قیام ۹۸ باید به انقلاب ختم شود: نوشته جمعی از زندانیان سیاسی بند هشت زندان اوین

صدای تیر
ربود از دهان کلامم را
ستاره پر پر شد!
نسیم از نفس افتاد
رنگ ماه پرید…
دگر کجا ببرم حرف ناتمامم را
آیا اجازه دارم از پای این حصار
در رنگ آن شکوفه شاداب بنگرم
وز لای مشبک خونین خار خار
این سیم خاردار
یک جرعه آب چشمه بنوشم؟

فیلسوفان، فقط جهان را به راه های گوناگون تأویل کرده اند، اما مساله بر سر دگرگون کردن آن است.
اگر چه هر دگرگونی جهان پیش، فرضی دارد؛ و یک بازنمایی جهان به دست نمی آید مگر از راه تأویلی بسنده که آن دگرگونی را توجیه کند. البته که فلسفیدن حتی پس از دگرگونی باید ادامه داشته باشد اما مسأله این است که ما همین حالا نیز برای دگرگونی به اندازه کافی توجیه و دلایل داریم. توجیه این دگرگونی پویاست؛
بخت یاری برای پویا و پویاها نیست.
نبود!
کار کردند، حقوق نگرفتند؛
اعتراض کردند، گلوله گرفتند، حبس گرفتند.
قیام ۹۸ باید به انقلاب ختم شود. انفعال و استمرار طلبی یعنی هر روز در باتلاق غرق شدن، یعنی تحمل زندگی در دنیای وارونه.
در دنیای وارونه کولبران برای حمل هر کیلو بار بین ۱۳ تا ۱۷ هزار تومان مزد دریافت می کنند. بار را ۳۰ تا ۵۰ کیلومتر باید جا به جا کنند…
چند بار باید جابه جا کنند، چندین بار
بلکه شاید چند دقیقه گرسنگی و سرما را کمتر حس کنند. البته اگر به سرنوشت فرهاد و آزاد خسروی دچار نشوند!
توجیه و دگرگونی فرهاد کولبر است
چهارده ساله بود و کیلویی ۱۳ هزار تومان می گرفت تا ببرد اما پرید
از بس که یخ زد و مُرد، دیگر جان ندارد…
خیلی این سو ترک شهرام جون و بابی ها و آسید سردار(ق د س) ساعتها وقت صرف می کنند تا صفرهای مبالغی را که از راه اختلاس کسب کردند را بشمرند، طفل منسوب ها حتی نمی دانند با این همه ثروت چه باید کرد، پولهایی که با یک هزارم آنها می شد هزاران فرهاد و آزاد را از مرگ نجات داد…
توجیه این دگرگونی پدرانمان هستند که پس از سه شیفت کار بازهم توان تامین نیازهای حداقلی خانواده خود را ندارند، توجیه، دلتنگی و چشم براهی مادران و همسرانی است که عزیزانشان سالهاست به دلیل انتقاد، اعتراض، اندیشیدن و عدالتخواهی در زندانها محبوسند…
مادرم چند شب یلدا را با حسرت در آغوش کشیدن فرزندت به صبح رساندی؟
با گریه پاسخ می دهد، دیگر توان شمردن ندارم.

توجیه، نقض آزادی های مذهبی و به زنجیر کشیدن هزاران دگر اندیش در شکنجه گاه های رژیم جور و جهل است.
نام :مجید سوزنچی، نوع اتهام؟ مسیحی شدن
ناصر نورد گل تپه، یاسر مصیب زاده، یوسف ندر خانی…
نام :پیمان کوشک باغی
نوع اتهام؟ بهایی بودن
ماشالله پسر کهن
نوع اتهام؟ یهودی ماندن، ملاقات با پدر
محسن دانشپور
نوع اتهام؟
ملاقات با پسر، مجاهد ماندن
آرش صادقی
لیبرال
کاوه و یاشار دارالشفا
مارکسیست، لنیسیت
اینجا فقط مردگان لبخند می زنند…
این دنیای وارونه باید دگرگون شود
هرج و مرج طلبان، اختلاسگران، واپسگرایان
شیفته حفظ وضع موجودند زیرا اینجا برایشان
بهترین جاست، از آب گل آلود ماهی های بزرگ می گیرند
دگرگونی برای فاسد و ستمگر یعنی مرگ
و برای ما زندگی
رژیمی که از رهبر تا سربازش دزد و جنایت کارند باید سرنگون شود. خامنه ای هم مثل اکثر دیکتاتورها با حماقت مضاعف خود در واپسین روزها منجر به فرو پاشی حکومت
واپسگرا می شود و به زباله دان تاریخ می رود..

جمعی از زندانیان سیاسی بند هشت زندان اوین
یکم دی ماه هزار و سیصد و نود و هشت

پاسخی بگذارید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: