ویدئو فریاد دادخواهی محبوبه رمضانی، مادر جانبخش راە آزادی اعتراضات خونین آبان 98 پژمان قلی‌پور جوان 18 ساله

«من از اون بی‌رحم، از اون بی وجدانی که به بچه من شلیک کرد یه سوال دارم. وقتی داشتی پژمان منو میزدی، تو چشاش نگاه کردی؟! دلت برای جوونیش نسوخت؟! یه لحظه پیش خودت نگفتی شاید این بچه مادر داشته باشه؟! مگه جوون ۱۸ ساله من چقدر جون داشت که با ۵ تا گلوله کشتینش؟!»

◼️آیا وقتی پژمان منو میزدی به چشمهاش نگاه کردی!
آیا اون وقتی که قلبش رو نشونه گرفتی نگفتی این بچه شاید مادر داشته باشه!؟

من در مسیر بیمارستان به این فکر می‌کردم که کاش جلوی سرش نشکسته باشه توی عروسی برادرش خجالت بکشه، پژمان تموم کرد…
من کجا فریاد بزنم؟ من وقتی دیدم قلب بچه‌م سوراخه می‌تونم آروم باشم؟
من چیزی نمیخواهم من قاتل بچه‌ام را می‌خواهم! قلب بچه من سوراخ شده! کمکم کنید دادخواهی کنم! من به پژمان قول دادم تا ثانیه‌ای که نفس می‌کشم صدایش باشم.»

روی سنگ قبر پسرم دوربین گذاشتن ولی گفتن دوربین شهری لحظه قتل خراب بوده!

◼️ آقای پرستویی تو از شوکه شدن کودک فلسطینی گفتی
تف به شرفت که آبان، شوکه شدن مادران بعد از دیدن جنازه غرقه به خون بچه هاشون رو ندیدی!

▪️پاسخ مادر پژمان به ماله‌کش‌های خارج‌نشین:
«چرا رفتی اون سر دنیا زبون ما شدی؟ تو غلط میکنی، بیخود میکنی به جای ما حرف میزنی.
اون احمقی که اون سر دنیا میره صف رای وایمیسته، تو غلط میکنی به جای ما میری تصمیم میگیری برای زندگی ماها.
ما داریم اینجا زندگی میکنیم. اگه به نظر تو عالیه اینجا چرا تو اونسر دنیایی؟ بیا اینجا دیگه»

‏فقط ٢١ دقيقه حرف زد…
ولى ديگه حرفى باقى نموند كه نزده باشه…
حرف آخرش پايان تموم حرفاست؛
“نوبت ما هم ميشه، ماها شما رو برديم بالا، خودمون هم ميكشيمتون پايين”

▪️‏وقتی از مادر ‎#پژمان_قلی‌پور پرسیدند که از جامعه مدنی چه توقعی داری؟ گفت:
“فقط در این مسیر دادخواهی که قرار گرفتیم ما رو تنها نگذارید، من به پژمان قول دادم”.

فریادهای دادخواهی مادر پژمان قلی‌پور، جوان ۱۸ ساله‌ای که در اعتراضات سراسری آبان ۹۸، به ضرب ۵ گلوله توسط نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی جان خود را از دست

پاسخی بگذارید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: