بيانيه خانواده اكبر محمدى به مناسبت چهاردهمين سالگرد شهادت او در زندان اوين به همراه آهنگ تولد دوباره اكبر محمدى با صداى آوش

هشت مرداد هر سال يادآور سالگرد شهادت اكبر ، جگرگوشه عزيز ما و همبند هفت ساله منوچهر در زندان مخوف، سياه و مرگ و خون، اوين است و نيز يادآور تازه شدن درد و رنج و داغ عميق بر عمق وجود تك تك ما.
اما چه گویيم كه همین بس که باید تا نهایت , محکوم به قبول این واقعیت دردآور باشیم اینکه عزيز دلبندمان پس از هفت سال اسارت در زندان اوین با فجیع ترین و ناجوانمردانه ترین روش به دست مزد بگیران بی فكر رژیم جور ولی فقیه، با شکنجه های بسیارسخت به شهادت رسیده است شکنجه هایی که همواره، همراه بوده است با دست ها و پاهای بسته شده او با زنجير به تخت بهداری زندان اوین آنهم به هنگام اعتصاب غذای خشک و آنهم با شکم گرسنه و لبان به شدت تشنه، بطوریکه به واقع این شیوه از قتل خامنه ای خودشيفته و مهجور و دو ديگر اوامر به واقع بیمار رژیم او همچون احمدی نژاد، دست نشانده رهبرى و محسن اژه ای، وزیر اطلاعات فال بين احمدی نژاد و نیز ديگر عوامل خوش مغز آنان, داغ عمیق و همیشگی بر سینه تک تک اعضای خانواده ما بجا گذاشته است و هرسال هم که مناسبت آن روز شوم و فاجعه شرم آور فرا میرسد آثار این زخم و داغ عمیق نه تنها که از وجود ما ذره اى نمى كاهد بلکه هر سال نيز بیشتر هم ميشود .
رنج ها , آزارها و شکنجه هایی که خشک مغزان و منجمدین فکری ولی فقیه به دستور ولی فقیه آسمانى شان آنهم تنها به صرف گناهی چون آزاديخواهى و مقاومت و سر سختی درعقیده اكبر بر اكبر ما روا داشته اند به واقع نه تنها زبان از بیان آن همه شكنجه ها و مقاومت او هم نيز در برابر آن شكنجه ها قاصر است بلکه حتى قلم هم از نوشتن مقاومت او نيز رنگ ميبازد.
اکبر به گفته همه زندانيان، نه تنها كه مظهر مقاومت بود بلکه مظهر و نماد اخلاق , برد باری و جوانمردی در میان زندانیان سیاسی و حتی زندانبانان بود. اگر چه زندانبانان جرات بازگویی آن را در میان عموم نداشتند ولی در خفا و تنهایی با عشق به نوعى، هم به خود و هم به ديگران نيز باز میگفتند و زندانیان سیاسی هم که نام پیامبر اخلاق را بر اکبر نهاده اند همگی بر این باور بوده اند که اکبر در مبارزات خستگی ناپذیر , در شهامت و دلیری کم نظیر و در اخلاق سیاسی و مهربانى و دستگیری انسان های ضعیف و ناتوان مالى، نه تنها در بيرون از زندان بلكه حتى در داخل زندان یکی از سر آمدان بود بطوریکه اکبر حاضر بود با شکم گرسنه بخوابد و حتی بمیرد تا دیگر مردمان و هم نوعان و هم بندان او نيز در بیرون و داخل زندان گرسنه نمانند و همواره زنده بمانند. بله اکبر با این خصوصیات و رفتار پیامبر گونه انسانی و زمینی با شکنجه های سخت و بی رحمانه طرفداران پیامبر آسمانی از میان ما پر کشید و به آسمان رفت و اما آن مزد بگیران شکنجه گرآسمانی در زمین ماندند تا برای پر کردن شکم زنها و فرزندانشان , انسانهای آگاه ارزشی و اخلاقی بیشتری را در زمین به مسلخ بکشند و به دنبال آن نیز به آسمان بفرستند و به ازای هر محشور کردن آگاهان و مخالفان با پیامبرشان در آسمان، هم دل ولى فقيه خودشيفته و مهجورشان را خشنود سازند و هم نيز براى سير كردن هم شكم خودشان و هم همسر و فرزندانشان مزد بیشتری دریافت نمایند و سپس نیز با رضايت از اين عملشان، سرمست در اين زمین به شادی و هلهله بپردازند. بى گمان رنجی که ما از ناآگاهی خودخواسته و يا ناخواسته این دسته از مردمان در ايران نفرين شده میکشيم بیشتر از رنج و درد پر پر شدن دلبندمان اکبر به دست همین قشر بیمار و نا آگاه و يا آگاه مهجور است چرا که خود این دسته بهتر میدانند که آنان علاوه بر اصرار به دميدن بر طبل جهالت و نا آگاهى, بیمارانی هستند که به علت آلوده شدن به این روند از اعمال نا صواب و نیزدنبال نکردن کسب خلاقیت جهت رویکرد به اومانیسم و ارزش هاى ماندگاری تاریخی , چاره ای جز اين ندارند که برای اقناع و ارضاء بیماری خودشیفتگی شان که همانا ثبت لحظه ای اعمال منفی شان در میان مردم است به قتل مخالفین شان روی آورند چیزی که اگر به عمق آن توجه گردد میتواند لرزه براندام هر انسان آگاه و با خرد بیاندازد اما آنها باید بدانند تنها راهی که میتواند برای هر انسانی, به واقع ماندگاری انسانی و تاریخی همیشگی به همراه آورد رويكرد به خلاقیت همراه با پاکی درون یعنی پاکی روح است اگر چه آنها این دو صفات مثبت را با خود ندارند اما همین بس که بدانند اگر خود بخواهند با ممارست میتوانند هر آنچه که بر آن اراده نمایند دست یازند، اما مهمترین شرط برای نیل به هر صفات مثبت آن است که از قتل بیشتر مردم خویش دست بکشند و با صداقت نيز بجاى عشق به ولى فقيه مهجور و قاتل به مردم خويش عشق ورزند و همآنان نيز همین بس که بدانند مردم در هرصورت و درهر شرایط هوشیار و آگاهند وکوچکترین اعمال و رفتار

غیراخلاقى و غیرمردمی آنان را درهر صورت و در هر جا رصد ميكنند چرا که خون اکبر و هزاران اکبرها مرزى جز آزادى، اومانیزم , تکثرعقیده و پاکی و اتحاد در عمل نمی شناسند.
پدر و مادر ؛ محمد محمدى و گلجهان اشرفپور . خواهران ؛ نسرين و سيمين محمدى . برادران ؛ رضا و منوچهر محمدی

پاسخی بگذارید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: