محمد نوری‌زاد: «دست و پایم را بستند و ۸ آمپول به آلت تناسلیم تزریق کردند»

فائزه نوری زاد: به پدرم ۸ آمپول تزریق کرده اند که نمی‌دانیم چه بوده است

#فائزه_نوریزاد دختر محمد نوریزاد می‌گوید👇:

در بیمارستان لقمان فردی درشت‌ هیکل‌ بر روی بدن پدرم نشسته بود ۸ آمپول به بدن پدرم تزریق کرد و سپس او را محکم به تخت بست

رئیس زندان با اعزام محمد نوریزاد به پزشکی قانونی مخالفت کرد ما ایرانیان خواهان رسیدگی به وضع محمد نوریزاد هستیم

محمد نوری‌زاد شرف و عزت و آبروی ایران است و در مقابل جنایات رژیم سکوت نکرد برماست فریاد آزادی او و زندانیان سیاسی شجاع ترین فرزندان ایران باشیم

محمد نوری‌زاد: «دست و پایم را بستند و ۸ آمپول به آلت تناسلیم تزریق کردند»
عصر روز سه‌شنبه، ۲۵/۱/۱۴۰۰ در زندان اوین برای ۳۶مین بار که شدیدترین حالت بیهوشی من بود به طوریکه پیش از آنکه حالم دگرگون شود، روی برگه‌ای نوشتم، اگر من بیهوش شدم، مرا به بیمارستان منتقل نکنید، برگه را با تکه‌چسبی به پیشانی‌ام چیباندم و دیگر بیهوش شدم. نیمه‌شب همان روز، ۲۶/۱ مرا به بیمارستان لقمان بردند و من با احساس خفگی شدید به هوش آمدم، دیدم نره‌غولی که نه روپوش سفید به تن دارد و یونیفرم بیمارستان مرا به کف اتاق خوابانده و کنده‌ی زانویش را بر گلو و گردنم نهاده. داشتم خفه میشدم. نره‌غول از کیفش دارویی را بیرون آورد، شلوارم را پایین کشید و از کیفی که در دستش بود و آمپولی که از پیش آماده کرده بود، ۸ بار به آلت تناسلی‌ام تزریق کرد، چه تزریق کرد؟ نمی‌دانم. سپس مرا روی تخت انداخت و دستها و پاهایم را در بدترین شکل ممکن با چهار تسمه به میله های تخت بست به طوریکه تا دو روز هردو دستم ورم کرد و با فریادهای مرگ بر خامنه‌ای و مرگ بر جمهوری اسلامی از هوش رفتم.
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد

مرگ خاموش محمد نوریزاد توسط خامنه ای خونخوار

پاسخی بگذارید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: