نامه ای از سهیل عربی : صبح آزادی تنها چند لحظه با تاریک ترین زمانِ ظلمات فاصله دارد.

نامه های وارده

خطرناک ترین اسلحه در دستان من
من با انگشت هایم می‌نویسم، اما چرا آنها به ساق پا و مچ دست‌هایم غل و زنجیر می‌زنند!؟ من قلم و دوربین در دست داشتم، واقعیت ها را در دست داشتم و حقایق را گفتم، اما چرا مرا خطرناک تریم مجرم امنیتی می خوانند، و اطلاع رسانی و روشنگری را خطرناک ترین جرایم می دانند.
هراس آنان از این است که مردم بدانند مرا فقط به دلیل نوشتن چند مقاله به قصد اطلاع رسانی و روشنگری و مبارزه با ظلم و فساد، واپسگرایی و بی عدالتی بیش از هفت سال در مخوف ترین شکنجه گاه هایشان به بند کشیده‌اند.
این اولین باری نیست که آنان دروغ می گویند؛ از نخستین دستگیریم شروع کنم که به همسایه هایمان گفته بودند او قاچاقچی مواد مخدر است تا بعدتر وقتی به خاطر اتهام فعالیت تبلیغی گسترده علیه نظام محکوم به اعدام شدم که مردم و رسانه ها از من حمایت کردند نیز آنها برای آنکه آبروی رفته‌شان را بازگردانند، در سایت هایشان نوشتند من در آموزشگاه عکاسی به بانوان تجاوز کرده‌ام! اتهامی که خیلی زود دروغ بودنش ثابت شد، اما این سایت ها هیچگاه تاوانی برای نشر اکاذیب شان پرداخت نکردند.
من حقیقت را گفتم و مجازات شدم؛ آنها دروغ گفتند و مجازات نشدند.
و این بار هم بابت این اتهام مضحک و احمقانه جدید هیچ صحبتی با من نشده؛
بیش از هفت سال است که در زندانم و یک روز هم به مرخصی نرفته‌ام، پس چگونه می‌توانم در زندانی که اجازه داشتن یک روزنامه را ندارم اسلحه داشته باشم!؟ حالا بگذریم که اسلحه برای من چه کارایی می‌تواند داشته باشد!
من یک گروگان هستم، با گروگان گیرهایی متفاوت، هدف گروگان گیرها حفظ قدرت است.
آنها راست می گویند من خطرناک ترین اسلحه را در دست داشتم و دارم، قلم و دوربینم.
و خطرناکتر از آن ها اندیشه و باورم که جهان آلوده به ستم و تبعیض را محکوم به دگرگونی می داند.
اما اشتباهشان این است که فکر می کنند با بستن دست و پای یک سهیل می توانند میل مردم به آزادی را سرکوب کنند.
ما، ما تقسیم می شویم، موج می شویم و این صخره ی بی عدالتی را می شکنیم
هرچه شکنجه هایشان سخت تر می شود و شکنجه گاه هایشان عذاب آور تر، بیشتر به درستی راهی که با هم انتخاب کرده‌ایم پی می‌برم.
صبح آزادی تنها چند لحظه با تاریک ترین زمانِ ظلمات فاصله دارد.
هفت سال گذشت و این آخرین لح‍ظاتِ ظلماتِ شما را هم تحمل می کنم.
ما بر می خیزیم و خانه را از نو می سازیم.

بدون دیدگاه

پاسخی بگذارید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

خبر
#سعید_تمجیدی از بازداشت شدگان #آبان_خونین_98 به اعتصاب غذای زندانیان سیاسی پیوست

زندانی سیاسی سعید تمجیدی، متولد ۱ خرداد ۱۳۷۱ ساکن محله خزانه تهران، دانشجوی رشته مهندسی برق در مقطع کارشناسی می باشد. وی از معترضان شرکت کننده در اعتراضات سراسری آبان ماه ۹۸ است که اکنون در تیپ ۵ زندان تهران بزرگ، محبوس است. سعید تمجیدی به همراه محمد رجبی در تاریخ ۲۹ آبان ۹۸ …

خبر
ما برای شهیدان گریه و ناله نمیکنیم راهشان را ادامه میدهیم مراسم چهلم زنده یاد حیدر قربانی …

مراسم چهلمین روز درگذشت #حیدر_قربانی زندانی سیاسی کُرد که در زندان مرکزی #سنندج اعدام شد، در منزل وی واقع در شهر #کامیاران با خواندن سرودهای حماسی برگزار شد. حیدر قربانی، زندانی سیاسی کُرد در تاریخ ۲۸ آذر به صورت مخفیانه در زندان مرکزی سنندج اعدام شد. پس از انتشار خبر …

خبر
اعتصاب وتجمع صدها کارگر پالایشگاه نفت تهران دراعتراض به سطح پایین حقوق منجمله عدم اجرای طرح طبقه بندی مشاغل

روز چهارشنبه 6 بهمن، صدها کارگرپیمانی پالایشگاه نفت تهران (تندگویان)برای اعتراض به سطح پایین حقوق منجمله عدم اجرای طرح طبقه بندی مشاغل دست از کارکشیدند ودست به تجمع در شرکت پالایش نفت تهران واقع در تهران،جاده قدیم قم زدند. ۱۸۰۰ کارگر پالایشگاه در این اعتصاب و اعتراض حضور دارند. این …

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: