#نرگس_محمدی:اوین دهه‌هاست شاهد رنج و شکنجه و تیرباران و اعدام‌هاست!

نرگس محمدی در پیامی درباره بازگشتش به زندان اوین نوشت: «سلام بر تپه‌های اوین که دهه‌هاست شاهد رنج و شکنجه و تیرباران و اعدام‌هاست، اوین وعده‌گاه عاشقان و تبلور اراده و قدرت زنان و مردانی است که زندان را که مظهر سرکوب حکومت استبدادی است، به زیست‌گاه انسان مبارز تبدیل کرده‌اند.»

نرگس محمدی، فعال حقوق بشر زندانی، در متنی درباره بازگشت به زندان اوین و زیستن در آن نوشت، متن او به شرح زیر است:

«دوباره اوین

پس از سال‌ها دوباره به اوین بازگشتم ۲۹ تیر، ۱۴ زندانی سیاسی زن سرودخوانان از در بزرگ وارد زندان شدیم.

سلام بر تپه‌های اوین که دهه‌هاست شاهد رنج و ناله و شکنجه و تیرباران و اعدام (ها؟)ماست. سلام بر سرخی گل‌های سرخ اوین، سلام بر سروهای برافراشته اوین.

وارد بند زنان شدم. طی ۵ سالی که در اوین بودم نام بیش از ۲۰۰ زن را به خاطر سپرده بودم که آمدند و رفتند و هنوز برخی در زندان هستند. چشمانم به دنبال نشانی از هم‌بندی‌هایم هست. اما از برجای‌مانده‌های دوران حبس. ملافه صورتی با گلهای ریز مریم اکبری‌منفرد، ملافه سبز با گلهای درشت لاله مهوش شهریاری و ملافه قرمز آتنا دائمی که هنوز بر روی تخت اتاق 2 است، بغضی بر گلو و اشکی بر چشمانم می‌دواند. سپیده چند عکس از علی و کیانا به دستم می‌دهد، باورم نمی‌شود.

سپیده می‌گوید وقتی تو را بردند زنجان، عکس‌ها در بند ماند تا تو برگشتی. 23 تیر 94 جلوی چشمانم جان می‌گیرد، علی و کیانا با پاهای کوچکشان به سمت در خروجی اوین می‌دویدند و با صدای ضعیفی داد و فریاد می‌کردند که مامان نرگس خداحافظ، بریم بابا تقی رو ببینیم باز بر می‌گردیم و من از آن روز به انتظار نشسته‌ام تا دوباره در آغوششان گیرم. به کارگاه معرق رفتم، عسل کبوتر چوبی را که قبل از تبعیدم به زنجان بُرش داده بودم را به دستم می‌دهد و می‌گوید چند روز پیش از لابه‌لای چوب‌ها پیدایش کردم می‌خواستم تکه‌ای از آن را برای کارم برش بدهم اما از دلم نیامد، گفتم این کبوتر نرگس است، گذاشتم روی میز معرق. کبوتر منتظرت بود، نشست تا برگردی.بوسه‌ای بر گلوی کوچکش می‌زنم. مگر این وفاداری می‌تواند بی‌پیام و بی‌نشان باشد؟ گو این که چکمه‌های حکومت استبدادی، راه صدای آزادی را به ظلم و خشونت می‌فشارد اما سرود آزادی را پرنده‌ای سرخواهد داد.

عکس‌های کیانا و علی، تکه‌های ملافه برجای مانده یاران دربند و پرنده را به آغوش گرفته و شب سر بر بالشی می‌گذارم که یادگار زنان محبوس در جهنم قرچک هست. پیراهن سفیدی پوشیدم که یادگار زنی در زندان و تبعیدگاه زنجان است. پیشانی بر زمینی می‌سایم که هر ذره‌اش پیام و نشانی دارد. اوین وعده‌گاه عاشقان و تبلور اراده و قدرت زنان و مردانی است که زندان را که مظهر سرکوب حکومت استبدادی است، به زیست‌گاه انسان مبارز تبدیل کرده‌اند.

سلام بر اوین

نرگس محمدی

پاسخی بگذارید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.