صدای آبان از درون زندان

آبان یکی از نمودهای تبعیض و نابرابری و اختلاف طبقاتی بود

آبان چهره آشفته و خاک و خون آلود از پیکره طبقه ای بود که سالهاست مورد تجاوز است

آبان محصول طبقه ای فراموش شده بود
شلاق‌هایتان نمیتواند گُرده‌های کارگران را فریب دهد

بهنام موسیوند
زندان رجایی‌ شهر

«این متن کوتاه، نه تحلیل آبان خونین ۹۸، که تنها ادای دینی کوچک به تن های خسته، دست های سیاه و پینه بسته و پاهای برهنه‌ی درخاک و خون افتاده است. ادای دینی به تن و روح های رنجوری که در امتداد آبان بوده و هستند و همچنان زجر و رنج را، زندگی می‌کنند.
آبان به مثابه یک طغیان و بروز و نمود و در قامت قله کوه یخی که از آب بیرون زد، نه یک‌شبه به وجود آمد و نه می‌شود درباره آن سخن گفت بی‌آنکه به بررسی هستی شناسانه، طبقاتی و چرایی شکل گیری اش پرداخت. که هرکس جز این کند یا شیاد است یا فریفته و غافل!»

▪️ «آبان یکی از نمودهای تبعیض و نابرابری و اختلاف طبقاتی بود. آبان چهره‌ای آشفته و خاک و خون آلود از پیکره‌ی طبقه‌ای بود که سال هاست مورد تجاوز قرارگرفته و همچنان نیز تحت تجاوز است. آبان صدایی در گلو مانده، از حنجره ای خشک و خراشیده بود. آبان محصول طبقه‌ای فراموش شده بود. محصول حاشیه ها بود، همان‌جایی که تا آبانی در آن شکل نگیرد و محسن محمدپوری تحویل ندهد، سراغی از آن نمی‌گیرند! حالا هربار به یک شکل! وقتی هم که محصولی چون آبان تحویل داد، درپی مصرفش بر می‌آیند. همان ها که با آن طبقه در نبرد هستند و در سفارشی جدید، از کارفرمایانشان سفارش گرفته اند درنقش شاهد و مدعی در بالماسکه و شویی به نام دادگاه حضور یابند! دادگاه هایی تحت حاکمیت دولت هایی که در هم دستی تمام عیار باکارگزاران سرمایه داری روحانی محور ایران هستند. که برای حفظ وضع موجود، دست به هرکاری می‌زنند و برای بستن یک قرارداد کلان اقتصادی، دلشان قنج می‌رود»

پاسخی بگذارید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: