دلنوشته سهیل عربی در باره قتل علیرضا شیرمحمدعلی در زندان تهران بزرگ

 

زندانی سیاسی زندان تهران بزرگ سهیل عربی دلنوشته در باره قتل همبندی اش علیرضا شیرمحمدعلی نوشت. روز دوشنبه ۲۰ خرداد ماه ۹۸ علیرضا شیرمحمدعلی, زندانی سیاسی محبوس در زندان تهران بزرگ از سوی ۲ نفر از زندانیان به نام‌های محمدرضا خلیل زاده، متهم مواد مخدر و حمیدرضا شجاع زاده، متهم به قتل عمد و محکوم به اعدام مورد تهاجم قرار گرفته و با ضربات چاقو به قتل رسید.

تحصیلات بی محصول عالمان بی عمل

این پرسش را پاسخ دهید تا دستکم پاسخگوی وجدان خود باشید. فارغ التحصیلان علوم سیاسی, جامعه شناسان و فلسفه دانان این سرزمین دقیقا چه کردند؟ چه می کنند؟

مگر نه این است که سکوت در برابری ستمگری به معنای همراهی با ستمگران است؟ برای من بسیار شگفت انگیز است جوانی از جنوب شهر تهران و از جائی که از هر ۱۰ جوان ۹ تن آلوده به مواد مخدر و یا حتی فروشنده مواد مخدر هستند کتاب در دست گرفت و علیه ظلم و بیدادگری قیام کرد.

جنگید تا دگرگون سازد این دنیای بی رحم را. اما تنها ماند و تنها ماندند. علیرضا و امثال علیرضاها و این بسیار غم انگیز است. آنقدر غم انگیز است که میخواهم این جهان بی رحم را وداع گویم.

خسته ام و بیزار از فارغ التحصیلان دانشگاههای ما “الیت” ما هنوز روبروی باد کولر و زیر لحاف آثار “مارکس گراور” و “چاورسکی” را مرور می کنند و نمی بینند و نمی خواهند ببینند واقعیت و حقایق جامعه پیرامون خود را که اگر ببینند باید واکنش نشان دهند و این یعنی خطر.

مشهور است که بیزار بودم از استککریستها از اپورتونيستها.

اگر نمی دانید و ندیده اید بگویم که در این شکنجه گاه «زندان تهران بزرگ» امثال علیرضا و جوانهائی که هنوز کتاب و قلم در دست میگیرند و آنها که برابری را درک کرده اند و آنها که از خود گذشته اند بسیارند و در اثر بی مسئولیتی والائی ها و بی تفاوتی شما بی تفاوتها آنها هر روز به قتل رسیدند.

علیرضاها, رضا یاوریها, آرش صادقی ها و مجید اسدی ها و دهها زندانی سیاسی دیگر و آنها که از نقاط محروم برخواسته اند. آنها که در عمق لجن زار سرمایه داری پاک ماندند.

یک روز یکی به یک, آنها که از نقاط محروم برخواسته اند, آنها که در عمق لجن زار سرمایه داری پاک ماندند یک به یک و روز به روز به قتل می رسند و تو پس از نوشیدن ۱ فنجان چای خبر بعدی مرور خواهی کرد.

خبر بعدی ! ! خبر بعدی این است.

دو زندانی که قبل از علیرضا توسط «حمید خروس» و هم دستش محمدرضا خلیل زاده به قتل رسیدند هم زحمت کش بودند. در زندان به افرادی که به دلیل ناتوانی از خرید و فقر کارهای زندانیان متنوول را مثل شستشوی لباسها و یا نظافت اتاق آنها را انجام میدهند نیز “زحمت کش” می گویند و او با علم به اینکه خانواده آنها دریافت دیه را به قصاص ترجیح می دهند! یعنی از خون فرزندشان می گذرند تا پول دار شوند این کار را کرد.

تو میتوانی به این خبر واکنشی مثل واکنشهای قبلی داشته باشی و یا می توانی از فقر فلسفه فقر به فقر مبارز برسی و بجای یک بی تفاوت رغت انگیز یک مبارز باشی و دگرگون سازی این جهان بی رحم را.

سهیل عربی
زندان تهران بزرگ

پاسخی بگذارید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: