درخواست ۱۵ تشکل صنفی فرهنگیان جهت آزادی و مرخصی برای معلمان و سایر زندانیان

بیانیه ها

پانزده تشکل صنفی فرهنگیان در سراسر کشور بعد از خطر شیوع ویروس کرونا در زندان‌ها طی نامه ای خطاب به ابراهیم رئیسی، رییس قوه قضاییه رژیم خواهان آزادی و یا موافقت با مرخصی محمد حبیبی، معلم زندانی و سایر زندانیان سیاسی وعقیدتی شدند.
این تشکلات صنفی فرهنگیان در قسمتی از این نامه نوشته‌اند: «آنچه مورد انتظار است، افرادی نظیر حبیبی با دستور صریح شما هر چه سریع‌تر آزاد و یا حداقل به مرخصی اعزام شوند‌ و نسبت به آزادی و یا حداقل مرخصی سایر زندانیان سیاسی و حتی عادی که حضورشان در جامعه خطری برای امنیت مردم ایجاد نمی کند، اقداماتی (فوری) انجام شود و به این وسیله از بروز اتفاقات ناگواری که ممکن است حق حیات به عنوان یکی از پایه‌ای‌ترین حقوق انسانی را به خطر اندازد، پیشگیری شود»
متن نامه را در ادامه بخوانید:
“ریاست  قوه قضاییه،

آقای رئیسی
با سلام
همان‌گونه که می‌دانید در شرایط ویژه کنونی که شیوع ویروس مهلک کرونا همه‌ی جهانیان را تحت تاثیر قرار داده و حکومت‌ها و دولت‌ها برای جلوگیری از گسترش این ویروس و تلفات ناشی از آن تدابیر همه‌جانبه‌ای اندیشیده‌اند، در کشور ما نیز اقداماتی برای کنترل این بحران انجام گرفته است که از آن جمله می‌توان به دستورات مربوط به آزادی و مرخصی زندانیان اشاره کرد.
این اقدامات اگرچه در شرایط سخت کنونی جزو ضروری‌ترین کارها بوده، اما مطمئنا برای کاهش نگرانی و آلام بخشی از هموطنان و خانواده‌ی آنها کافی نبوده است. هنوز بسیاری از زندانیان سیاسی و عقیدتی از اقشار مختلف اجتماعی، مانند معلمان، وکلا، فعالان حقوق بشر، نویسندگان، کارگران و حتی زندانیان عادی، مالی و … کماکان در زندان و در معرض خطر ابتلا به این ویروس خطرناک می‌باشند که در کنار سایر مسائل، نگرانی‌ها و فشار زیادی را برای افراد زندانی و خانواده‌ی آنها به همراه داشته است.
شاید با درک همین معضل است که از زبان سخنگوی قوه‌ی قضاییه، از گسترش دامنه شمول مرخصی به زندانیان دیگر می‌شنویم و امیدوار می شویم.
در این میان می‌توان از فعال صنفی ، معلم زندانی ، محمد حبیبی نام برد که با وجود وضعیت نامساعد جسمی و ابتلا به بیماری ریوی همچنان در زندان و در معرض خطر قرار دارد. آنچه مورد انتظار است، افرادی نظیر حبیبی با دستور صریح شما هر چه سریع‌تر آزاد و یا حداقل به مرخصی اعزام شوند‌ و نسبت به آزادی و یا حداقل مرخصی سایر زندانیان سیاسی و حتی عادی که حضورشان در جامعه خطری برای امنیت مردم ایجاد نمی کند، اقداماتی (فوری) انجام شود و به این وسیله از بروز اتفاقات ناگواری که ممکن است حق حیات به عنوان یکی از پایه‌ای‌ترین حقوق انسانی را به خطر اندازد، پیشگیری شود و این باور به شدت سست شده در افکار عمومی، که حاکمیت و به‌طور اخص، دستگاه قضایی در ایران نسبت به حفظ سلامت تمامی شهروندان، به ویژه زندانیان،از احساس مسئولیت کافی برخوردار است، اندکی تقویت شود و بپذیرد که دستگاه قضایی با جدیت کافی وظایف قانونی خود را به اجرا در می آورد.

کانون صنفی معلمان ایران(تهران)/ انجمن صنفی معلمان کردستان-سقز و زیویه/ کانون صنفی فرهنگیان گیلان/ انجمن صنفی فرهنگیان کردستان-مریوان/ کانون صنفی فرهنگیان اسلامشهر/ کانون صنفی فرهنگیان شهررضا/ هسته صنفی فرهنگیان استان مازندران/ کانون صنفی فرهنگیان استان بوشهر/ کانون معلمان همدان/ کانون صنفی فرهنگیان الیگودرز/ کانون صنفی فرهنگیان یزد/ کانون فرهنگیان استان اصفهان/ کانون صنفی فرهنگیان استان قزوین/ کانون صنفی مستقل فرهنگیان استان آذربایجان شرقی/ کانون صنفی معلمان کرمانشاه”»

بدون دیدگاه

پاسخی بگذارید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

خبر
صدای مادر #امید_رضایی که برای جان‌بخشان #آبان۹۸ می‌خواند.

🔴با نزدیک شدن به  آبان  خونین دل مادران داغدیده پر از حزن و اندوه بیشتری میشود …. بلند بگو مرگ بر خامنه ای مرگ بر استبداد 🔹 در ویدیو تصویر برخی از جانباختگان آبان ۹۸ دیده می‌شود. #آبان_زنده_است #آبان_ادامه_دارد #آبان_خونین

خبر
آرزوی مادران داغدیده: طناب دار بر گردن خامنه‌ای!

مادر آرش (علیرضا) بابامیری وکیل جوان پایه یک مهابادی که قربانی تصمیم خامنه‌ای برای نخریدن واکسن معتبر کرونا شد، دعا میکند خامنه‌ای خائن توسط جوانان حلق آویز شود. هر مرگ بر اثر کرونا یک نفرین علیه خامنه‌ای بعنوان عامل قتل عام مردم ایران.

خبر
ازدیکتاتوری خامنه ای میراثی تلخ به یادگار مانده،میراثی به نامِ«مادرانِ داغدیده»…

مادرانِ داغداری که هیچ چیزی مرهم دردشان نیست،آنها چیزی برای از دست دادن ندارند،خشم و دردِ مادرِ داغدار،تا ابدالدهر تمام نمی‌شود. این خشم،این غم،این دلِ شکسته،اگر که لبریز شود،اگر که طاقتش طاق شود،مهار شدنی نیست. در فیلم «سریرِ خون»از آکیرا کوروساوا دیالوگی است که میگوید: «تاج و تختی که از …

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: