خانواده اش کنترل می‌کنند.

به گفته یک منبع مطلع روز یکشنبه ۲۹ فروردین۱۴۰۰ بر اساس قرار قبلی ساعت ۶بعد از ظهر به او زمان تماس داده شده بود اما بدلیل نیامدن مامور برای کنترل، این تماس تا ساعت ۷ به تاخیر افتاد.

بعد از یک ساعت تاخیر، مریم اکبری به این وضعیت اعتراض کرد و به همین دلیل مامور مربوطه در پاسخ به اعتراض این زندانی، در میانه صحبت او با خانواده اش تماس را قطع کرده و دیگرا جازه تماس به وی نداد…

زندانی سیاسی مریم اکبری از ز مانی که به زندان سمنان تبعید شد، تحت فشارهای مضاعف قرار دارد، از جمله کلیه تماسهایی که این زندانی سیاسی با خانواده خود می‌گیرد در دفتر افسر کشیک زندان و با حضور یک مامور می‌باشد.

ماموران اطلاعات کلیه صحبتهای او را با خانواده اش کنترل می‌کنند.

به گفته یک منبع مطلع روز یکشنبه ۲۹ فروردین۱۴۰۰ بر اساس قرار قبلی ساعت ۶بعد از ظهر به او زمان تماس داده شده بود اما بدلیل نیامدن مامور برای کنترل، این تماس تا ساعت ۷ به تاخیر افتاد.

بعد از یک ساعت تاخیر، مریم اکبری به این وضعیت اعتراض کرد و به همین دلیل مامور مربوطه در پاسخ به اعتراض این زندانی، در میانه صحبت او با خانواده اش تماس را قطع کرده و دیگرا جازه تماس به وی نداد…

شرح وضعیت شیرزن مبارز و آزادیخواه، مریم اکبری منفرد به قلم نرگس محمدی: ۱۲ سال زندان بدون یک ‌روز مرخصی!

از هم‌بندی نوشتن سخت است؛ به خصوص هم‌بندی که در بند بماند و تو برهی.

مریم اکبری منفرد ۱۲ سال است که در زندان‌های ایران، بدون یک روز مرخصی سر کرده است. سه دختر نازنینش بزرگ شدند و مریم قد کشیدن‌شان را ندید. مدرسه رفتند، دانشگاه رفتند و سر کار و مادر هیچ ندید. روز ملاقات، مریم سر از پا نمی‌شناخت.

حالا تبعیدش کرده‌اند سمنان. همسر مهربان و مرد صبور و پشتیبانش، دختران را پیش از دمیدن صبح از تهران به سمنان می‌برد تا دیدار تازه کنند و مردان حکومت گمان می‌کنند اینگونه مریم را به زانو درخواهند آورد.

من با مریم حبس کشیدم، مریم با شرف حبس می‌کشد نه از سر ناچاری؛

مریم استوارتر و مقاوم‌تر بیرون خواهد آمد. به امید آن روز؛

مریم عزیز تو‌‌ را چشم در راهیم.

پاسخی بگذارید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: