زندگی در زندان به قلم محمد نوریزاد

قصه هشتم؛ امین و علی ـ ۲۵ خرداد ۹۹

 

محمد نوریزاد در پایان این فایل صوتی به رسم فایلهای دیگرش خطاب به مردم ایران می گوید؛ فراموشمان نشود که «از سید علی خامنه ای بپرسیم از کشتار زندانیان در سال ۱۳۶۷ چه خبر»!

محمد نوریزاد در فایل صوتی، « قصه هشتم؛ امین و علی» که از زندان اوین بیرون داده

به داستان پنج جوان عرب زبان خوزستانی که برای اعتراف گرفتن از آنها، از خانواده هایشان استفاده کرده بودند می پردازد.

این زندانی سیاسی می گوید در زمانی که در زندان اطلاعات مشهد زندانی بود، پنج جوان عرب زبان خوزستانی را که به عنوان «داعشی» بازداشت کرده بودند به زندان اطلاعات منتقل کردند، نام دو نفر از آنها «امین و علی» بود و برای اعتراف گیری از آنها وقتی شلاق و شکنجه های بدنی کار نکرده بود، زن و بچه چهارساله شان را از خوزستان به مشهد و سلول بازجویی آورده بودند و تهدید کرده بودند که اگر به آنچه آنها می خواهنداعتراف نکنند، زن وبچه هایشان را در زندان نگاه می دارند و به این صورت از آنها اعتراف گرفته بودند!

آقای نوریزاد در ادامه می افزاید هنگامی که از بازداشتگاه اطلاعات مشهد به بند عمومی زندان وکیل آباد بند «۶-۱» که بند زندانیان سیاسی است منتقل شدم آن دو جوان عرب زبان نیز آنجا بودند و به من گفتند که ما شیعه بودیم ولی چون خیری از شیعه بودن ندیدیم، سنی شدیم و همین سنی شدن، ما را در نگاه اطلاعاتیها داعشی کرده است و ما هم با دیدن زن و بچه هایمان هر چه خواستند نوشتیم و امضا کردیم.

این مبارز نستوه و آزادیخواه می گوید؛ در همین بند «۶-۱» زندان وکیل آباد مشهد به دو زندانی سنی دیگر برخورد کردم که «برادران اطلاعاتی امام زمان» برای به زانو درآوردنشان به مقعدو آلت تناسلی شان گاز فلفل تزریق کرده بودند….

محمد نوریزاد در پایان این فایل صوتی به رسم فایلهای دیگرش خطاب به مردم ایران می گوید؛ فراموشمان نشود که «از سید علی خامنه ای بپرسیم از کشتار زندانیان در سال ۱۳۶۷ چه خبر»!

پاسخی بگذارید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.