من ، گُل می دهم ، تو گلوله می زنی:دلنوشته شهین مهین‌فر مادر جاویدنام امیر ارشد تاجمیر

برای پسر مبارزم ، امیر ارشد تاج میر

من ، گُل می دهم ، تو گلوله می زنی

من ،عطر شکوفه های بهار نارنج را دوست دارم

تو ، بوی خون و مرگ و نفرت را

من جهانِ سرشارِ صلح و دوستی و عشق طلب میکنم

تو بحران می آفرینی و با خونِ عزیزان من وضو میگیری

تو نماز می خوانی برای رضایت خدایی که نمی شناسی

من ، بی نماز شاکرم خدای عشق را که در جانِ منست

تو نذری میدهی ، تا گناهانت بخشیده شود

من درخت می کارم، تا در سایه سارش بیاسایی

تو وعده ی بهشت می دهی و خود در پستو پنهانی

من به زور شربت شهادت می نوشم که از حنظل تلخترست

بهشت ، برای تو ،،،،، شهید شو

بگذار من زنده بمانم ،،،،، که زندگی زیباست

پاسخی بگذارید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: