‌دلنوشته #سهیل_عربی از زندان اوين گزارشي از وضعيت دردناك زندان فشافويه

نازگُل
نازگُل نام دختری با موهای مشکی ، مواج و زبر ، آنارکوسندیکالیسم ، بیزار از پدوفیل اعظم ، رفیق روزهای دشوار و خلاصه یک انقلابی واقعی که پذیرفته است فلسفی در روشنگری و مبارزه وظیفه هر آنارشیست بوده است ومهمتر از آن اینکه انقلاب برای همیشه وتا همیشه خواهد ماند.
آری شوربختانه نازگل نام او نیست واو فعلا در جهان واقعی موجود نیست. نازگل حتی نام دختری با موهای بلند و بلوند ، بینی چندبار عمل کرده ، سردرگم میان سنت و مدرنیته ، ناوفادار که در اولین بحران زندگی ترکت می کند هم نیست.
نازگل نام لوله ای است بلند و سپید درد آفرین وآغشته به رافت اسلامی که افسران نگهبان زندان تهران بزرگ برای تنبیه معترضین و نافرمانبران از آن استفاده می کنند.
برای مثال وقتی در اوج داغی تابستان در دل کویر داخل بندی که زندانیان درآن نگهداری می شوند با ظرفیتی محدود ، ۵۴۰ جوان را محبوس کرده اند.
یکی از آنها که برای رهایی از گرمای عذاب آور به جای شلوار بلند شلوارک به تن کرده بود مورد خشم افسر نگهبان وقت قرار می گیرد ، ونظر به اینکه درس عبرتی برای سایرین شود این لوله سفت را محکم به سر او می کوبند.
دست کم ۳ بار از نزدیک شاهد بودم که این شیوه تنبیهی منجر به شکستگی جمجمه زندانی شد و شوربختانه باخبر شدیم که دیروز یکی از محبوسان در بند ۸ تیپ ۱ پس از اینکه بدین وسیله مورد تنبیه قرار گرفت به بیمارستان اعزام شد و هرآینه هنوز هوشیاری خود را بدست نیاورده است.
این شیوه تنبیه یکی از زجرهای مضاعفی است که محبوسان در این زندان تحمل می کنند.

قطعی آب ، هفته ای یک بار بازشدن حمام ، ازدحام ، عدم رعایت بهداشت ، عدم اجرای طرح طبقه بندی زندانیان ، نگهداری افراد سالم کنار معتادها ، جوانهایی که برای نخستین مرتبه به زندان آمده اند کنار سابقه دارها ، موجب ایجاد معضلات بسیاری شده و خواهد شد.
اما مهمتر پرسش هایی است که طرح آنها شاید مارابه سمت پیشگیری و درمان هدایت کند.

اینکه در پایتخت جمهوری اسلامی ایران بیش از ده هزار جوان ، به دلیل ارتکاب سرقت محکوم به تحمل حبس شده اند ، بسیاری از آنها بیشتر کارگر بوده اند و طی دوسال اخیر شغل خودرا ازدست داده اند. تعداد قابل توجهی فارغ التحصیل وسالها در جستجوی یافتن شغل یعنی اکثر آنها تمام تلاش خود را برای سالم زیستن انجام داده بودند ودر نهایت موفق به یافتن شغل نشده اند. یا درآمد شغلی که به آن مشغول بودند کافی برای تامین نیازهایشان نبوده و مرتکب اعمال مجرمانه مثل سرقت وخرید کالای مسروقه یا قاچاق شده اند.
وضعیت زندانهای شهرستان ها به مراتب اسفناک تر از زندانهای پایتختی است که نظارت و حساسیت بیشتری برآنها بوده واصل مطلب آمار وحشتناک تعداد زندانیان است که نیک میدانیم محبوس شدن هر فرد چه آسیبهایی به خود شخص ، خانواده او و البته به اجتماع می رساند.

اماشوربختانه نه دولت منتخب ، نه دولتهای پنهان ونه قوه قضاییه هیچ تلاشی برای کاهش جمعیت زندانها وحتی دست کم بهبود شرایط زیستن انسانهای محبوس در زندانها نداشتند.
وضعیت خوراک ، بهداشت و به ویژه درمان زندانیان طی یک سال اخیر بسیار بدتر ازقبل شده است و نهادی که نام سازمان اقدامات تامینی و تربیتی را یدک می کشد عملکردی کاملا مغایر با نام خود را داشته است.
برای مثال موسسه حامی که از طریق ایجاد اردوگاه های شبه کار اجباری در اجرای انجام بیش از ۸ ساعت کمتر از صدهزارتومان درماه به آنها پرداخت می کند و علاوه براین از طریق فروش چند برابر اجناس و اقلام مورد نیاز ضروری به زندانیان کسب درآمد کرده است.
تنبیه بدنی ، توهین ، تعرض وحتی تجاوز از جمله رنج های مضاعف بوده که محبوسان علاوه بر دوری از خانواده ، محرومیت از حضور در اجتماع تحمل کرده اند.
و دردا که هرگز مجازات برای مجرمان واقعی و بزرگتر نبوده است.

سهیل عربی
شهریور ماه ۹۸
زندان اوین

پاسخی بگذارید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

ترجمه به زبانهای دیگر
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: