چگونه اتهام زنی ها وتفرقه اندازی ها را متوقف کنیم

مقالات ونوشته ها

mansoor Oمدتی است که از سوی دوستان با نگاه های متفاوت، موضوع اتهام زنی های متفاوت نسبت به نیروی های مخالف و برانداز حکومت  به یک موضوع پر اهمیت تبدیل شده است.  یکی از یاران خبر گرپیرامون این موضوع بحث اتهام زنی ها در ایران وبه خصوص اتهام زنی های سیاسی را گشوده است. امیدواریم با ارسال نظریات دیگر به نتیجه ای عملی پیرامون این موضوع پر اهمیت ودوری گزینی از ان برسیم.    چرا اتهام زنی در بین ایرانیان  به صورتی پیدا و نا پیدا از سوی حکومت تبدیل به یک فرهنگ شده است؟

اول از همه کسی که این اتهام را می زند چه کسی است؟  خیلی ها دیکتاتوری و استبداد وفضای خفقان وسانسور ونداشتن اطلاعات صحیح ونداشتن  هیچ هزینه ای برای اتهام زننده و نداشتن حق دفاع را در کلیت حکومت فعلی عامل اصلی رشد این نگرش وروش می دانند.  اصولا دادگاه های مربوط به رسیدگی به رفع اتهامات از اشخاص و اعاده حیثیت  در کشور ما محلی از اعراب ندارد. در نتیجه حیثیت افراد  بی ارزش ترین چیزی است که فرهنگ اجتماعی به ان توجه دارد. در نتیجه اتهام زننده ترسی از رسیدگی  حقوقی نسبت به کاری که می کند ندارد. روش پشت سر حرف زدن و غیبت کردن و پچ پچ و پنهان کاری نسبت فردی که به او اتهام می زنند بخشی از رفتار اجتماعی میشودف که حتا نزدیک ترین افراد در بین دوستان وخانواده وفامیل از انجام ان ابایی ندارند و گاه به شوخی ولی خیلی جدی وواقعی پیش همیدیگر می روند تا پرونده زندگی دیگران را ورق بزنند وحتا به هم می گویند امده ام پیش شما تا یک کمی غیبت کنیم تا دلمان سبک شود. حا برای این غیبت کردن دکان فالگیری ورمالی هم گشوده شده وملیونها دلار در این راه ماهیانه هزینه میشود تا بفهمند فلان کس چکار می کند ؟وغیبگو وفالگیریا رمال  به انها بگوید، چکار کنند تا بلایی  چه مثبت وچه منفی بر سر ادمی بیاورند که در انجا حضور ندارد.  پس در جامعه معیوب مذهبی همه تقریبا در امر شریف اتهام زنی حضور دارند. چه اگاهانه وچه نا اگاهانه . تازه مشاهده شده است گاهی اگر فردی استثنایی وارد این گفتگو ها و اتهام زنی ها نشده است ف از او دوری گزیده اند واو را نفهم وادمی نا همراه وخستگی اور دانسته اند. وحتا رو در رو به او گفته اند تو خیلی خشکی ! برادرت بهتر است ، چرا که به این حرفها دل می دهد. عملا می بینیم که این پرونده سازی واتهام زنی تقریبا کار اکثریت جامعه است. حالا در موارد خردمندانه من شنونده باید حتمن کنجکاو باشم تا وقتی اتهامی را نسبت به هرکس می شنوم ویا می خوان از گوینده ویا نویسنده دقیقا بپرسم که از چه کسی این اتهام را شنید ه است تا به نفر  اصلی تولید کننده اتهام برسیم.  خردمندان با کلی گویی و کلی شنوی از کنار مسایل مربوط به دیگران عبور نمی کنند. دقیقا کنکاش می کنند تا فرد گوینده یا نویسنده مجبور به اقرار شود تا منبع انتشار اتهام را بیان کند.
دوم با کدام سند و مدرک؟  وقتی متوجه شدیم انتشار اتهام از کجا اغاز شده است، باید از شخص گوینده ویا نویسنده بخواهیم تا اسناد ومدارک مربوط به اتهام زنی را ارائه دهد. تا متوجه شود در مقابل حرفی که منتشر می کند، اتهامی که به افراد یا سازمان ها وارد می کند باید سند معتبر ارائه دهد. ودر غیر این صورت خودش رسوای به دروغ گویی خواهد شد. در نتیجه اولا مجبور میشود حرفش را پس بگیرد و به صورت عمومی اعلام کند اتهاماتی که زده است دروغین بوده است، ودوما از طرفی که به او اتهام زده است حداقل عذر خواهی کرده و حیثیت او را محترم بشمارد. با گسترش چنین فرهنگ دلیل و مدرک  خواستن، برای هر اتهام از سوی کلیه افراد جامعه که بر اثر تکرار وپافشاری خردمندان قابل گسترش وژرفش است ، می توان شاهد کم شدن روش های اتهام زنی حکومتی و سپس شایعه پراکنی های اجتماعی وفردی خواهیم بود. کافیست در هر لحظه فکر کنیم که خود ما هم روزی اماج همین اتهام زنی ها وپرونده سازی های دروغین در جامعه ای بیمار خواهیم بود ، وقتی که در برابر این بیماری ها از خود مقاومت نشان ندهیم وتسلیم جو حاکم شویم. این احساس مسوولیت فردی می تواند بر اثر تکرار به یک احساس مسوولیت اجنماعی و به تدریج به یک فرهنگ اجتماعی سالم تبدیل شود.
سوم چرا این اتهام را میزند؟ اخرین بخش در این نگرش این است که جستجو گر باشیم که فردی که چنین اتهاماتی را به هرکس وهر چیز وارد می کند چرا اینکار را می کند؟ به دنبال چیست؟ کدام منافع یا دلیل مثلا اخلاقی را دنبال می کند. کنکاش کنیم تا هدف واقعی از این اتام زنی را از سوی منتشر کننده پیدا کنیم. سپس با مقایسه روشی که به کار گرفته با هدفی که عنوان می کند بپردازیم. با یک این همانی ومقایسه و بررسی خردمندانه بین هدف اعلام شده از انتشار اتهام و روش طرح ان ومستند بودن ویا نبودن اتهام وارده از سوی بیان کننده  می توانیم به میزان صداقت و صحت کردار  گفتاراعلام شده پی ببریم. و بی مها با به بلغور کننده هر چیزی که می شنویم تبدیل نشویم. رایطه سود فردی و جهت گیری سیاسی ،اقتصادی  یا اجتماعی مطرح کننده اتهام  با اتهام و نتایج تاثیر گذار ان  می تواند در شناخت بیشتروتایید و یا تکذیب صحت وسقم ان  موضوع طرح شده از سوی او بسیار موثر باشد.
اگر دقیقا جواب این سه پرسش را یافتید ، تاثید این اتهام زنی ها رنگ میبازد.
روش دوم چگونه  ببینیم پخش این اتهام زنی به سود چه کسانی تمام میشود؟
همیشه وقتی پشت هر اتهامی را نگاه کنیم ، میبینیم ضربه به یک فرد یا  نیروی اجتماعی یا سیاسی مد نظر است ، ببینیم این اتهام زنی  به سود کدام جریان  تمام میشود.  و در امور سیاسی  این اتهام زنی نسبت به افراد و یا گرو ه های سیاسی  چقدر به سود حکومت تمام میشود؟  و اولین بار از کجا وچگونه و با کدام مدرک وسند حقوقی وقابل قبول طرح شده است؟
سوم،  در حیطه تلاشگران کارگری و سندیکایی ، آیا تمام ۱۵ ملیون کارگران و مزد بگیران ایران یک جور فکر می کنند ؟ صرفا اگر یک گروه از کارگران مثل گروهی دیگر فکر نکنند باید بر علیه آنها پرونده سازی های دروغین کرد؟ و اب را به آسیاب حکومت ضد کارگری ریخت؟ در تمام مطالبی که منتشر می شود ومنتشر می کنیم باید توجه کنیم ببینیم نتیجه  تکرار این
اتهام زنی در مجموع به سود جنبش مبارزاتی و مطالباتی کارگران و مزد بگیران است یا به سود دشمنان طبقاتی آنها ؟ چگونگی بررسی ما از زاویه اتحاد طلبانه  می تواند دم خروس انحلال طلبان وتفرقه افکنان را به دست ما بدهد. روش کنون خردمندانه که به لحاظ تاریخی و سیاسی و کنشگری به دست امده است ، روش همکاری حداکثری بر پایه همفکری حداقلی بر سر موضوع مشترک وسود اجتماعی است که هزاران وصدها سال است که به خوبی ودرستی توسط طبقات حاکم اعمال شده و ازنتایجش بهره مند شده اند. پس ما کنشگران اجتماعی وسیاسی ومردم عادی  که تنها ابزار قدرت ما عدد و تعداد ماست ، حکما مجبوریم از این روش همکاری حداکثری با امکانات حداقلی ودر راه هدف تاکتیکی حداقلی استفاده کنیم. همراهی لحظه ای وتاکتیکی ما مزد بگیران ردابعاد بسیار گسترده به ما قدرت اجتماعی می دهد که بتوانیم بر روند موضوعات در حال شدن اثر بگذاریم. انگاه امیدواری ونیرو مندی جایگزینی نا امیدی و سر خورده گی ها خواهد شد. با پذیرفتن چگونگی  اجرای این روش عملا اتهام زنی ، حداقل در بین نیروهای کنشگر به صورت مقطعی وتاکتیکی بسیار کمتر خواهد شد. و باز حداقل کنشگران واقعی دگرگونی خواه از پذیرفتن روش های اتهام زنی دوری خواهند کرد. و همه به کارگرد و عمل واقعی هر کس و یا هر تشکیلات در جریان کنش زندگی نگاه وتوجه خواهد کرد تا بتواند متحدین واقعی خود را پیدا کند. دچار توهم واتهام نشود. قدرت اجتماعی بزرگتر ونیرومندتری را بسیج کنند.
وقتی حکومتیان با استفاده ازاتهام زنی ها، نظر قشری از مبارزان را نسبت به یکی یا بخشی  از نیروهای شناخته شده رهبری کننده و هزینه داده جنبش کارگری وهم آلود میکنند ، توده های نا آگاه و تحت ستم آیا دچار امیدواری میشوند یا دچار نا امیدی ؟  هر کنشی که میزان امید را در بین نیروهای اجتماعی دگرگونی خواه پایین بیاورد عملا اب را به اسیاب دشمن مشترک همه مردم ایران وجهان ریخته است.
اگر قرار باشد به اتهامات و فضا سازی ها تن بدهیم ، عملا نیرو وجریانی نیست  که ، اتهامی در باره آن مطرح نکرده باشند! و به این طریق جلوی اتحاد ،همکاری  و همبستگی افراد، احزاب ، سازمانها و نهاد های مختلف ضد حکومت را گرفته اند. با همان فرمول ساده و قدیمی و کار آمد تفرقه بیانداز و حکومت کن!

در انتها ،علاوه بر مسایل سیاسی و رقابت های سیاسی ، بیماری های روانی اجتماعی که شدِّیدا از سوی حکومت به ایجاد و گسترش آنها دامن زده شد و ریشه در فرهنگ بیمار تاریخی ی اسلامی ما داشته هم، بی تاثیر نبوده است، از جمله احساس ناتوانی  در مقابل کارفرمای قلدر و قدر ت حاکم ،خیلی ها را وادار می کند برای انکه خودی نشان دهند  به جای آنکه به عامل اصلی بدبختی های کشور ومردم  حمله کنند ، به فرد ، یا گروهی  و رفیقی که در مقابل حکومت ایستاده حمله  کنند، چرا که  می دانند، حمله به نیروی مخالف حکومت  برای انها هزینه ای که  ندارد هیچ بلکه دست خوش هم دارد. یعنی یک همکاری گاه اعلام نشده وگاه پنهانی اعلام شده بین قربانی و شکارچی شکل می گیرد . چیزی شبیه سندروم استکهلم. نمونه های ان در زندان و با حضور ادم هایی شاهد وناظر دیده و گواهی شده است.  همچنین ترس از نادیده شدن در مقابل فرد یا جریانی  که بیشتر از ما دیده میشود. باعث می شود حسادت ، تنگ نظری، خود کم بینی و گاه خود بزرگ بینی ، ریا کاری، تقیه اسلامی ، دروغ گویی ، جستجو در زندگی شخصی افراد، و طرح مطالب نا مربوط  اما اشتها برانگیزبرای بیان کننده  را به دنبال داشته باشد. این ها فرهنگ اسلامی – استبدادی حاکم برروان  مردم کشور ما و خاورمیانه ای هاست، که باعث عقب ماندن این جوامع شده است. برای گذر از این پس ماندگی ها به آزادگی وآزادی خواهی بیشتر گسترش شفافیت و شهامت و گاه تابو شکنی و ایستادن در مقابل یاوه گویی ها را لازم داریم. کاری دشوار است. ولی تجربه نشان داده است ، بدون دگرگون کردن این شیوه ها و بدون هزینه دادن برای این کنار گذاشتن این فرهنگ پس مانده ، دگرگونی سیاسی ،اقتصادی  و اجتماعی هم به شکلی پیروزمندانه به دست نخواهد امد.

منصور اسانلو

دوم اگوست ۲۰۱۷

بدون دیدگاه

پاسخی بگذارید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

خبر
محکومیت زندانی سیاسی لقمان امین پور به ۱۰ سال زندان

زندانی سیاسی لقمان امین پور به ۱۰ سال زندان محکوم شد. این حکم به وکیل وی ابلاغ شده است. این زندانی سیاسی هم اکنون در زندان اوین محبوس است. ♦️روز سه شنبه ۲۳ دی ماه ۹۹، زندانی سیاسی لقمان امین پور پس از گذشت ۷ ماه از زمان بازداشت، به …

خبر
فوری شعار دانشجویان پلى تکنیک :«اینهمه سال جنایت، بسه دیگه ولایت»

فورى ⁩، دقایقى پیش، تهران: ‏نیروهاى امنیتى در ورودى پلى تکنیک را از بیرون به روى معترضان بسته اند تا آنها وارد خیابان نشوند. ‏ معترضان با شعار «بى شرف» و «اینهمه سال جنایت، بسه دیگه ولایت» علیه جمهورى اسلامى شعار مى دهند ‏

ترجمه به زبانهای دیگر
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: