نوشته های دوست جوان دلاورم که زندان و شکنجه او را از آزادی خواهی باز نگذاشته است:

داستان غمگین از شکنجه:زیر شکنجه در زندان شش ماه نخاع پنجم از پایین اسیب دید و جلوی راه رفتنم را میگیرد دکترا گفتن باید جراحی شود چون فاصله بین نخاع و لگن افتاده و باعث میشه پات لاغر شود و به مرور زمان لنگ میشود اگر خوب نشود روزگاری که موقع کار من بود با روحیه هم میجنگیدم هم میتوانستم در سنگبری کاره سخت انجام دهم حال چه بر سر اون مبارز امد باز هم در حال مبارزه با این دیکتاتورها است ولی این درد نخاع باعث فلج شدنش میشود او فقط امیدش ازادی ایران است و بس که روزی در کشورش بتواند ازادانه زندگی کند بدون هیچ دغدغه ای که این حرام زاده ها این زندگی را برایشان کردن ارزو

به امید ارزوی ازادی کشورمان ما مردم ایران بسیار مظلومانه در ایران باتمدن زندگی میکنیم ما مردم اگر همه متحد شویم این اشغالگران را بیرون خواهیم کرد.
آزادی
#جنبش_همبستگی_ستمدیدگان_دادخواه_ایران
#بهم_بپیوندیم
#خبرگرارگان_ستمدیدگان_دادخواه #اعتصابات_اعتراضات_سراسری_فروپاشی_رژیم #مرگ_بر_خامنه_ای #ایران_راسراسر_خوزستان_می_کنیم #خوزستان_تنها_نیست #اعتصابات_اعتراضات_سراسری_راه_نجات_ایران #دفاع_ازخودحقی_انسانیست #دفاع_مسلحانه_حق_مسلم_ماست #من_یک_کارگر_هستم

@mansoor1999

@Arezoo3512

http://t.me/khabargar

پاسخی بگذارید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: