‌‌ حامد اسماعیلیون به پدر مصطفی نعیماوی؛ بیا در این شب سیاه، بر این شوره‌زار بگرییم شاید هورالعظیم جانی بگیرد…

نامه های وارده

امروز یکشنبه ۲۷ تیرماه ۱۴۰۰؛ ‘حامد اسماعیلیون’ سخنگوی انجمن خانواده‌های جان‌باختگان پرواز ۷۵۲ که اعضای خانواده‌اش را در سرنگونی هواپیمای اوکراینی توسط پدافند هوایی سازمان تروریستی سپاه از دست داده، خطاب به پدر ‘مصطفی نعیماوی’ از جان‌باختگان قیام مردم خوزستان نوشت؛

“بیا با هم بگرییم در این شب سیاه، بیا بر این شوره‌زار بگرییم و اشک‌ها به جایی بروند شاید هورالعظیم جانی بگیرد.”

متن کامل پست فیس‌بوکی حامد اسماعیلیون خطاب به پدر مصطفی نعیماوی بدین شرح می‌باشد؛

در سرگردانی در ویدیوهای خوزستان دیدم دوربین‌های تلویزیونی را به خانه‌ی یکی از جانباختگان اعتراضات سه شب گذشته در خوزستان برده‌اند. اگر اشتباه نکنم خانه‌ی مصطفا نعیماوی بود با آن لبخند گشاده‌اش که دیگر نیست. پدرش چپیه‌ی آبی و سفید به سر داشت اگر باز هم اشتباه نکنم. گفت پیِ قاتلین فرزندش می‌گردد. وقتی دوربین از او دور می‌شد سرش را همان طور نشسته به دیوار تکیه داد و تلخ گریست.

می‌دانم لحظاتی بعد دوربین‌به‌دستانِ آموزش دیده که نان در خون بی‌پناهان می‌زنند بساط‌شان را جمع می‌کنند و می‌روند چرا که ماموریت به خوبی انجام شده است. خانواده‌ی قربانی در شوک هستند و به راحتی قد راست نخواهند کرد. ویدیو هم در لحظاتی دیگر در خبرگزاری سپاه منتشر می‌شود و همین. تمام این روش‌ها در جنایات پیشین هم تکرار شده است و به چشم همه آشناست. خانواده‌ای که غرق ماتم هستند و هنوز نمی‌دانند چه بر سرشان آمده مورد هجوم خبرنگاران خودی قرار می‌گیرند و چاره‌ای جز در گشودن بر این مهاجمان ندارند.

اما وقتی همه رفتند و خانه از هیاهو خالی شد پدر مصطفا می‌ماند و چپیه‌ی خیس از گریه‌اش که به حتم بر چشم‌ها کشیده است. شاید دلم می‌خواست در آن اتاق جلوی او می‌نشستم و بر شانه‌های یکدگر می‌گریستیم. به او می‌گفتم آن که هواپیمای بین‌المللی بود و همه چیزش ثبت شده بود قاتلین بی نام و نشان دارد حال چه کنیم برای تو که در میان جمعیتی انبوه دنبال قاتل فرزندت می‌گردی. شاید به او بگویم همین‌ها که دوربین برچیدند و رفتند قاتلین فرزندان ما هستند. همین‌ها که به دفتر قاتل اصلی، آن که جان و مال و آب و زار و زندگی همه‌ی ما را در مشت گرفته است، گزارش خواهند نوشت همین‌ها که ما را در اندوه ابدی فرو برده‌اند. به او خواهم گفت در خلوت گریه نکن برادر من! گریه‌هایت را خشمت را در جمعیت رها کن. بیا با هم بگرییم در این شب سیاه، بیا بر این شوره‌زار بگرییم و اشک‌ها به جایی بروند شاید هورالعظیم جانی بگیرد. بیا بر این سرزمین بگرییم برادر من که فرزندان ما برنمی‌گردند که فرزندان ما از آغوش ما گریخته‌اند با خنده‌های‌شان، با موهای پریشان‌شان در باد، اما شاید از این اشک‌های شور رودی جاری شود، رودی که عاقبت به دریایی می‌پیوندد.

حامد اسماعیلیون/ یکشنبه ۲۷ تیرماه ۱۴۰۰”

#مصطفی_نعیماوی، سی ساله، اهل منطقه عباس‌آباد فلاحيه شهرستان شادگان در ساعات اولیه روز شنبه ۲۶ تیرماه و در دومین روز اعتراضات مردم خشمگین در شماری از شهرهای استان خوزستان به بی‌آبی، قطع آب و عدم دسترسی شهروندان به آب آشامیدنی سالم، سدسازی و خشکاندن رودخانه‌ها و تالاب‌ها، بر اثر اصابت دو گلوله‌ی مزدوران امنیتی سازمان تروریستی سپاه به سینه‌اش کشته شد.

#ps752justice #fathers_of_752 #iranprotests #ps752

#اعتراضات_سراسری
#اعتصابات_سراسری
#خوزستان_تنها_نیست
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#بایکوت_جمهوری_اسلامی #آب
#هواپیمای_اوکراینی #خوزستان
#دادخواهی #جنبش_دادخواهی

*

بدون دیدگاه

پاسخی بگذارید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

نامه های وارده
عبدالرسول مرتضوی: نامه به خامنه ای :آ ن زمان دور نیست که مردم شما را به عنوان نماد حکومت استبدادی محکوم کنند

این نامه را از زندان برایتان می نویسم. من عبدالرسول مرتضوی، عضو پیشین سپاه پاسداران و جانباز جنگ هستم که بیش از دو سال است به خاطر مخالفت با شما و راه و رسم جمهوری اسلامی در حبس به سر می‌برم. اگر مبنای قضاوتم را رفتار و گفتار شما قرار …

نامه های وارده
🌕دل نوشته خواهرانه فلور قاسم زاده خواهر عزیز قاسم زاده معلم زندانی

  دلنوشته خواهرانه به مناسبت روز جهانی معلم برادرم! عزیزِ عزیزتر از جانم! امروز روز جهانی معلم است و تو در بند هستی به جرم اینکه مسائل و مشکلات مبتلابه جامله معلمان را فریاد بر آوردی… نمی دانم با کدامین نگاه و با کدام هدف و انگیزه ،مطالبه اجرای قانون …

نامه های وارده
سولماز علیزاده :گل‌های داوودی داستان اعدام پدرم بود

در بیستمین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات حمید نوری، متهم به مشارکت در اعدام هزاران زندانی سیاسی، برای اولین بار فرزند یکی از اعدام‌شدگان تابستان ۱۳۶۷ در دادگاه استکهلم سوئدحاضر شد. سولماز علیزاده که زمان بازداشت پدرش ۸ سال داشت، مقابل دادستان‌ها و وکلا ایستاد و درباره اعدام پدر ۴۱ …

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: