شکوفه آذر ماسوله زندانی سیاسی سابق و فعال مدنی وحقوق بشر : افتخار میکنم که حتی یکبار انگشت ام رابرای انتصابات دیکتاتوری خمینی وخامنه ای رنگین نکردم (تحریم انتصابات حکومتی رابه خواسته ای همگانی وملی تبدیل کنیم )

ویدیو ها

انگشت در خون #

رای بی رای #
#نه_به_انتخابات

#سوختگان_آنفولانزا_کیستند
#حکومت_دروغ
#اتحاد_مبارزه_پیروزی
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#آری_به_حکومت_دموکراتیک
#جنبش_همبستگی_ستمدیدگان_دادخواه_ایران

افتخار میکنم که حتی یکبار انگشت ام رابرای انتصابات دیکتاتوری خمینی وخامنه ای رنگین نکردم (تحریم انتخابات رابه خواسته ای همگانی وملی تبدیل کنیم )
درود بر مردمان شریف سرزمینم که این روزها بسیاری شان داغدار و درسوگ کشتار وحشیانه جانبخشان اعتراضات آبان ۹۸ و سقوط هواپیمای عمدی اکراین اند.
.بسیاری خانواده ها درب زندان های مختلف از اوین و رجایی شهر وتمامی شهرستان ها درگیرعزیزان ونازنینان گمنام دستگیر شده در این اعتراضات هستند و فریاد رسی ندارند… دقیقا شرایطی که بسیاری خانواده ها واز جمله من وخانواده ام در دهه شصت تجربه کردیم… شاید اگر آن روزها برای بسیاری از مردم که تجربه زندان سیاسی رانداشتند میگفتیم که پاسداران درزمان دهه طلایی عمام راحل پول تیر و شیرینی برای اعدام خانواده ها میگرفت قابل تصور نبود….شاید اگر میگفتیم مادربزرگم نه ماه اشک میریخت بخاطر ممنوع الملاقات دخترش وبیم این داشت که آیا اورا نیز به عنوان دختر باکره بعد از تجاوز اعدام کرده اند برای بسیاری قابل باور نبود که انسانی را نه ماه ممنوع الملاقات کرده اند وخانواده ای عذاب کشیده اند چون سهمیه قندش را به هم بندی اعدامی اش بخشیده بود که فرزند شیر میداد… اما برای تمامی خانواده های خاوران و خانواده های رنج کشیده دهه شصت این لحظات غیر باور تکرار شده است…
من به عنوان تنها فرزند باقیمانده ازیکی از صدها هزار خانواده دادخواهان دهه شصت هستم که کودکیم با اعدام و زندان ممنوع الملاقاتی خانواده ام سپری شد وهرگزانگشتم را سبز و شکلاتی و بنفش نکردم وحکومت دیکتاتوری اسلامی را در هیچ رنگ و شکلش قابل انتخاب و قابل اصلاح ندیدم. انتصابات حکومتی را همیشه تحریم کردم وهرگز گزینه بد وبدتر در ذهنم جای نگرفت چون معتقد بودم وهستم که سرزمینم، ایرانم، لایق بهترین هاست….
اکنون که بعد از ۴۱ سال حتی بسیاری فعالین اصلاح طلب در زندان ها، وهنرمندان وسینما گران و بسیاری فعالین سیاسی داخل وخارج کشور به پاس آبان خونین ۹۸ این انتخابات و دهه زجر را تحریم کرده اند از مردم شریف ایران که این روزها شرایط وحشتناک اقتصادی گرده شان را خم کرده وبسیاری انسان های باشرف که جزو رانت های حکومتی ودزدان اختلاس گران نیستند در شرایط فقر مطلق و سفره خالی به سر میبرند در شرایطی که حکومت ضحاک خامنه ای در ضعیف ترین وضعیت به سر میبرد به کارزار تحریم انتخابات بپیوندند و عمیقا باور کنند همراهی با حکومت ستمگر ورای دادن به قاتلین پویا بختیاری و حداقل ۱۵۰۰ نفر جانباخته راه آزادی قیام آبان وتمامی خون های پاکی که در طی این ۴۱ سال خیابان ها وزندان ها را رنگین کرده است قابل بخشش و چشم پوشی نیست…

در انتهابه عنوان سالگرد تولدم میپردازم به خاطرات یک روز زندان بند زنان اوین… وتاکید میکنم تاروزی که حتی یک زندانی سیاسی و عقیدتی در ایران وجود دارد دست از مبارزه برنخواهم داشت… عهدی که در قلبم وبا یاران همراه ام در خاک مقدس اوین که آزادیخواهان بسیاری را درخود جای داده بسته ام….
شکوفه آذر ماسوله فعال مدنی با یاد اوری خاطره ای از بند نسوان زندان اوین رنج هاو حکم های طویل المدت زنان زندانی را در ماه بهمن(بهمنی که خونین جاویدان شد ) به چالش میکشد…

می دانم،
در این سرزمین
بهاری نخواهد بود،
بیا سراب را
بهانه کنیم.
من مردمان ساده دلی را می شناسم
که در زمستان بی پایان،
بهار را در خواب دیدند و عکسی در ماه…
افسوس که رویای بهاروجوانه به تاراج رفت و سالهاست چشم انتظار خورشید ازادی… و رویش ..
شب تولدم در بند نسوان زندان اوین:
سال گذشته در چنین تاریخی شب تولدم را در بندنسوان جشن گرفتم… در کنار دلهایی پر از عشق و عاطفه و مهربانی..
صبح در هواخوری; اولین کادوی تولدم را از اتنا فرقدانی نازنین ،اری همان دختری که همیشه از او در پست های فیس بوکم دختری با چهره ای فرشته گونه یاد میکردم ،گرفتم.
در کنار هم در سرمای بهمن ماه در هواخوری یک کیک کوچولو را که به جای شمع با ماکارونی تزئین کرده بود خوردیم و دستبند زیبای چرمی را بهم هدیه داد… دستبندی که نقش زنجیر داشت.. اری شاید تمثیل زنجیرهای دست هایمان.ناهار میهمان صدیقه ; مرادی و بچه های سازمان مجاهدین بودیم و لوبیا پلو دست پخت صدیقه جانم راخوردیم… صدیقه مرادی انسان نازنینی که سالهای سال در بندنسوان زندانی بود و به مانند مادری مهربان برای بچه ها…
چگونه میشود این حس های ناب انسانی را فراموش کرد.. ؟؟!!
حس های ناب انسانی بدور از هرگونه منفعت و ریا… حس هایی که فقط در زندان و در بند سیاسی.. یا بندنسوان زندان یافت میشود..
عصر مریم گلی (مریم اکبری منفرد )با امکانات بسیار محدود زندان کیک پخته بود… بدون فر و امکانات ولی بسیار خوشمزه.. شاید چون طعمش با عشق و باور و ایمان عجین شده بود… مریم گلی نازنین با لبخندی همیشه برلب و حکم پانزده سال که تا کنون هفت سال ان گذشته و فقط هفته ای یکبار دختر های نازش را میبیند.. دختری ۱۷ ساله ودیگری حدودا ۱۳ساله …بچه هایی که اکنون هفت سال است تصورشان از مادر ملاقاتی کابینی ۲۰ دقیقه ای و نهایتا ملاقات حضوری… مریم گلی فقط به دلیل دیدار با برادرش در اشرف به ۱۵ سال زندان به جرم محاربه محکوم شده… بهاره هدایت و نسیم باقری از بچه های بهایی هدیه هاشان را در تختم گذاشته بودند… در پاکت های کادو و حس زیبای مهربانی و یکدلی …بهاره از بچه های جنبش سبز و شش سال در زندان و دوسال تعلیق اش رو هم ظاهرا تایید کرده بودند… البته تازگی ها ازاد شده.. بهاره همیشه سرش به کار خودش و در حال مطالعه و معمولا تنهاست و غمی پنهان در چهره اش موج میزند..
فریبا کمال ابادی نازنین کیفی که تماما قلاب بافی ایست بهم هدیه داد.. فریبا از چهره های شاخص بهاییت… بیست سال حبس دارد که هشت سالش را گذرانده.. و جدیدا حکم اش طبق قانون ۱۳۴شده ده سال ؟؟؟!!!
چقدر دردناکه که به جرم بهاییت ۲۰ سال حبس به انسانی که در زندان کلاس فلسفه و تاریخ میگذارد و همگی ازسواد و اطلاعات اش بهره مند میشویم بدهند…
ریحانه حاج ابراهیم عزیزم عروسک بافتنی از کارهای دستی خودش بهم هدیه داد.. دختری که حکم اعدام اش به ۱۵سال زندان تبدیل شد و همسرش در بند ۳۵۰ اوین..
در شب عاشورای ۸۸ ریحانه و همسر و پدر شوهر و مادر شوهرش دستگیر شدند و هفت ساله که در زندانه..و شاید تنها ارزویش زندگی در خارج از زندان با همسرش.. او در زندان با همسرش که اکنون نیز زیر حکم اعدام است ازدواج کرد… اتنا دایمی بهم یه شال سبز که خودش بافته بود و صدیقه دستکش و هد بند کار دستی خودش رو …مرجان داوری کلاهی صورتی; که در طول این مدت کوتاه بافته بود بهم هدیه داد اخه اون موقع تازه به بند نسوان اومده بود و
تازگی ها شنیدم که تبعیدش کردن به قرچک.. البته مرجان هم فکر نکنید جانی بود نه کتاب ترجمه میکرد و نقاشی میکرد…
زهرا زهتابچی عزیزم یه قاب عکس زیبا که نقش کبوتر داشت بهم هدیه داد… اونم از کارهای معرق خودش..
زهرا هم از بچه های سازمانی بود با ۱۲سال حبس. و خلاصه بقیه بچه ها هر کدوم شون با شرایط محدود زندان هر کدوم شون هدیه های جالب و بامزه ای برام داشتند
اری اینجا بند نسوان است… انسان هایی سرشار از عشق وبه تمامی رها شده از بند…
زنان و دخترانی که به اقدام علیه امنیت ملی محکومند…. ؟؟!!!نرگس محمدی روفراموش کردم اون غم دردناک دوری از علی و کیانا اش رو با لبخند های همیشگی و شیرینش پنهان کرد..

در خون

بدون دیدگاه

پاسخی بگذارید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

خبر
فیلم تجمع اعتراضی خانواده‌های جانباختگان پرواز #PS752

آن جنایتکارانی که بچه های ما را از بین بردند کجایند؟ چرا معرفی نمی شوند! 👈فیلم  تجمع اعتراضی امروز خانواده‌های جانباختگان پرواز #PS752 مقابل مرکز مطالعات سیاسی و بین‌المللی وزارت امور خارجه رژیم هواپیمای پرواز ۷۵۲ تهران ــ کیف در ۱۸ دی ۱۳۹۸ با شلیک سپاه تروریستی پاسداران سرنگون شد …

خبر
انتقال سمانه نوروزمرادی، زندانی مشروطه‌خواه، به زندان رودسر

روز چهارشنبه ۳۰ مهرماه ۱۳۹۹، سمانه نوروزمرادی، زندانی مشروطه‌خواه، که در حال گذران دوران محکومیت خود در زندان اوین بود، به زندان رودسر منتقل شد. ‌ گفته می‌شود سمانه نوروز مرادی را به بهانه ملاقات با وکیلش از بند زنان زندان اوین خارج کرده و بدون اطلاع قبلی به زندان …

خبر
پرونده سازی در زندان| جلسه بیدادگاه محمد بنازاده امیرخیزی، مجید اسدی و پیام شکیبا برگزار شد

مجید اسدی، محمد بنازاده امیرخیزی و پیام شکیبا نهایتا در تاریخ یک مردادماه امسال جهت بازجویی از بابت این پرونده از زندان رجایی شهر کرج به بازداشتگاه وزارت اطلاعات موسوم به بند دویست و نه زندان اوین منتقل شدند. آنها نهایتا اواخر شهریورماه امسال با پایان ایام بازجویی به بند …

ترجمه به زبانهای دیگر
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: