فرهنگ اعتصاب و اعتراض را از کارگران پروژه ای بیاموزیم!

درست است که راهها را بر ما کارگران بسته اند و ما را به بردگی گرفته اند و چنان اهریمنانه بر ما سخت گرفته اند که جان و مال ما در تیررس ارابه های سودجویان، سر بر خاک می گذارند و نابود می شوند.
ما کارگران پروژه های صنعتی ایران که پگاه از خواب بیدار می شویم و در میان بی خوابی های شبانه به سر کار می رویم تا در زیر فریاد گوشخراش فورمن هایمان تنها به آمار کار بیندیشیم که بایستی در پایان روز ، پیمانکار پادو کار ما را پذیرا باشد و برای دادن چندرغاز دستمزدی که به ما می دهد زبانش بر سر ما تیز نباشد. ما که شباهنگام با بدنهایی خسته و روانهایی افسرده و پیکره ای نیمه جان و سنگین به خوابگاه می رویم. ما که کارخانه های صنعتی سرزمینمان ایران را آباد نموده ایم. ما که سربازان از جان گذشته بومدات یا اقتصاد میهنمان هستیم. ما که در راه آبادانی سرزمینمان ایران شورآفرینی ها بپا نموده ایم. ما که ندای دادخواهیمان در هیچ جای جهان گوشی برای شنیدن نداشته است. ما که آینده ترسناک خود و فرزندانمان را با دو چشم روشن خودمان می بینیم. ما که از چهره فسونکار پلیدی ها بیزاری جسته ایم و به دنبال راه رهایی گشته ایم. ما که گرمای سوزان جنوب بر تن خود را که بر جانها می تازد را روشنی تازه داده ایم و در سایه نگاه خورشید فروزان، به مردم سرزمینمان شور زندگی داده ایم. ما که ساز زندگانی را آواز خوانده ایم و برای همه نابهنجاری هایی که شور زندگانی از ما گرفته است، درون خود را به سوی همبستگی و یکپارچگی برده ایم. ما که هنر سازندگی همیشه در درونمان هست و از گردش روزگار و سختی هایش درسها آموخته ایم. ما که پولاد را با دستان پرتوان و هنر بی مانند خودمان خم نموده ایم. ما که در درون خودمان با همه گونه ناسازگاری ها کنار آمده بودیم و سربلندی میهن و خانواده را بر هر پلشتی دیگری برتری داده ایم. ما که هنر اعتراضی خودمان را با الگوهای کلامی درست و ارج گذاشتن به همگنان بنیان نهاده ایم. ما که گامهای پیش رو را با بردباری و سربلندی برمی داریم. ما که در پناه فرهنگ و ادبسار بر دیوانگان یورش برده ایم و با منش والای کارگریمان که از آن خردمندان و بزرگ زادگان است؛ فرومایگان را به چالش برده ایم.
ما که به کار بردن شیوه های اعتراض و اعتصاب و دادخواهی هامان را به گونه ای هنرمندانه در پیش گرفته ایم و خسروانه ماشه گفتار دلنشین و بجای خود را بر اریکه فرمانروایی نشانده ایم و هیچ کسی یارای رو در رویی با گفتار خردمندانه ما را نداشته و ندارد؛ چرا که ما زبان خود را زمانی خواهیم گشود که خوب اندیشیده باشیم و فرادستان در برابر ماشه خرداندیشی ما چاره ای به جز گریز و فرافکنی نداشته و ندارند. ما بر پلشتی ها و نادیده انگاری ها و گستاخی ها شبیخون زده ایم و نابکاران را در میان خیره سری هایشان واگذاشته ایم.
ما کارگران بزرگ زادگانیم و از دوردستهای تاریخ میهنی سرزمینمان، نابکاران را سر جای خودشان خواهیم نشاند و در ساز هنر و زیبایی پرستی به پایکوبی برخاسته ایم و شکوه جاودانگی را در برابر فرومایگان و دزدان هوده یا حقوق خودمان به نمایش گذاشته ایم.
ما که از های و هوی و شکستن و ویرانی و سرشکستگی به دور هستیم و سنگین و شاهانه ایستاده ایم و ارزش کارگری خود را به تند باد سخنان بی پایه مشتی نابخرد نفروخته ایم.
ما که آزاد و سرکش و استوار دل به خواسته های خود سپرده ایم و از همه مرزها و همه پابستها و همه نارواداشتها و یا تحریم ها و خویش واداری ها یا تلقینهای بی پایه گذشته ایم..

وارتان خرمدین
کارگر پروژه ای پارس جنوبی
سندیکای کارگران فلزکار مکانیک ایران..مردادماه1400

ارتباط با ادمین@Sfelezkaran :
کانال رسمی سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران

پاسخی بگذارید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: