گفتگوی بی صدایان آبان در کلاب هاوس : در بازجویی مهره پایین کمرم را شکستند

جمعی از بازداشت شدگان اعتراضات آبان ۹۸ در گفتگویی با عنوان بی صدایان آبان در کلاب هاوس که حساب توییتری «‌۱۵۰۰ تصویر» برگزار کرده بود، روایت‌های خود را از دوره بازداشت و زندان بازگو کردند.

مهدی نقدی از بازداشتی‌های آبان گفت: «در حالی‌که مهمان داشتم، ساعت ۱۲.۳۰ شب، ماموران به منزل ما ریختند، همسرم چهار ماهه باردار بود، هنگام باز کردن در خانه ماموران در را به شدت هل دادند و همسرم پرت شد و فرزندم سقط شد. در زندان هیچ آشنایی نداشتیم که باید چکار کنیم. اذیت و آزار زیاد بود. خانواده‌ها پیگیر وضعیت می‌شوند اما پاسخی نمی‌گرفتند. برخی خانواده‌ها توان مالی برای پرداخت هزینه‌های مختلف را نداشتند. در زندان مواد مخدر از آب نوشیدنی راحت‌تر در دسترس بود.»

یکی از افراد درمورد وضعیت بازداشت‌های آبان در زندان عادل‌آباد شیراز گفت: «وضعیت بازداشتی‌‌ها در زندان عادل آباد اصلا مناسب نبود، بازداشت‌ها در چهار اتاق بودند، ظرفیت این اتاق‌ها نهایت ۶۰ تا ۷۰ نفر با کف خواب‌ها بود، اما حدود ۱۰۰ تا ۱۱۰ نفر بازداشتی در این اتاق‌ها بودند. قرنطینه چهار کابین تلفن داشت و خیلی‌ها نمی‌توانستند تا چندین روز تماس بگیرند، تا چند روز اول آب نداشتند و وضعیت غذا بد بود، همین باعث اعتصاب غذای زندانیان شد که آنها را تقسیم کردند و شورش سال ۹۹ در عادل آباد هم در ادامه همین اعتراض‌ها بود.»

از خانواده کشته‌شدگان آبان۹۸: به مادر سجاد گفتم خدا را شکر کنید که سجاد کشته شده و اگر زنده بود هر روز زندان بود، هر روز شکنجه می‌شد و عذاب می‌کشید. حالا که صدای زندانیان را می‌شونم فکر می‌کنم باید کاری کرد تا سجادهای بیشتری نداشته باشیم.

مهرداد محمدنژاد می‌گوید: در تیپ ۲، ۶ نفر از زندانی‌ها با صورت خط‌خطی ریختند جلوی سرویس بهداشتی و به حسین هاشمی، زندانی آبان۹۸ گفتند که چرا ایستاده ادرار کرده‌ای؟ و او را تا سر حد مرگ زده‌اند. این‌که می‌گویند چرا اعتصاب غذا می‌کنند انگار نمی‌دانند در زندان چه خبر است؟

امید از دستگیرشدگان آبان۹۸ می‌گوید وقتی من را دستگیر کردند به من چشم‌بند زدند و صدای حرف زدن آنها را می‌شنیدم که می‌گفتند بگذارید به او تیر بزنیم.

مجید قره‌باغی از دستگیرشدگان آبان۹۸ می‌گوید که ما را به بند محکومان شرور می‌فرستادند و به آنها می‌گفتند که هر طور دوست داشتید با این‌ها رفتار کنید و آن‌ها هم با ما بسیار بدرفتاری می‌کردند. البته آخرش با ما رفیق می‌شدند و از اینکه ما را آزار دادند پشیمان می‌شدند.

در این گفتگو فایل صوتی نوید لطیفی یکی از بازداشت‌شدگان آبان پخش شد. این بازداشتی با اشاره به اینکه توسط امنیت گیشا بازداشت شده بود، گفت: «با چشم بند من را منتقل کردند و نمی‌دونم اصلا کجا نگهداری می‌شدم، دو بار بازپرس اعترافات من را نپذیرفت و من را برگرداند انفرادی.»

لطیفی در بخش دیگری از این فایل صوتی گفت: «به من دستبند و پابند زدند و با من فوتبال بازی کردند، با چوب و چماق و لگد، من را بارها زدند، مهره پایین کمرم را شکستند. می‌گفتند آنچه را که ما می‌گوییم بنویسیم و امضا کن که می‌گفتم من این اقدامات را نکردم. ۲۴ روز اجازه تماس به من ندادند و در آخر به خاطر تماس با خانواده اعتراف کردم که در تماسم متوجه شدم مادرم به دلیل نگرانی به کما رفته است.»

این بازداشتی آبان تاکید کرد «در زندان در تیپ پنج بودیم و شرایط بد بود، خودمان رسیدگی کردیم و شرایط را برای زندگی در آن بهبود دادیم، اما ما را به تیپ دو منتقل کرده‌اند و مالی‌ها را به تیپ پنج بردند، تیپ دو پر از ساس است، انگار فراموش شده‌ایم.»

محمد ترکمانی از دیگر بازداشت‌شدگان آبان که در حال گذراندن پنج سال حبس است، در پیام صوتی گفت: «به دلیل انتقال غیر قانونی به بند دیگری از ۱۲ خرداد اعتصاب غذای خشک کرده‌ام و بازداشت‌ها در چهار اتاق بودند نهایت ۶۰ تا ۷۰ نفر با کف خوابی، ۱۰۰ تا ۱۱۰ نفر کل قرنطینه چهار کابین تلفن داشت، تا چند روز اول آب نداشتند و وضعیت غذا بد بود حکم سنگین داشتند. هنوز خیلی از اسامی بازداشتی‌ها شنیده نشده تا وقتی به سلول بازنگردم به اعتصابم ادامه می‌دهم.»

پاسخی بگذارید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: