برگزاری مراسم نخستین سالگرد زندانی سیاسی علیرضا شیر محمدعلی

#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم

علیرضا شیر محمد علی ۲۱ ساله، سال گذشته دراین ایام در زندان فشافویه به دستور نیروهای سرکوبگر رژیم توسط زندانیان عادی به قتل رسید.

🔴برگزاری اولین سالگرد علیرضا شیرمحمدعلی زندانی سیاسی ۲۱ ساله که در زندان فشافویه کشته شد.

👈مراسم اولین سالگرد علیرضا شیرمحمدعلی، زندانی سیاسی ۲۱ ساله که ۲۰ خرداد سال۹۸ با ضربات متعدد چاقو در زندان فشافویه کشته شد، روز جمعه بیست و سوم خرداد با حضور مادرش مهناز سرابی، بستگان و تعدادی از فعالان مدنی بر سر مزارش در بهشت‌زهرای تهران برگزار شد.

👈علیرضا شیرمحمدعلی جوان ۲۱ ساله در جریان اعتراضات مرداد سال۹۷ در تهران بازداشت شده بود و در دادگاه بدوی به اتهام‌ «توهین به مقدسات»، «توهین به رهبر جمهور اسلامی» و «تبلیغ علیه نظام» به ۸ سال زندان محکوم شده بود. با آنکه حکم زندان این معترض ۲۱ ساله قطعی نبود اما به دلیل ناتوانی در تودیع وثیقه مقام‌های قضایی او را از زمان بازداشت تا هنگام کشته شدن در شامگاه ۲۰ خرداد۹۸ در بازداشت نگه داشتند.

👈شامگاه ۲۰ خرداد۹۸ علیرضا شیرمحمدعلی از سوی چند زندانی جرایم خشن در زندان فشفاویه تهران مورد حمله حمله قرار گرفت و با نزدیک به ۳۰ ضربه چاقو کشته شد. شیرمحمدعلی درحالی با ضربات چاقو در زندان فشافویه کشته شد که بارها از مقام‌های قضایی درخواست کرده بود به زندان دیگری منتقل شود و حتی در اسفند سال ۹۷ برای انتقال از این زندان به مدت یک ماه دست به اعتصاب عذا زده بود.

👈در پیامد کشته شدن علیرضا شیرمحمدعلی، قوه قضاییه دو زندانی جرایم خشن را عامل کشته شدن این زندانی سیاسی ۲۱ ساله معرفی و با تشکیل محاکمه‌ای یکی از این دو را اعدام کرد.

👈با وجود آنکه اعلام شد که ابراهیم رییسی، پس از کشته شدن علیرضا شبرمحمدعلی هیات ویژه‌ای برای تحقیق تشکیل داده است، اما گزارش یا نتیجه بررسی این هیات هرگز در اختیار رسانه‌ها و افکار عمومی قرار نگرفت.

👈موارد متعددی از کشته‌شدن یا مرگ مشکوک زندانیان سیاسی و عقیدتی در جریان بازداشت یا حین تحمل دوره محکومیت در زندان‌های ایران گزارش شده است که در مورد قریب به اتفاق این وارد هرگز گزارشی از سوی دستگاه قضایی جمهوری اسلامی ارائه نشده است.

مهناز سرابی مادر علیرضا شیرمحمدعلی: در بیدادگاه بدوی علیرضا به قاضی مقیسه گفت مادرم تصادف کرده است و نمی‌تواند برای ملاقاتم تا فشافویه بیاید.

🔷️ درخواست کرد به زندان اوین منتقل شود. مقیسه گفت خب به جهنم که تصادف کرده است. علیرضا با چشم غره به قاضی نگاه کرد. قاضی هم گفت به خاطر همین چشم غره، هر دو حکم پنج سال و سه سال زندان را به اجرا می‌گذارم.

🔷️می‌گفتم پسرم در فشافویه تامین جانی ندارد. به من از زندان زنگ زده و گفته است یکی را در همین بند کشته‌اند. آقای «تیرتاشیان» اتهام مالی داشت که همان قاتل‌های علیرضا او را کشته بودند. روز بعد از این اتفاق، علیرضا با وحشت به من زنگ زد. می‌گفت کف سالن پر از خون است. خود مأموران سالن به دو قاتل، مواد مخدر داده بودند. تا سه ماه بعد از انتقال پسرم به فشافویه، امکان هیچ تماسی با او نداشتم. حتی بعد هم که امکان تماس فراهم شد، علیرضا در تماس‌هایی که می‌گرفت، می‌گفت هرگز اجازه نمی‌دهم تو در این جهنم به دیدنم بیایی. اسم پسرم را در تلفن همراهم «عشق مامانش» ثبت کرده بودم. هنوز هم منتظر تماسش هستم که زنگ بزند و بگوید همه این روزها خواب بودند

--سالگرد

پاسخی بگذارید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: