نرگس محمدی زندانی سیاسی و نایب رییس کانون مدافعان حقوق بشر : دختر آبی در میان شعله‌های سرخ، پر و بال سوخته عدالت را به نمایش گذاشت

نرگس محمدی، سخنگو و نایب رییس کانون مدافعان حقوق بشر، طی پیامی از زندان اوین ضمن اعلام تاسف از درگذشت سحر خدایاری، خودسوزی وی را گواهی از عدالت ستیزی دستگاه قضایی جمهوری اسلامی اعلام کرد.

وی در ادامه نسبت به تشدید صدوراحکام سنگین قضایی علیه فعالان حقوق زنان، کارگری و معلمان به ویژه پس از روی کار آمدن آقای ابراهیم رییسی به عنوان ریاست قوه‌ی قضاییه، اعتراض کرد.
متن نامه‌ی نرگس محمدی به نقل از سایت کانون مدافعان حقوق بشر قرار گرفته، بدین شرح است:

همان سان که صدا با سکوت آشتی نخواهد کرد ، زن سرافراز ایرانی تن به تحقیر، بی‌عدالتی و زورگویی استبداد نخواهد داد.

سحر در مقابل دادگاه انقلاب در خیابان معلم خود را به اتش کشید. درست جایی که قدرت حاکمه، عدالت را به زنجیر کشیده است. درد جان سوز را با شیوه ای دردناک باید عیان کرد. سحر درد حبسِ عدالت را با به اتش کشیدن جانش عیان کرد. او عدالت ستیزی دستگاه مدعی عدالت پروری را درست در مقابل درهای آهنینش و با رقصی در میانه آتش سرخ بر صورتشان کوبید. او درست در مقابل بی دادگاهی، جانش را سوزاند که مامن قلم به دستانی است که جوهر قلمشان زندگی‌ها تباه می‌سازد. همان بی دادگاهی که زنان و مردان بی شماری را طی۴۰ سال گذشته به ناحق به اعدام، حبس و شکنجه و شلاق محکوم نموده و زندگی‌ها و جان‌ها به یغما برده است. همان بی‌دادگاهی که ناباورانه جوان‌ترین دختر بند زنان اوین، صبا کردافشاری ۲۰ساله را در جایگاه سنگین‌حبس‌ترین زندانیان بند زنان (محکومان به ۱۵سال حبس چون فاطمه مثنی و مریم اکبری ) نشانده و دختر جوان، یاسمن آریانی را به ۱۰سال حبس محکوم کرده است. همان بی‌دادگاهی که فعالان حقوق کارگری را به حبس‌های سنگین محکوم نموده و زندانیان سیاسی که سال‌های سال به بند کشیده شده‌اند را از حقوق انسانی و قانونی شان محروم کرده است.

سحر جانش را مقابل دری سوزاند که به جای گشودن عدالت به روی انسان‌ها، ستم و بی‌داد را بر آنها روا می‌دارد.

این روزها در این بی‌دادگاه، زنان و مردان بسیاری برای احقاق حقوق کارگران، معلمان و زنان که اقدامات مدنی و قانونی انجام داده‌اند، با سنگین‌ترین احکام به حبس کشیده می‌شوند.

از زمان بر سر کار آمدن اقای رییسی، تعداد زندانیان زن در اوین به سرعت در حال افزایش است. تا چند وقت پیش، در این بند ۱۵ تا ۲۰ زندانی زن بودیم، اما اکنون ۵۶ زندانی زن (فقط) در بند اوین هستیم.

مقررات سخت گیرانه پی در پی تحمیل می‌شود. بازداشتگاه‌های غیر قانونی و خارج از نظارت سازمان زندان‌ها در اطراف شهر تهران دایر و فعال شده و متهمان در سلول‌های انفرادی امنیتی نگهداری شده و مورد بازجویی قرار می‌گیرند. شدت سرکوب را هر لحظه می‌توان حس کرد.

برای افشای چنین رسم ظالمانه‌ای آن هم از سوی دستگاهی که مدعی عدالت است ، دختر آبی در میان شعله‌های سرخ، پر و بال سوخته عدالت را به نمایش گذاشت شاید به خواب رفتگان بدتر از مرگ به خود آیند. در این بی دادگاه، در سحرگاهی دگر، کدامین سحر خواهد سوخت؟ ما در این سحرگاهان چه خواهیم گفت؟

پاسخی بگذارید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: