حمیدرضا جلایی پور:بیوگرافی یک جنایتکار جمهوری اسلامی

حمیدرضا جلایی پور عامل اصلی اعدام ۵۹ نفر در شهر مهاباد در ۱۲ خرداد سال ۱۳۶۲

شناسنامه

نام کامل: حمیدرضا جلایی‌پور
زادروز: ۱۳۳۶
زادگاه: تهران
فرزندان: محمدرضا، علیرضا، مهدی، زهرا و هدی جلایی پور
تحصیلات: دکترای جامعه‌شناسی از دانشگاه لندن، ۱۳۷۶
دین: اسلام شیعه

اطلاعات سیاسی

عقاید سیاسی: اصلاح طلب حکومتی
حزب سیاسی: عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی
سمت: عضو شورای مرکزی
سمت‌های پیشین: فرماندار نقده از ۱۳۵۷ تا ۱۳۶۲، فرماندار مهاباد از ۱۳۶۲ و معاون سیاسی امنیتی استاندار کردستان تا سال ۱۳۶۷
فعالیت‌ها: فرماندار نقده و مهاباد، معاون سیاسی و امنیتی استاندار کردستان، روزنامه‌نگاری، استادیار گروه جامعه‌شناسی دانشگاه تهران
جرایم: یک فقره اعدام دسته جمعی ۵۹ نفر در شهر مهاباد در ۱۲ خرداد سال۱۳۶۲، مسئولیت سرکوب و زندان و شکنجه مردم کردستان در سمت فرماندار و معاون سیاسی و امنیتی استاندار کردستان از سال ۱۳۵۷ تا ۱۳۶۷ به مدت ۱۰ سال

حمیدرضا جلایی‌پور و اعدام‌ ۵۹ نفر در سال ۱۳۶۲

پنجشنبه 12 خرداد سال 1362، در زمان فرمانداری حمیدرضا جلایی‌پور در مهاباد، 59 شهروند مهابادی که مدتی کوتاه پیش از آن بازداشت شده بودند به صورت دسته‌جمعی در تبریز تیرباران شدند.

حمیدرضا جلایی‌پور، پارسال در جوابیه‌ای به من نوشت که او از اعدام‌ها بی‌اطلاع بوده است: “من اصلا یک ماه بعد از طریق خانواده زندانی‌ها از اعدام این ۵۹ نفر مطلع شدم.” این ادعا البته دروغ است چون جلایی‌پور نخستین فردی بود که پس از اعدام این زندانیان در مورد آن مصاحبه کرد.

پنجشنبه ۱۲ خرداد ۱۳۶۲، صداوسیمای مرکز مهاباد بیانیه شورای تامین شهرستان مهاباد را پخش کرد که در آن به اعدام ۵۹ زندانی ضدانقلاب اشاره شده بود. صداوسیمای مهاباد پس از قرائت بیانیه با آقای حمیدرضا جلایی‌پور که به عنوان فرماندار و رئیس شورای تامین شهرستان آن بیانیه را امضا کرده بود، مصاحبه کرد.

جلایی‌پور در این مصاحبه تاکید کرد که نظام انقلابی بدون هیچ گذشتی و با قاطعیت ضدانقلاب را به سزای اعمال‌شان خواهد رساند و تهدید می‌کرد که اعدام‌های بیشتری در راه خواهد بود. آقای فرماندار، فردای همان روز در نماز جمعه مهاباد تهدیدهای خود را تکرار کرد و تاکید کرد که نظام انقلابی اجازه نخواهد داد ضدانقلاب دمکرات و کومله بیش از این کردستان را ناامن کنند.

این اعدام دسته‌جمعی، انتقامی بود که جمهوری اسلامی از کشته شدن محمد بروجردی فرمانده اصلی سپاه در غرب کشور (موسس قرارگاه حمزه) در روز یکشنبه ۱ خرداد در جاده مهاباد به نقده می‌گرفت.

به این ترتیب برخلاف ادعای جلایی‌پور، ایشان نه تنها از اعدام‌ها مطلع بوده است و همان روز اعدام، درباره آن در رادیو و فردایش در نماز جمعه مهاباد صحبت کرده است بلکه چنان‌که یک منبع مطلع به من گفت جلایی‌پور یکی از کسانی است که به احتمال زیاد روز چهارشنبه ۴ خرداد ماه ۶۲ در جلسه شورای تامین استان در ارومیه به صورت اضطراری حاضر بوده و در مورد تصمیم برای انتقام گیری کشته شدن بروجردی، مورد مشورت قرار گرفته است.

جلایی‌پور در همان جوابیه‌اش که سال پیش در انصاف‌نیوز منتشر شد نوشته است که ۵۹ زندانی اعدامی ۱۲ خرداد ۶۲، پیشمرگه‌های مسلح حزب دموکرات بوده‌اند که در درگیری‌ها دستگیر شده و از بیش از یک سال قبلش در زندان تبریز بوده‌اند. این جمله کوتاه 3 دروغ بزرگ دارد:

نخست این‌که تا جایی که ما می‌دانیم در تمام دوران درگیری پیشمرگه‌ها و نیروهای نظامی حکومت در دهه شصت در کردستان، سرجمع ۵۹ پیشمرگه زنده دستگیر نشدند چه برسد به اینکه تنها ظرف یک‌سال این تعداد پیشمرگه اسیر نیروهای حکومتی شوند.

دوم این‌که در آن سال‌ها امکان نداشت یک پیشمرگه اسیر برای یکسال در زندان بماند و پیشمرگه اسیر تقریبا در 100 درصد موارد پس از شکنجه برای تخلیه اطلاعاتی و برای قدرت‌نمایی و ارعاب ظرف چند هفته یا حداکثر چند ماه پس از دستگیری تیرباران می‌شد.

سوم این‌که این اعدامی‌ها اصلا پیشمرگه نبودند و در درگیری مسلحانه دستگیر نشده بودند.

واقعیت این است که این اعدامی‌ها نه پیشمرگه بودند، نه در درگیری بازداشت شده بودند و نه حتی اکثریت مطلق آنان کادر رسمی احزاب کرد مخالف بودند.

تعدادی از این اعدامی‌ها، (حدود ۴۰ نفر) نوجوانان و جوانانی بودند که متهم به هواداری از حزب دمکرات کردستان و وابستگی به اتحادیه جوانان این حزب (اتهامی که هیچ گاه در دادگاه اثبات نشد) بودند و در فاصله دو روز (یکشنبه ۲۹ اسفند ۶۱ تا دوشنبه ۱ نوروز ۶۲) بازداشت شده بودند و اکثریت مطلق بقیه هم شهروندان عادی مهابادی بودند که به هواداری از کومله و یا حزب دمکرات متهم شده بودند و در فاصله زمستان ۶۱ تا اوائل اردیبهشت ۶۲ داخل شهر مهاباد بازداشت شده بودند.

این زندانیان بنا بر قاعده آن زمان، بلافاصله پس از بازداشت برای بازجویی و نگهداری به ارومیه فرستاده می‌شوند و تمام مدت بازداشت و بازجویی را ارومیه بودند. این جمع زندانی چند روز پیش از اعدام به تبریز اعزام و پس از حضور دسته جمعی در یک جلسه کوتاه دادگاه به اتهام همکاری با احزاب ضدانقلاب حکم اعدام می‌گیرند و روز پنجشنبه ۱۲ خرداد دسته‌جمعی تیرباران می‌شوند.

پس از پخش بیانیه اعلام اسامی این ۵۹ اعدامی از صداوسیمای مرکز مهاباد، خانواده‌ها برای دریافت پیکر عزیزان‌شان بارها به فرمانداری مهاباد، زندان ارومیه، قرارگاه حمزه، زندان تبریز، دادگاه انقلاب و سپاه تبریز مراجعه می‌کنند، اما تا امروز نه جوابی گرفته‌اند و نه محل دفن پیکر عزیزان‌شان به آن‌ها نشان داده شده است.

آیا آقای دکتر حمیدرضا جلایی‌پور می‌تواند در تمام زندگیش یک‌بار نسبت به غیرخودی‌ها اخلاقی رفتار کند تا اندکی از رنج ۳۵ ساله بازماندگان آن کشتار بکاهد؟ او می تواند محل دفن پیکر این ۵۹ نفر را به خانواده‌های آن‌ها اطلاع دهد، اگر بخواهد.*

 

پاسخی بگذارید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: