گوشه ای از آواز گنجشکها در لابه لای سیم های خار دار

فرهنگ وهنر

پدرم باقر اسانلو در مرکز عکس و من که او را بغل کرده و شوخی میکنم ، افشین که شاد است ومی خندد سمت پدر باقر ایستاده و سیامک که کنار من ایستاده است و می خندد. عکس را خواهرم فرشته گرفته است.
آن زمان در کارخانه بافندگی سنگور در تهران نو کار می کردم ، شبها گاهی زودتر از خانه خودمان می امدم منزل پدری، تازه با  پروانه  ازدواج کرده بودم. شب کار بودم . از ساعت شش عصر تا شش صبح شیفت شب کار می کردم. آن شب هم  همسرم در محل کارش طولانی تر مانده بود . گاهی او هم شیفت اضافه کاری داشت. در درمانگاه بهداری امامزاده جعفر در شهر کوچک پیشوا. من به خانه پدری امده بودم ، و با پدر و برادران و خواهرم شوخی میکردیم. همفکر بودیم ان زمان همگی و از چشمه ساران آگاهی و کردار پدر سود می جستیم و از دریای مهربانی پر شور مادر بهره مند میشدیم. مثل الان! هر وقت متوجه میشدم پدر کمی در فکر است، یا هاله ای از اندوه به دلیل نفهمی برخی از مردم او را در بر گرفته است ، با او شوخی می کردم و با پرسش های بیخودی او را می خنداندم . گاهی هم با او کشتی میگرفتم. یکی از بهترین کشتی گیر های ظریف کار دوران خود بود و بدلکار!  با کشتی گیران قهرمان قدیمی دوست بود. دایی هایم همیشهً می گفتند، هرگز کسی در طول عمر پدرم نتوانست پشت او را به خاک برساند. وقتی با او شوخی میکردم و به رقابت می کشیدمش ، خود بخود افکار اندوهناک ناشی از نفهمی برخی از مردم را از او دور می کردم و مغزش اتوماتیکی می رفت سراغ بدلکاری، تا مرا لنگ کند. مهارتش فن لنگ بود. فیل را زمین میزد ، با لنگی که میکرد، و پیچ پیچک ، همه را به من می اموخت ، چون کشتی و کلا رقابت را دوست داشتم. مثل خودش !  یکبار در مسابقات کشتی آزاد و فرنگی دانش اموزی تهران در سطح دبیرستان در منطقه مرکزی تهران مقام آوردم.  پدرم هر روز صبح ساعت ۵ بامداد بر می خاست و با من تمرین می کرد. در داستان های زندان همه این ها را نوشته ام. به حشمت طبرزدی در زندان  رجای شهر قول دادم” آواز گنجشگها در لإبلای سیم های خار دار” را منتشر کنم. این ماجرا های زندگی را در انجا خواهید خواند.

منصور اسانلو

بدون دیدگاه

پاسخی بگذارید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

فرهنگ وهنر
خسرو آواز ایران پر کشید

  استاد محمد رضا شجریان پس از تحمل دوره طولانی بیماری عصر امروز (پنجشنبه) در بیمارستان جم تهران درگذشت. استاد محمد رضا شجریان آخرین بار در ۱۴ مهر ۹۹ به علت شرایط نامناسب جسمی بار دیگر در بخش آی سی یو بیمارستان جم بستری شده بود. استاد شجریان برجسته‌ترین هنرمند …

فرهنگ وهنر
‍۱۵ سپتامبر سالمرگ اوریانا فالاچی؛ روزنامه‌نگار و نویسنده ایتالیایی

  #معرفی_زنان_تاثیر_گذار ➖➖➖➖➖➖➖ #روزنگار_تاریخ_زنان 💢 اوریانا فالاچی (به ایتالیایی: Oriana Fallaci) ‏(۲۹ ژوئن ۱۹۲۹–۱۵ سپتامبر ۲۰۰۶) روزنامه‌نگار، نویسنده و مصاحبه‌گر سیاسی برجسته ایتالیایی بود که در شهر فلورانس متولد شد و در سن ۷۷ سالگی در همان شهر درگذشت. وی در دوران جنگ جهانی دوم به عنوان یک چریک ضد …

فرهنگ وهنر
( فریاد آزادی ) شعر ، آهنگ و اجرا : امید طوطیان
ترجمه به زبانهای دیگر
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: