مجتبی نایری با نام مستعار “امیر علوی” خبرنگار و فعال حقوق بشری، پس از اتمام حکم آزاد شد
این زندانی سیاسی، به دلیل اینکه خبرنگار آزاد در زمینه حقوق بشر و اطلاع رسانی در مورد فعالین سیاسی بوده و به همین دلیل بازداشت و تفهیم اتهام به دو جرم اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت داخلی و خارجی کشور و تبلیغ علیه نظام و در بازرسی از منزل ایشان دو عدد اسپری اشک آور پیدا شده که به جرم حمل و نگهداری اسپری اشک آور هم اتهام دیگری به وی زده شده بود
این زندانی سیاسی در شعبه ۲۶ بیدادگاه ضد انقلاب تهران به ریاست قاضی ایمان افشاری در حکم اولیه به سه سال و نیم به دلیل اجتماع و تبانی و هشت ماه برای تبلیغ علیه نظام و یک سال وچهار ماه برای حمل و نگهداری اسپری اشک آور، که مجموعا حدودا پنج سال و نیم زندان محکوم میشود.

این زندانی سیاسی در طول مدت حکم از مرخصی که حق زندانی میباشد محروم بوده و در تاریخ ۲۰/۱۰/۱۴۰۱ آزاد شده است .
در طی مدت محکومیت چهار پرونده جدید برای وی گشوده شده که در ارتباط با اعتراض وی به قتل حکومتی بکتاش آبتین بوده است.
این اتهامات به شرح :تبلیغ علیه نظام از طریق سردادن شعار و اخلال در نظم زندان در شعبه ۷ بازپرسی، مزدوری به نام برائه هردو اتهام را منع تعقیب داده بود و دوباره این اتهامات را به شعبه ۲۶ بیدادگاه انقلاب فرستاده میشود که با تلاش ها و دفاعیات سه وکیل شرافتمند حقوق بشری به نام های بابک پاکنیا و مصطفی نیلی و سعیده حسین زاده از این اتهامات تبرئه میشود و استدلال مزدوران بر این بود که این زندانی سیاسی لیدری تحصن و اعتصاب غذای زندانیان سیاسی معترض به قتل حکومتی بکتاش آبتین بوده است.
لازم به توضیح است که این زندانی سیاسی توسط اطلاعات سپاه تروریست و در تاریخ چهارم اردیبهشت ۱۴۰۰ دستگیر و مدت ۵۰ روز در انفرادی و روزانه بین ۸ تا ۱۰ ساعت بازجویی میشده است .
در تفهیم اتهام این زندانی سیاسی در دادستانی اوین شعبه شش بازپرسی، وی از مزدوری به نام فدایی که بازپرس پرونده بوده میپرسد اتهام اجتماع و تبانی بر چه اساسی برای من صادر شده در صورتیکه که هیچ مدرک، عکس یا فیلمی دال بر بودن من در تجمعی وجود ندارد و بازپرس جواب میدهد که تلفنی صحبت کردی این میشه اجتماع اش و تبانی اش هم میشه خبر دادن …یعنی عملا سه سال ونیم زندان فقط بخاطر خبرنگاری که شغل یک فعال حقوق بشر است به زندانی سیاسی داده میشود …
اینگونه است که عمر و جوانی و زندگی جوانان ایران زمین در زندان های دیکتاتور تباه میشود ….

به یاد #بکتاش_آبتین که در روز اعدام #نویدافکاری نوشت:
زندگی ام چون خواب پروانه کوتاه بود،
پرپر میزدم و هلهله میکردم،
و
آزادی مرا به نام کوچک ام صدا میزد،
از زیر جشم بند شبیه هم بودند،
مزدوران موظف و پایه ی دار،
پاهای من اما
آراد و رها
با مرگ میرقصیدند….

پاسخی بگذارید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: