در دی ماه سال ۹۸در پی تحصن دخترم به کشتار مردم در خیابان، با تعرض وضرب و شتم رییس زندان و مامورین،وی را به زندان زنجان تبعید کردید با دیدن کبودیهای بدنش در اتاق ملاقات به عصایم تکیه دادم وسه بار خدایم را صدا کردم

⭕️وقتی توسط زندانی محکوم به قصاص به تعرض جنسی و مرگ تهدید شد شبهای جهنمی را تا صبح پلک روی هم نگذاشتم ،پدر پیر وناتوان و بیماری که کاری از دستش برنمی آید خداوندم را به کمک طلبیدم

⭕️شبی که تلویزیون کرونای دخترم و همبندیهایش را دروغ خواند خدا را شاهد وحاضر خواندم.همواره دخترم را به صبوری در برابر ظلم ظالمان توصیه کرده ام ،اما گویا حکومت صبر وشکیبایی دخترم را برنمی تابد ودر شبهای اخیر دو بار با توهین و تحقیر از سرسجاده بلند کرده و مانع عبادت او شده اند.

حرفم با حکومت این است شاید جسم دخترم را در قفس کنید ولی نمیتوانید روحش را به زنجیر بکشید وآرمانش را سست کنید دست از آزار و اذیت دخترم بردارید البته من به رنج زندانهای دخترم صبورم اما معترضم و برایش طلب خیر میکنم .

کریم محمدی مهرماه 1399

پاسخی بگذارید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: