♦️«آبان خونین ۹۸ سروده ای از یک هموطن

«آبان خونین »
کشورم قلّه ی فقر است و سراپا حسرت
ثروتش در کف ِدزدان و حقیران افتاد
ناگهان سرقت ِ«بنزین» شد و در صدها شهر
سیل ِخون آمد و بر پیکر ِایران افتاد
*****
مردمی خونزده از خشم ِ ِسرابی،خیسند
خاک ِارواح، درین شهرْ خیابان دارد
هر چه کردند ولی خون ِکسی محو نشد
کشورم ماهْ نه! خورشیدْ به آبان دارد
*****
حق ِاین مردم ِآزاده فقط شلیک است
تیر، از تیشه ی شیطانْ به گلوها میخورْدْ
تا که فریاد ِوطن را به اسارت گیرند
پنجه ی دردْ چه جانها که به یغما میبُرد
*****
کشتن ِمرد وُ زن وُ مرگ ِ ِهزاران«ایران»
ماجراییست که درگیر کُنَد وجدان را
خون ِدر شیشه ی مردم که بجوشد آخر
تو بدانی که به آتش بکشی شیطان را
*****
دست ِدَجّال خودش، « بیست و سه»کودک را کشت
میهنی زجرْ ببینی: که نهان میسوزد
مانده ای تا چه شود؟ روز قیامت ، پوچ است
روز ِمحشر که همین است، «جهان» میسوزد
*****
رنگ ِپاییزْ پرید از قفس ِخونینش
روح ها منتظر ِحادثه ی تاوانند
همه خون خواه ْبه نفرین ِزمان مشغولند
ننگْ بر هر که، که همدست ِهمین دزدانند
*****
داغداران ِشهیدانْ دل ِخونی دارند
اشکْ در چشمه ی شور ِغم ِ ما خشکیده
نکند غیرت ِرگهای وطن ،خاک شده
قطره ی شعله ورِ شبنم ِما خشکیده؟
*****
تا ابد در غم ِتاریخ ِ جهان، خواهد ماند
ماه ِآبان ِ سیاهی که سراپا خونی ست
عاقبت جلوه ی خورشید ِ رها: «خفاشان»
میرسد، شاد نباشید که دنیا خونی ست
*****
نوبت ِ رفتنتان میرسد ای کفتاران
بیشه ی لاشخور و لانه ی خفاشان نیست
خاک ایران، وطن ِ غرشِ شیران بوده
تا ابد هست وُ مجالِ شبِ عیاشان نیست
*****
فکر کردید که خاکستر ما میمیرد؟
گرچه ققنوس نبودیم ولی می آییم
شیرِ با بال سپیدیم که در این ظلمت
مشعلِ روشنِ سیمرغِ همین دنیاییم
*****
بهتر آن است از این کشور ِما ، گم بِشوید
گرنَه صد دار ، وصیت شده با نامِ نوید
روزِ موعودْ که هر کاخ شما خاک شود
اسمتان دفن شَوَد، بانگ ِ وطن را شِنَوید…
(منصور)
#آزادشان_کنید #ایران #تهران #شیراز #آبان_۹۸
#اعتراضات_سراسری

پاسخی بگذارید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: