یادداشت فعال کارگری کاظم فرج‌الهی در ارتباط با سرکوب تجمع اعتراضی بازنشتگان درباره‌ی تجمعی که برگزار نشد

مقالات ونوشته ها

صبح‌گاه یکشنبه نوزدهم بهمن مجموعه‌ای از عوامل مختلف نیروی انتظامی، پلیس یا نیرو های ویژه ضد شورش، لباس شخصی‌ها و شمار زیادی پلیس زن بسیج شدند و محدوده میدان بهارستان، ایستگاه مترو، مقابل مجلس شورای اسلامی و سازمان برنامه و بودجه را به کنترل خود درآوردند تا با خشونت تمام از تجمع عده‌ای زن و مرد سالمند بازنشسته ، که شمار آن ها بنا به برخی برآوردها به دو هزار تن می‌رسید، جلوگیری کنند. اراده نیروهای بسیج شده در اجرای فرمان ماموریت خود به قدری زیاد و قوی بود که اضافه بر این که در منطقه یاد شده اجازه هیچ توقفی را به کسی نمی دادند، حتا در جاهایی از حرکت بیش از دو یا سه نفر با یکدیگر نیز با تندی و خشونت جلوگیری می کردند. در ادامه پس از ضرب و شتم هایی چند، گروه زیادی بازداشت شده به بازداشتگاه موقت انتقال یافتند. تا پایان وقت اداری همین روز تمامی بازداشت شدگان، به استثنای دو یا سه نفر که به بازداشتگاه اوین انتقال یافتند، آزاد شدند.

خبر از هر جهت تاسف بار و بر اساس معیارهای یک حکمرانی انسانیِ مبتنی بر مبانی آزادی، دموکراسی و عدالت از دو جهت شرم آور است؛ نخست آن که چرا شرایط زیست و برخورداری جمعیت چند میلیونی بازنشسته باید این چنین باشد؟ بازنشستگانی که بطور میانگین هر یک در این سرزمین ۳۰ سال کار و زندگی شرافتمندانه‌ای داشته‌اند اکنون با حقوق های بازنشستگی کمتر از یک سوم خط فقر و بدون برخورداری از امکانات رفاهی و بهداشتی و دسترسی به مسکن مناسب، باید تا این اندازه در شرایطی نامناسب و دور از شان و کرامت انسانی یک شهروند باشد که به رغم ابتلا به انواع بیماری‌ها و ناتوانی‌ها مجبور به تجمع‌های اعتراضی مکرر بشوند؟ تجمع هایی که به دلیل بی توجهی مسئولان تاکنون هیچ نتیجه مثبتی هم در پی نداشته است. دوم؛ شرم‌آور است زیرا: در جامعه‌ای که مسئولان آن در سخنرانی‌ها و مصاحبه‌ها، به ویژه در هنگامه‌های انتخابات و نیاز به صندوق رای، همگی در ظاهر بر آزادی و حق اعتراض مسالمت آمیز تمامی شهروندان تاکید دارند چرا باید با یک حرکت اعتراضی، آن هم گروهی زن و مرد بازنشسته، این گونه با خشونت برخورد شده و از برگزاری آن جلوگیری بشود.

تجمع کنندگان چه کسانی بودند؟

تجمع کنندگان گروه‌هایی از بازنشستگان سازمان تامین اجتماعی و بازنشستگان کشوری شامل معلمان، کارمندان، کارکنان صنایع فولاد و… بودند که به مجموعه‌ی شرایط زندگی خود اعتراض دارند. بازنشستگان اضافه بر تحمل هزینه های سنگینِ، نسبت به درآمد، زندگی یک خانواده معمولی در شرایط حاضر، به دلیل سالمندی درگیر انواع بیماری‌ها و ناتوانایی‌هایی هستند که برای معالجه یا کنترل آن ها به دلیل نبود پوشش کامل خدمات بیمه‌ای هزینه‌های سنگینی را باید بپردازند. باز هم به دلیل سالمند بودن و داشتن موقعیت” بزرگی” در خانوده و فامیل ناگزیر از رفت و آمدها و پذیرایی از مهمان هایی در همین ارتباط و پرداخت هزینه های قابل ملاحظه‌ای هستند. به دلیل شرایط نامناسب کار در ایران و تقسیم نادرست مزد دریافتی به بخش‌های مختلف و نام‌های گوناگون، کارگران و تمامی حقوق بگیران در هنگام بازنشسته شدن و محاسبه حقوق بازنشستگی (توسط صندوق های بازنشستگی) یکباره بخش قابل توجهی از دریافتی ماهانه خود را از دست می دهند. با این همه بر اساس یک سنت بسیار نادرست، در پایان سال و هنگام افزایش سالانه مزدها، که خود داستانی پراز آب چشم است، همه ساله میزان افرایش حقوق و مستمری بازنشستگان چند درصد کمتر از افزایش مزد مصوب همان سال اعمال می شود. ادامه این روند به معنی فقیرتر شدن تدریجی بازنشستگان است.

بدون دیدگاه

پاسخی بگذارید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

خبر
پست مادر شهید آبان #امید_رضایی :پاییز #آبان خون آتش … جنایت از یاد مبر خون را

  . مادر امید رضایی از کشته‌شدگان #آبان۹۸ می‌گوید: «هیچ‌موقع رای نمی‌دهم، حالا بیان مادرها رو هم ببرن بُکشن ما از بچه‌هامون اضافه نیستیم، بیان مادرهارو هم ببرن…» در گواهی فوت جاویدنام امید رضایی، در بخش علت درگذشت او “خشونت به وسیله دیگران” درج شده است! جاویدنام امید رضایی در …

خبر
🔶 گزارش عفو بین الملل از برگزاری جلسه کمیته سوم مجمع عمومی سازمان درباره وضعیت وخیم حقوق بشر در ایران

🔸 جلسه کمیته سوم مجمع عمومی سازمان ملل امروز جلسه‌ای درباره وضعیت وخیم حقوق بشر در ایران برگزار کرد. در این جلسه، گزارشگر ویژه سازمان ملل درباره وضعیت حقوق بشر در ایران، جاوید رحمان، گزارش تازه خود را ارائه داد و کشورهای مختلف درباره نقض حقوق بشر در ایران اعلام …

خبر
جان زندانی سیاسی دراعتصاب غذا خالد پیرزاده در خطر است او می گوید : چو ایران نباشد تن من مباد

جان زندانی سیاسی دراعتصاب غذا خالد پیرزاده در خطر است این زندانی در وضعیت وخیم جسمی می گوید : چو ایران نباشد تن من مباد من اگر اینجا بمیرم با افتخار می میرم من دیگر قید کلیه هایم راهم زدم. آقا میخواهد روی زندگی من قمار کند. با خواسته آزادی …

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: