مشكل اين بود كه ساواك همه ي گروه هاي سياسي را سركوب و كشتار مي كرد. هيچ حزب سياسي مستقل و آزاد، حتا سنديكاي كارگري آزاد نداشتيم. همه جا ماموران سرهنگ مولوي مزاحم سنديكاليستها و كارگران بودند. ولي آخوندها، مساجد ، حوزه هاي ضد علم اسلامي، حسينيه ارشاد، مسجد هدايت ها و حضور آخوندها در دبيرستان ها مثل دارالفنون و دانشگاه ها، اوقاف و بر نامه هاي اسلامي مثل راشد و ذبيحي در حال گسترش بود. حتا دانشكده الهبات درست كردند. نصر ها و اخوان المسلمين ها همه جا را در دست داشتند. حتا دفتر شهبانو فرح پهلوي را، همان اسلامي ها هم ريشه رضا شاه و محمد رضا شاه را باكمك انتليجنس سرويس، سيا، و گوادالوپيستها ها زدند. اين ها را ٢ سال پيش مستقيم در اسكايپ به شاهزاده رضا پهلوي گفتم و ايشان هم قبول كردند. تا زماني كه ريشه انديشه اسلامي از مغز ايراني ها كنده نشود، همين وضع ادامه دارد. از زمان شيخ صفي الدين اردبيلي و با راهنمايي كمپاني هند شرقي و برادران شرلي و آوردن آخوند هاي شيعي از جبل عامل لبنان،اين سازماندهي متمركز ضد ايراني بنيان گذاري شد. نبرد قادسيه و نابودي ايران توسط مسلمانان ادامه دارد. بايدانتخاب كنيم يا ايراني باشيم يا مسلمان !
اين دوگانگي ايران را فاسد و شكننده كرده است.

پاسخی بگذارید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: