پیدا شدن پیکر سوخته شده مریم فرجی

گزارش

پیدا شدن پیکر سوخته شده مریم فرجی

➖به گفته خانواده مریم فرجی متاسفانه وی به قتل رسیده و پیکر سوخته شده اش توسط پلیس آگاهی کشف و پزشک قانونی با گرفتن DNE از پدرمریم فرجی، هویت وی را تایید کرده است
➖مریم فرجی، یکی از بازداشت شدگان #تظاهرات_سراسری و محکوم به سه سال حبس، از ۱۴ تیر مفقود شده بود.

در گورستان تاریک با تو خوانده ام/ زیباترین سرودها را!

مریم فقط مریم نبود. مریم، ایران بود. مریم، خاورمیانه جدید زنان بود. مریم، زن روز الان ایران بود. یک زن منتقد اسلام. یک زن اتئیست مدرن. یک زن عدالتخواه چپ. کینگ بوکسینگ میرفت. ورزش میکرد. وگن بود. معتقد بود حیوانات را نباید برای غذا خوردن بکشند. تتوی یک ستاره روی مچ دستش و نُت موسیقی روی انگشت دست دیگرش بود. مریم قیام کننده بود. قیام کننده دیماه ۹۶. قیامی علیه گرسنکی، علیه فقر، علیه خشونت. قیامی که در پناه قدرت آن دختران خیابان انقلاب برای اولین بار متولد شدند. روی سکوهای خیابانهای مملکت، نفرت از حجاب اجباری فریاد زده شد.
مریم، فعالانه در تظاهراتهای خیابانهای تهران و کرج شرکت نموده، خواهان سرنگونی این نظام، دنبال آزادی و برابری بود. مریم یک فعال حقوق زن بود. در پیرامون خودش علیه هر گونه بیحقوقی، هر گونه بی حرمتی به زن حساس بود. در حال جنگ و نبرد بود.
مریم، فرزند سوم خانواده و متولد فروردین ۱۳۶۴ بود. اهل قصرشیرین. با وجود بزرگ شدن در سالهای جنگ و نبود امکانات، مریم همیشه جز برترینهای مدرسه و دبیرستان و بعدها دانشگاه بود. کارشناسی را در دانشگاه رازی کرمانشاه در رشته بازرگانی و بازاریابی با معدل عالی قبول شد. سال هشتاد با خانواده راهی کرج شد. با تلاشها و قابلیتهایی که داشت در یک شرکت تولید قطعات سی ان جی خودرو در شهریار تهران مشغول کار شد. ابتدا به عنوان مدیر داخلی اما با گذشت زمان کوتاهی به خاطر تلاشهایش، ایده هایش، پر کاری اش، کلیه امور شرکت به او واگذار شد.
مریم در رشته مدیریت بین‌الملل دانشگاه تهران هم قبولی گرفت و در کنار کار به درس مشغول بود. وقتی سرپل ذهاب زلزله آمد، مریم بدون سر و صدا و تبلیغات، تمام پس انداز و مقدار طلایی که داشت را تبدیل به پول نقد کرد و با خرید حدود پنج کانکس و مقدار زیادی مواد خوراکی با چند تن از دوستانش راهی انجا شدند. مریم یکی از ستونهای جنبش انسانگرایانه کمک به زلزله زدگان بود.

روز ۱۲ دی در تظاهرات خیابان انقلاب تهران بازداشت شد. فورن به بند ۲۰۹ اوین منتقل شد. ماموران سازمان اطلاعات و نیروهای انتظامی با وجودیکه میدانستند که مریم در اوین زندانی است، ولی خانواده مریم را سردوانده میگفتند، چنین زنی در اوین نیست! دوازده روز بعد در تاریخ ۲۴ دیماه با سپردن وثیقه آزادش کردند. در بازجویی شکنجه شده، مورد هتک حرمت و تهدید و خشونت قرار گرفت. مریم پس از آزادی اش مدام به اطرافیانش میگفت که وی را تعقیب میکنند.

چهاردهم تیر ماه ۹۷ از خانه بیرون رفته و دیگر باز نگشت. خانواده مریم همه جا را گشتند. به هر کس و ناکسی تلفن کردند. همه دست به یکی کرده بودند تا یک جنایت هولناک را به فرجام برسانند. تمام مقامات و نیروهای مسئول حکومت به این خانواده جواب سربالا دادند. بالاخره بعد از ده روز به خانواده خبر دادند که دخترشان توسط مردی به قتل رسیده و در باغی در کرج در خاک شده است. قاتل هرگز برای خانواده روئیت نشد. ماشین مریم در خیابان انقلاب رها شده بود. خانواده مریم جنازه دخترشان را در باغ کرج از زیر خاک بیرون آوردند در حالیکه صورت و موهایش سوزانده و جای جای بدنش آثار شکنجه و کبودی داشت.
مریم عزیز و دوست داشتنی را این بار با حرمت و ادای احترام، صبح ۲۵ تیر ماه در آرامگاهی در ملارد کرج، در حالی که دشمنانش تدابیر شدید امنیتی به خرج داده بودند، به خاک سپردند. جمله مریم در صفحه تلگرامی اش عین یک زنگ است. زنگی است در گوش وجدان جامعه ایران: « اندیشه کُشتنی نیست، حتی با حکم قتل و زندان»

من ريشه‌هاي ِ تو را دريافته‌ام
با لبان‌ات براي ِ همه لب‌ها سخن گفته‌ام
و دست‌هایت با دستان ِ من آشناست.

در خلوت ِ روشن با تو گريسته‌ام/براي ِ خاطر ِ زنده‌گان،
و در گورستان ِ تاريک با تو خوانده‌ام/زيباترين ِ سرودها را
زيرا که مرده‌گان ِ اين سال
عاشق‌ترين ِ زنده‌گان بوده‌اند.

بدرود مریم زیبا. مریم مهربان! بدرود!

 

بدون دیدگاه

پاسخی بگذارید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

خبر
صدای مادر #امید_رضایی که برای جان‌بخشان #آبان۹۸ می‌خواند.

🔴با نزدیک شدن به  آبان  خونین دل مادران داغدیده پر از حزن و اندوه بیشتری میشود …. بلند بگو مرگ بر خامنه ای مرگ بر استبداد 🔹 در ویدیو تصویر برخی از جانباختگان آبان ۹۸ دیده می‌شود. #آبان_زنده_است #آبان_ادامه_دارد #آبان_خونین

خبر
آرزوی مادران داغدیده: طناب دار بر گردن خامنه‌ای!

مادر آرش (علیرضا) بابامیری وکیل جوان پایه یک مهابادی که قربانی تصمیم خامنه‌ای برای نخریدن واکسن معتبر کرونا شد، دعا میکند خامنه‌ای خائن توسط جوانان حلق آویز شود. هر مرگ بر اثر کرونا یک نفرین علیه خامنه‌ای بعنوان عامل قتل عام مردم ایران.

خبر
ازدیکتاتوری خامنه ای میراثی تلخ به یادگار مانده،میراثی به نامِ«مادرانِ داغدیده»…

مادرانِ داغداری که هیچ چیزی مرهم دردشان نیست،آنها چیزی برای از دست دادن ندارند،خشم و دردِ مادرِ داغدار،تا ابدالدهر تمام نمی‌شود. این خشم،این غم،این دلِ شکسته،اگر که لبریز شود،اگر که طاقتش طاق شود،مهار شدنی نیست. در فیلم «سریرِ خون»از آکیرا کوروساوا دیالوگی است که میگوید: «تاج و تختی که از …

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: