عدم حمایت قانونی از پناهندگان ساکن ترکیه باز هم برای این قشر دردسر ساز شد

ضرب و شتم وبه کمپ فرستاده شدن خانواده پناهجوی ایرانی در شهر دنیزلی ترکیه به جرم نوشیدن مشروب در ماه رمضان توسط همسایگان شان در ترکیه

این افراد در حال حاضر درکمپ هستند وبیش از یک ماه در کمپ بلاتکلیف هستن

بهاره توسلی ثانی سید امیر ارسلان تشکررضا مرادی

محمد جهانی داریونی علی رضا آریایی‌فر

بهزاد فلاحی

احمد بردبار مدبر
توریست

 

من تو خونه نشسته بودم با مامانم داشتیم از طریق ویدیو کال با خالم حرف میزدیم،داداشم از در پایین میاد تو خونه من فکر کردم که برنامشونو اوردن سمت خونه ما بعد شنیدم صدای ارسلان داره میاد اول فکر کردم داره میخنده رفتم پایین ببینم داره چیکار میکنه یهو دیدم صورتو بینیش خونیه ،داره گریه میکنه منم جیغ زدم مامانم امد پایینو ارسلانو تو اون وضعیت دید عصبانی شد پاشد رفت اونجا ارسلانم دید مامان داره میره سریع رفت باهاش،
من میگفتم نرو پس واستا من بیام سریع رفت و ارسلانم رفت البته چون پلیسا ترکارو هراهی کردن با ترکا بودن
ارسلان مخالف رفتن به اونجا بود و شکایت کردن
شکستگی بینی ارسلان و محمد زمانی بود که خود ترکا زنگ زده بودن به پلیس بعد جلو پلیس این بچه هارو زدن پلیس هیچ کاری نکرد فقط نگاشون کردو رفت
از اینجاشو از مامانم وویس گرفتم
مامان رفت اونجا جلو در خونه بچه ها دوتا ساختمونه که جفتش واسه یکیه رفت تو اون ساختمونی که بچه ها بودن چندتا ترک جلوشو گرفتن گفتن کجا داری میری مامانم دست و پا شکسته جواب داد که واحد ایرانی کجاست اونا گفتن چاتی مامان رفت بالا در خونه رو زد درو باز کردن یک عده پسر ترک جوون رفته بودن تو خونه احمد نشسته بودن به مامان گفتن کسی اینجا نیست همرو پلیس برده بعد مامانم پرسیده که فقط ایرانیارو بردن گفتن نه ترکارم بردن مامان از ساختمون میاد پایین که ارسلانو سریع برسونه بیمارستان که رضا بهش زنگ میزنه ببینه حال ارسلان چطوره مامان میگه که دماغش شکسته و مترجم میخواد که بره بیمارستان، رضا از واحدش میاد پایین ترکا همه میریزن پایین رضا اصلا دعوا نکرد ولی دست رضا رو گرفته بودن و میخواستن بزننش هی تهدیدش میکردن پشت رضا،سامی هم از واحدش میاد پایین ،مامان میره جلو که چون زنه کسی روش دست بلند نمیکنه اینارو از هم جدا کنه، بهزاد رو پشت بوم همسایه قایم شده بود که از اونجا میبینه پایین سرو صداست و بچه ها پایینن سریع خودشو میرسونه پایین تا میرسه پایین کلی ترک دیگه هم از اون ساختمون میان پایین ،بچه ها ترکارو هل میدادن که برن اما اونا حمله کردن به بچه ها چندتاشون چاقو داشتن یکی دو نفرشون دستشون تسمه پرده بود بعد شروع کردن به مامان من فحاشی کردن ،مامان بچه هارو سوار ماشین میکنه میره پلیس که ازشون شکایت کنه پلیس میگه وایسین شکایت نامه پر کنین که تا پنج صبح نگهشون میداره به بهونه پر کردن شکایت نامه اما بعد بچه های مارو بدون دلیل دستگیر میکنن حتی یه دونه از اون ترکاهم دستگیر نمیشه مامانم ادرس خونه اونارو میده پلیس میره اونجا و ترک ها میگن که این ها به دین و مذهب و رییس جمهور ما فحاشی کردن و ما باهاشون درگیر شدیم در حالیکه اصلا خودشون پا شدن امدن جلو در خونه بچه ها و حمله کردن به بچه ها
تموم اون ساختمون دست اون ترک ها بود که عکس چند نفرشون هم موجوده
مادر من برای دفاع از بچش که حق طبیعی هر پدر مادریه رفت که به صورت قانونی پیگیر این قضیه بشه پلیس ها حتی از ترک ها تست الکل نگرفتن در حالی اونشب در حال خوردن مشروبات الکلی(راکی) بودن و تو حال خودشون نبودن
حتی یک نفر از ترک ها دستگیر نشد در حالی که بالای بیست نفر ترک اون شب تو اون درگیری حضور داشت
دوربینای مداربسته رو هم حتی چک نکردن
ما برای خالی کردن خونه یکی از دوستانمون رفتیم به اون ساختمون اما همون ترک ها امدن و مارو گیر انداختن و گفتن یا هشتصد لیر میدین یا شماهارم میفرستیم محکمه ،از قضیه کمپ رفتن بچه ها خبر دار بودن
که بعد چشممون خورد کلی لباسو لای ملافه پیچیدن و انداختن زیر پله های خونه که فهمیدیم اینا لباسای علیرضا آریایی فر یکی از دوستان ما هستش که تو دعوا حضور داشت به جز لباساش هیچکدوم از وسایلشو به ما پس ندادن پولایی که تو خونه داشت رو هم دزدیده بودن وسایل با ارزشش مثل ساعت،ایکس باکس، میزهایی که از چوب ساخته بود به هیچکدوم رحم نکردن و دزدیدن حتی یه چمدون براش نذاشته بودن
وکیلمون تا الان هیچ کاری نکرده حتی حکم خالی کردن خونه هارو هم نگرفته به من به دروغ تایم آزادیه بچه هارو میده اما زمانی که بچه ها بهش زنگ میزنن میگه حکم نیومده و چیزی مشخص نیست حتی تا کمپ کایسری نرفته تا حداقل لباس بهشون برسونه قبل از اینکه وکالت ازمون بگیره گفت که تو دوره قرنطینه میارمشون بیرون اما الا یک ماه گذشته و هربار حرف های متناقض میزنه
من حتی چندین بار به (یو ان) زنگ زدم که وویس های تماس هارو دارم اصلا نسبت به این موضوع بی تفاوتن بهم میگن که این تلفن شکایاته ما وصلت میکنیم به مشاور من میگم من شکایت دارم از این افرادی که به خونوادم حمله کردن از این قوانینی که بر ضد پناهجویانه و پناهجو ها هیچ حق و حقوقی ندارن درحالی که روز اولی که ما وارد این کشور شدیم شما توی برگه ای که ما امضا کردیم نوشته بودین حافظ جان و مال هستین
اما چند دفعه بدون اینکه حرفی بزنن تلفن رو قطع کردن و جواب درستی ندادن

 

پاسخی بگذارید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: