مسعود اسداللهی، نویسنده، کارگردان و بازیگر سینمای ایران در آرزوی آزادی ایران درغربت درگذشت.

نام مسعود اسداللهی بیش از هرچیز با کارگردانی فیلم «همسفر» و «علی کنکوری» به یاد آورده می‌شود اما او چند فیلم و سریال مهم پیش از انقلاب ایران از جمله سریال «طلاق» را ساخته بود.

کارگردان فیلم پرفروش «همسفر» با بازی بهروز وثوقی و گوگوش، پس از انقلاب فیلمی به نام «قرنطینه» ساخت که ابتدا توقیف و بعد با تغییرات فراوان به مدت کوتاهی اکران شد. اکران این فیلم با مخالفت‌هایی از جمله انتشار مطلب تندی در روزنامه جمهوری اسلامی روبه‌رو شد و نمایش فیلم بی سر و صدا پایان یافت و اجازه کار دیگری به آقای اسداللهی داده نشد.

يادش گرامى

مرگ مسعود اسداللهی در غربت، تلخی محتوم سرنوشت یکی دیگر از نام‌های مهم هنرهای نمایشی دورانی خاص از تاریخ ایران را داشت. برآمده از نسل توانای هنرهای نمایشی دهه‌های ۴۰ و ۵۰ با کارنامه پرتعداد در همکاری با نام‌های معتبر و ساخت یکی از دیده‌شده‌ترین فیلم‌های تاریخ سینمای ایران، مسعود اسداللهی نمونه‌ای آشکار از یک حرفه‌ای هنرهای نمایشی بود. استعداد دیگری که انقلاب، سرنوشتش را تغییر داد و شد یکی از انبوه رانده‌شده‌های فرهنگ و هنر بعد انقلاب که جایی در سرزمین خودشان نداشتند. آنها که در اوج توانمندی و باروری بخاطر اعتقاد و اندیشه‌ای خلاف دیدگاه حاکم، محروم از فعالیت شدند.
آنچه مسعود اسداللهی در غربت انجام داد شبیه بسیاری دیگر از آن رانده‌شده‌ها بود. تلاش‌هایی برای ادامه کار هنری (حضورش به نقش کارگردان در اجرای لندنِ «اتللو در سرزمین عجایبِ» ساعدی، کنایه عجیبی بر آنچه بر خودش رفت، داشت) و فعالیت‌های رسانه‌ای مختلف برای بیان آنچه در داخل نمی‌شد گفت. او بر این باور ماند و بازگشت به ایران را به قیمت دست کشیدن از اعتقادش نپذیرفت.
بخش تامل برانگیز و تلخ و دردآور زندگی هنری کسانی چون مسعود اسداللهی آنجاست که چند دهه بعد از انقلاب، زمان اطمینان حاکمان جدید از تثبیت و تسلطشان بر امور و شرایط، محصولاتشان تبدیل به گنجینه‌ها و آثار قیمتی و دوست داشتنی شد. شبیه همه آثار به جا مانده از مقطعی خاص از تاریخ ایران که حالا ارزشی آن چنان یافته‌اند. از مکان‌ها و اشیا گرفته تا آثار فرهنگی و هنری. و در این ارزشمندی دوباره یافته شده، همچنان خالقانشان جایی نداشتند و ندارند. دیگرانی بهره‌مند از آن تلاش‌ها هستند. چونان فاتحانی که غنائمی گرفته‌اند و حالا بر این افتخار می‌کنند که زمانی مالکان آن تصاحب شده‌ها، نام‌آورانی نیکنام بودند.
داستان آنچه بر ایران چند دهه اخیر و نسلی رفت، تلخی هیچ کم ندارد.

پاسخی بگذارید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.