«در سیزدهمین سالگرد کشته شدن اکبر محمدی، مبارز راه آزادی بخشی از صحبت‌های او در خصوص شکنجه های دوران زندانی بازجویی ودلنوشته زندانی سیاسی گلرخ ایرایی در مورد او

 

سخنان اكبرمحمدى درمورد شکنجه های دوران بازجویی وگوشه‌ای از نظراتش دردهه هشتاد:

حکومت وآقاى خاتمی با دغل بازیهایش بدانند كه نمیتوانند مردم را فریب دهند،خـواستـه مردم جز يك نظام دموکراتیک چیزی نیست

۸ مرداد، سیزدهمین سالروز جانباختن اکبر محمدی است


.

گلرخ ایرایی زندانی سیاسی سابق نوشت: «در سیزدهمین سالگرد کشته شدن اکبر محمدی، مبارز راه آزادی

به قول پدر و مادر گرامی شان “اکبرجان”

آنقدر زدند تا مُرد
اکبرجان زیر شکنجه کشته شد.»

➖اکبر محمدی در سال ۷۸ به همراه برادرش منوچهر محمدی و تعداد زیادی از دانشجویان در طی اعتراضات دانشجویی کوی دانشگاه تهران دستگیر و در دادگاه ویژه انقلاب به اعدام محكوم شد، اما پس از چندی حكم او به ۱۵سال حبس تقلیل یافت (شامل ۱۰ سال زندان و پنج سال حبس تعلیقی). وی بدون حکم جدیدی دوباره دستگیر و به زندان اوین منتقل شد. دستگیری مجددش بدون هیچ توضیحی، با اعتراض «اكبر محمدی» و خانواده اش روبه رو شده بود.

در اعتراض به دستگیری مجدد و توقف وضعیت وخیم درمانی محمدی، وی اقدام به اعتصاب غذای نامحدود در زندان اوین کرد. همبندان او در مصاحبه و با پخش اطلاعیه‌هایی اعلام کردند که با وخیم شدن وضعیت اعتصاب غذای وی و انتقال او به بخش بهداری زندان اوین، مامورین زندان دست و پای وی را با زنجیر بسته و دهان او را هم با چسپ می‌بندند (به دلیل حضور مأموران و بازرسان بین الملل) و در نهایت همان شب او به طور مشکوکی فوت می‌کنند. وکیل مدافع محمدی، خلیل بهرامیان از قول زندانیان دیگر همبند موکل‌اش گفت که محمدی در طول چند روز پیش از مرگ، بارها وحشیانه مورد ضرب و شتم قرار گرفته بود و آثار شکنجه بر بدن او به خوبی نمایان بوده‌است.

پيکر وی شبانه در روستايی در اطراف شهر آمل به نام چنگ میان تحت مراقبت‌های امنيتی بسیار شدید و بدون حضور هیچ یک از اعضای خانواده اش دفن شد.

در مراسم هفتم اکبر محمدی که درميان اندوه بسيار شرکت کنندگان انجام شد، مراسم به شدت از سوی مسئولين امنيتی ولباس شخصی‌ها مورد مراقبت قرار گرفته بود. بسیاری از دانشجویانی که با اتوبوس از نقاط مختلف ایران جهت شرکت در مراسم هفتم وی عازم شهرستان آمل شده بودند توسط مامورین امنیتی متوقف و به طور موقت بازداشت شدند. در نهایت مراسم با شرکت کسانی که توانسته بودند خود را به روستای » چنگ میان » برسانند، تحت نظر مامورین وزارت اطلاعات و لباس شخصیها برگزار شد. مادر محمدی نيز در حالی که گل و شيرينی بر روي مزار اکبر محمدی گذارده بود در اين مراسم می‌گفت: «امروز روز عروسی فرزندم است و همه شما در جشن عروسی اکبر شرکت کرده ايد.»

پاسخی بگذارید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

ترجمه به زبانهای دیگر
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: