روحانی، درست است و همه با هم غرق خواهید شد

  • By :
  • Category : خبر
خبر

f1.jpg

شباهنگ راد

رئیس جمهور «محبوب و معتدل» ایران، همۀ فکر و ذکرش، به عاقبت نظام است. اعتراضات دی‏ماهِ امسال، کلافه‏اش کردُ، به‏موازات آن جنگ و دعواهای‏اش هم با دیگر عناصر و جناح‏های نظام افزایش یافته و در این‏میان یکی دارد، دیگری را مسئول نابسامانی‏های جامعه و تعرض به معیشت مردم معرفی می‏کند. در حقیقت هر یک از آنان در تلاش‏اند تا گلیم خود را از آب بیرون به‏کشند و خود را به‏عنوانِ عنصر و یا جناحِ وفادار به‏منافع‏ی مردم معرفی کنند. داستان و حکایتِ عناصر وابسته به نظام از آغاز تاکنون، داستان و حکایتِ «آی دزد، آی دزد …» شده است. خلاصه داستان و حکایتِ مسخره‏ای‏ست و این جانیان درک کرده‏اند که مرم در مقابل آنان – و آن‏هم – با تمام وجود، به صف شده‏اند و در انتظار باز پس‏گیری اعمال جنایت‏کارانۀ چندین دهۀشان‏اند. دلیل آن روشن است، چرا که چیزی برای مردم باقی نه‏گذاشته‏اند و جامعه را به‏کمک هم‏دیگر، به فساد و به تباهی کامل کشانده‏اند. دست بردار هم نیستندُ با چنگ و دندان، در فکر بردوامی بیش از این نظام‏اند. حاضر به پس زدن دوستان و یاران‏شان‏اندُ، امّا راضی به صدمه خُوردن نظام نیستند. البته این از زمره خاصیت نظام‏های طبقاتی‏ای هم‏چون نظام سرمایه‏داری وابستۀ ایران است.

در هر صورت جامعه در این چندین دهه، شاهد جنگ و جدل‏های لفظی – عملی، و رفتن و آمدنِ عناصر متفاوتِ نظام بُوده استُ، دیده شده است‏که، چگونه نظام، دُوره و عمرِ سیاسیِ هر یک از عناصر و یارانِ سرمایه را – و آن‏هم بنابه مصلحت روزگار -، به سر، و به اتمام رسانده است، امّا راضی به‏مخاطره انداختن موقعیت و منافع‏ی طبقه در مقابلِ مطالبات پایه‏ای کارگران، زحمت‏کشان و دیگر قربانیان نظام امپریالیستی نیست. رمز و رازی در کار نیستُ، استفاده از زورِ عریان و عنان گسیخته، به طبقۀ حاکمه، مجال چهار دهه داده است. در این چهار دهه نظام جمهوری اسلامی علی‏رغم اتخاذ سیاست‏های مذبوحانه و با به‏میان کشاندن جناح خوب و بد در درون جامعه، نه‏توانسته است، از اوضاعِ در هم ریختۀ سیاسی درون حاکمیت بیرون بدر آید. به عبارت دیگر باید گفت که وضع سیاسیِ مدافعین نظام، بسیار درب و داغان، بغرنج و بُحرانی‏ست. حکومت‏مداران در این‏مدت جناح راست را به‏عنوان دولتِ مدافع‏ی حقوق انسانی بر سر کار گذاشتند، مردم به مخالفت با آن برخاستند؛ دولتِ اصلاح‏طلب را به‏منظور سوپاپ اطمینان بیش‏تر، به جامعه تحمیل نمودند، باز هم کار نه‏کرد؛ دولت به‏اصطلاح مبارزه با مفاسد اقتصادی را بر سر کار آوردند، اوضاع بدتر از گذشته شده است و بالاخره، مابین اصول‏گرا و اصلاح‏طلب، جناحِ «معتدل» را علم کرده‏اند تا شاید اوضاع سیاسی و درهم ریختۀ نظام را، سر و سامان دهد، این هم جواب نه‏دادُ، مردم در ابعادی گسترده‏تر در صحن جامعه حضور یافته‏اند و خواهان حقوقِ پایمال شدۀشان از دولت‏مردانِ نظام شده‏اند. در حقیقت اوج تنفر و انزجار مردم نسبت به جناح‏ها و دولت‏های متعدد نظام را می‏شد در دُوره‏های متفاوت و بویژه در تظاهرات وسیعِ مردم در دی‏ماهِ امسال، به‏عینه دید.

براستی که اعتراضات اخیر، دمار از روزگار دولت‏مردان و دیگر مدافعین نظام در آورده است و دیده شده است‏که چگونه یارانِ وفادار به طبقۀ سرمایه‏داری، به‏دست و پا افتاده‏اندُ دائماً، در پیِ، پند و اندرز به هم‏نوعان خود در مقابل موج اعتراضات مردمی‏اند. نمونۀ نگرانی‏ها و دست و پا زدن‏های سردمداران نظام را می‏توان در نشست هیأت دولت بریاست «حسن روحانی» – و به‏تاریخ هیجدهم اسفند – دید. «روحانی» در این نشست تاکید نموده است‏که: «ضربه به دولت، ضربه به نظام است، بعضی‏ها فکر می‏کنند که اگر دولت تعضیف شد، نهادهای دیگر تقویت می‏شوند، این‏طور نیست؛ ما امروز در یک کشتی نشسته‏ایم و اگر بخشی از کشتی تخریب شود، همه کشتی با هم غرق می‏شود».

«حسن روحانی» برای یک‏بار هم که شده، راست گفته و از دروغ‏گوئی فاصله گرفته است. چرا که پی بُرده است از منظر مردم، همۀ آنان، سر و ته یک کرباس‏اند؛ پی بُرده است‏که وی را تحت عنوان عنصر «معتدل» به وسط انداخته‏اند و بادبان کشتی ترک برداشته و زوار در رفته را به دست‏اش داده‏اند، تا از غرق شدن زودهنگامِ نظام جلوگیری به‏عمل آورد؛ فهمیده است‏که حنای جناح‏های رنگارنگ نظام، رنگ باخته است و مردم کم‏ترین گوش شنوا و توجه‏ای به اصولگرایان، اصلاح‏طلبان، اعتدالیون و رنگ‏های سبز و امثالهم ندارند. به اشکال گوناگون مخالفت‏ها و نهِ مردم، نسبت به جناح‏های متفاوت نظام را در این چندین دهه دیده‏اند و به‏دنباله و همین چند وقت قبل بُود که، زنی در اعتراضاتِ دی‏ماه امسال به آخوندی که از وی پُرسیده بُود، شما چه می‏خواهید، پاسُخ داده بُود که: «ما از شما چیزی نمی‏خواهیم، فقط بروید، گورتان را گُم کنید».

این خواست قلبی و باطنی مردم از منادیان سرمایه و جناح‏های رنگارنگ نظام است. مدت‏هاست که مردم زنگ بزیر کشیدن دولت‏مردان و حکومتی‏یان نظامِ جمهوری اسلامی را به‏صدا در آورده‏اند و با تمام وجود، در پی غرق کردن همۀ سرنشینان کشتی جنایت‏بار نظام‏اند. تاکیدها و دانسته‏های دولت‏مردان هم، پیرامونِ افکار و عکس‏العملِ مردم نسبت به دیگر نهادها و ارگان‏های وابسته به نظام، دُرست و حقیقی‏ست. رئیس دولت فعلی به‏همراه دیگر یاران نظام، صدای رسای اعتراضات رادیکال را شنیده است و به‏دنباله هم به «ولایت فقیه» هشدار داده است‏که: «اگر نارضایتی‏های مردم را نادیده به‏گیرد، سرانجامی هم‏مانند سرانجام شاه در انتظارش خواهد بُود».

باری، این نگاهِ و افکار پائین‏دستان نسبت به بالادستان است و در ادامه خیابان‏های ایران، به‏دلیل التهاب سیاسیِ بسیار بالای جامعه، هر آن، آمادۀ اعتراضات وسیع‏تر و گسترده‏تر مردمی‏ست. بی‏دلیل هم نیست که «عبدالرضا فضلی‏رحمانی»، وزیر کشور در دو مصاحبه جداگانه با روزنامه‏های همشهری و ایران چاپ تهران، در تشریح دلایل و ریشۀ ناآرامی‏های دی‏ماه گفته است: «عوامل نارضایتی هنوز از بین نرفته و یک جرقه کافی است تا شعله‏ور شود».

به طور قطع چند نمونۀ فوق، گواهِ این مدعاست که، هم تنش سیاسی جامعه شدیدتر و رادیکال‏تر شده است، و هم تب و لرزِ سیاسیِ سردمداران متفاوت نظام بالا رفته استُ، در این‏میان بعضاً از آنان و ریاکارانه دارند، از بی‏عدالتی‏های موجود در درونِ جامعه، و هم‏چنین از عدم انطباق خواست مردم با خواستِ مسئولین حکومتی – دولتی، حرف به‏میان می‏آورند!!

واقعیت این است‏که سردمداران رژیم جمهوری اسلامی چهار دهۀ آزگار، مردم را در بدترین موقعیت سیاسی – اقتصادی و اجتماعی قرار داده‏اند؛ چهار دهۀ آزگار، اموال عمومی را بالا کشیده‏اند و مردم را از بدیهی‏ترین نیازهای زنده‏گی محروم کرده‏اند؛ هزاران کودک را از رفتن به سر کلاس‏ها باز داشته‏اند و وارد میادین ناامن جامعه نموده‏اند؛ میلیون‏ها فارغ‏التحصیل را، به سمتِ ارتش بی‏کاران هُل داده‏اند و این‏روزها، دارند از بی‏عدالتی‏های حاکم بر جامعه و از نداری مردم می‏گویند! یکی دو تا نیستند و «احمدی‏نژاد» هم در چنین زمانه‏ای، به‏یکی از پرچم‏داران «دفاع از حقوق مردم» و از جمله ایرادگیران جناح‏های رقیبِ دولتی – حکومتی تبدیل گردیده است. وی در سُخنرانی عصر روز جمعه – به‏تاریخ هیجدهم اسفند ماه – در «مسجد سلطان آباد تهران» گفت: «جمهوری اسلامی برپا شده است‏که آزادی مردم را تأمین کند و یاور مردم در برپایی عدالت باشد. اگر جامعه شاهد فقر و بیکاری قشرهای وسیعی از جامعه از یک‏سو و برخورداری نامحدود عده‏ای قلیل از سوی‏دیگر است، ناشی از آن است‏که در پیشگیری و انجام این دو ماموریت موفق نبوده‌ایم.» و در ادامه می‏گوید: «به بهانه این‏که، اعتراض به ظلم‌ها و نابسامانی‌ها و بی‏عدالتی‏ها، موجب تضعیف نظام است، طی چند دهه به روش‏های گوناگون از اعتراض به اشتباه‌کاری‏ها و تصمیمات غلط و سوءاستفاده‏ها جلوگیری شده است و این منجر به توسعه اشکالات گردیده است. مقامات جمهوری اسلامی و همه تصمیم‏گیران باید خود را با خواست مردم تطبیق دهند. اگر کسانی در مناصبی باشند. هرجای ایران بروید مردم از سه قوه ناراضی هستند، دیگر چگونه باید اعلام شود؟

مضحک است و به‏باور «احمدی‏نژاد» جمهوری اسلامی آمده بُود تا آزادی مردم را تضمین کند و یاور مردم در برپایی عدالت باشد!! نظامِ آزادی‏طلبی که، مولّد سنندج خونین در نوروز پنجاه و هشت بُودُ و صدها تن را بدون محاکمه و آن‏هم با دستان و چشمان بسته، به گلوله بست؛ نظامِ مردمی که دست به تعرض و کُشتار مردم ترکمن‏صحرا زد؛ مدافعین عدالتی که حادثۀ قارنا، قله‏تان و …. را آفریدند، که متأسفانه گذشت زمان نه تنها کمکی به دردهای خانواده‏های جان‏باخته‏گان آن سال‏ها و دهه‏ها نه‏کرده است، بلکه هم‏چنان دارد، هم‏چون کابوسی دهشتناک، بر ذهن و بر جسم‏شان سنگینی می‏کند. گفتنی‏ست که پای‏بندی به محتوای آزادی و عدالت، با فرهنگِ نظام جمهوری اسلامی بیگانه – بُوده و – است؛ چرا که این نظام را بر سر کار گمارده‏اند تا دایرۀ آزادی‏های نیم‏بندِ بعد از سرنگونی شاه را، محدودتر و تنگ‏تر نماید و بر دامنۀ بی‏عدالتی‏های درونِ جامعه بی‏افزاید. خوش‏بختانه مدت‏هاست که هم فضای جامعه تغییر کرده است، و هم نظام، قادر به برقراری روابط و مناسبات دهۀ شصت و هفتاد نیست. در پرتو چنین تغییرات و با اوج‏گیری روزانۀ نارضایتی مردم از سه قوۀ نظام است‏که، جامعه شاهد عروج و بازتولید «مخالفانی» هم‏چون «احمدی‏نژاد» می‏باشد.

براستی کسانی – این‏روزها – مدعی برقراری عدالت اجتماعی در درونِ جامعه‏اند و به‏هواداری از حقوقِ مردم برخاسته‏اند که در پروندۀ سیاسی‏شان، پُر از جنایت، پُر از بالا کشیدن اموال عمومی، پُر از مثله نمودن بدن مخالفین در درونِ زندان‏های مخوف جمهوری اسلامی، پُر از به تباهی کشاندن زنده‏گی کودکان و گسترده‏گی فقر، نداری و بی‏کاری بیش از پیش میلیون‏ها انسانِ دردمند است. گویا «احمدی‏نژاد» هم به‏مانند رئیس جمهور فعلی نظام، «عاقل» شده است و بُو بُرده است‏که، فاصلۀ کشتی نظام به قعر دریا، روز به روز دارد، کم و کم‏تر می‏شود. در فکر بیرون انداختن خود از کشتی ترک برداشته و زوار در رفتۀ نظام استُ، به‏همین سبب بر تقلای خود افزوده است و دارد حساب خود را، با دیگر مسئولین دولتی – حکومتی جدا می‏کند. ریاکار است و زمان زیادی از ارتکاب جنایات ددمنشانه‏اش در حق مردم نه‏گذاشته است و در این‏میان، مردم هم از یاد نبُرده‏اند که چگونه وی هشت سال به‏طور مستقیم، در به‏خاک و خون کشاندن میلیون‏ها انسان رنج‏دیده انجام وظیفه نموده است و به‏عنوان مسببین و عاملین تخریب جامعه، و هم‏چنین به‏عنوان دست‏اندرکاران و مسئولین بالای نظام، در تنگ‏دستی هر چه بیش‏تر زنده‏گی کارگران، زحمت‏کشان، زنان، جوانان، کودکان و دیگر قربانیان نظام امپریالیستی، نقش مهم اساسی‏ای داشته است؟

بدون کم‏ترین تردیدی پوشۀ همۀ مسئولین و دست‏اندرکاران نظام از آغاز تاکنون، بر روی میز عدالت قرار دارد و بر خلاف جنایت‏کارانی هم‏چون «روحانی» و «احمدی‏نژاد»، عدالت و قضاوت تاریخی را نمی‏توان به‏بازی گرفت. حسابرسی در کار است و باید مسئولیت اعمال کثیف خود را پذیرفت و تأوان همۀ آنانرا باز پس داد. راهِ فراری نیست و موج سواری در دُوران انقلاب، و در دُوران بالا آمدن پتانسیلِ مبارزاتی و افکار پیش‏روندۀ مردمی ناممکن می‏باشد. انقلابات بوقوع پیوسته در اقصا نقاط جهان، نمایان‏گر این واقعیات است، جانیانی که در دُوران زمام‏داری‏شان، فکر و ذکرشان در تاراج اموال عمومی و در تعرض به معیشت زنده‏گی سازنده‏گان اصلی جامعه بُوده است، در تندو‏پیچ‏ها و در دست‏اندازهای مبارزاتی گیر خواهند کرد و قادر به گریز از اجرای عدالتِ اجتماعی نه‏خواهند بُود. همۀ مقامات و تصمیم‏گیران چندین دهۀ نظام، در هر رده و منصبی، و آن‏هم در فردای انقلاب، مورد بازخواست و محاکمه قرار خواهند گرفت، تا هم جامعه بر میزان و بر عمقِ جنایات ارتکابی‏شان آگاه گردد، و هم، هر آن‏چه را که انجام داده‏اند باز پس دهند. انقلاب حقیقی یعنی تصفیه حساب‏های طبقاتی؛ یعنی برگرداندن و سمت و سو دادن عدالت اجتماعی، به مسیر راستین و بالنده؛ یعنی پس زدن همۀ منفعت‏طلبان و سودجویان در عرصه‏های متفاوتِ جامعه؛ یعنی برگرداندن قدرت به دستان توان‏مند یگانه طبقۀ تا به آخر انقلابی؛ طبقه‏ای که نه به‏فکر خویشتن، بلکه همۀ فکر و ذکرش، در باروری جامعه، و هم‏چنین در تضمین آرامش و آسایش، و زنده‏گی بهترِ سازنده‏گان اصلی جوامع‏ی بشری‏ست.

بدون دیدگاه

پاسخی بگذارید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

خبر
وضعیت کارگران بازنشسته ایران خودرو!

به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، خواسته های بازنشسته های ایران خودرو چنین است: ١- صندوق بازنشستگی آینده ساز بسیار ناکارآمد و وضعیت بازنشسته ها به لحاظ درمان و مستمری ها بسیار افتضاح است. ٢- تعدادی از کارگران بازنشسته شده در شهریورماه، از پاداش قدردانی محروم شده اند و پاسخی از …

خبر
پیروزی های کارگران پروژه ای همچنان ادامه دارد!

به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، طی مدتی که کمپین افزایش حقوق در اجرا بود، نامه هایی به نهادهای دولتی آماده و در تاریخ ۲۵ مرداد فرستاده شد از جمله قوه قضاییه. در این نامه ها که به امضای ۱۰۰۰ کارگر پروژه ای با کدملی ارسال شده بود آقای مازیار گیلانی …

خبر
تجمع مربیان پیش دبستانی اهواز و شهرستان ها در مقابل استانداری اهواز

نیروی پیش دبستانی نیروی با کیفیت مربی مظلومه از حقوقش محرومه دوشنبه ۵ آبان #نه_به_اعدام #قیام_نزدیک_است #نه_به_جمهوری_اسلامی #MansourOsanlou 🆔http://t.me/khabargar

ترجمه به زبانهای دیگر
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: