پ.ن :

زینب سلیمانی ، دختر قاسم سلیمانی به انگلیس میرود
مایا(مژگان کشاورز) نسرین ستوده نرگس محمدی گلرخ و آرش و هزاران دلاور آزادیخواه اما ….. به زندان میروند

رفته انگلیس تا کارگردانی سینما بخواند

زینب سلیمانی تابعیت آمریکایی دارد

بگزارش صدای آمریکا زینب سلیمانی ۲۸ ساله دختر قاسم سلیمانی همانند بسیاری از فرزندان مسئولان نظام دارای تابعیت آمریکا است.

ایشان برای دریافت تابعیت خود به پرچم آمریکا قسم یاد کرده اند و امروز خواهان انتقام از آمریکا می باشند!

دختر سربار قاسم سلیمانی: سیدحسن نصرالله انتقام خون پدرم را می‌گیرد

🔹 زینب سلیمانی، فرزند قاسم سلیمانی که توسط عملیات ارتش آمریکا به قتل رسید در گفتگو با شبکه المنار وابسته به حزب الله لبنان گفته است: “عموی عزیزمان سید حسن نصرالله انتقام خون پدرم را خواهد گرفت.

واما متن نامه با وجودی که اندکی تفکر اسلامی در آن نهان است که با  اندیشه های سایت خبرگر همسو نیست اما بسیار تامل برانگیز است ….
♦️”سلام زینب خانم.. من دختری ۱۹ ساله از سرزمین سوریه هستم. دختری که ۹ سال از روزگاری را که می‌بایست شادترین، بی‌دغدغه‌ترین و آرامترین لحظات زندگی‌ام باشد در بحرانی‌ترین وضعیت انسانی طی کردم.

♦️غم و سوز شما در فراق پدرتان را در رسانه‌های اجتماعی مشاهده کردم، و صد البته سخنرانی حماسی و پر از اندوه شما را نیز مشاهده کردم.

♦️آری غم نداشتن پدر جانسوز است، بویژه اینکه شما در این سن طعم داشتن او را با تمام وجود درک کرده‌ای! و من با تمام سلولهایم این غم بزرگ را درک می‌کنم..

♦️جانگدازتر آنکه می‌دانی قاتل پدر خونی ریخته و خونریز قهقه می‌زند! و ماجرا را آن‌گونه که خود می‌خواهد برای جهانیان روایت می‌کند و روایت هلاکت تروریست را با افتخار مخابره می کند و شما هم فقط در حصار بلاد خویش حاج قاسم را قهرمان می‌شمارید!

♦️من گریه‌های شما را درک می‌کنم چرا که زندگی من نیز این فصل سرد زمستان را تجربه کرده‌ است؛ هنوز زود است همه ابعاد این ضایعه را درک کنی، شاید گمان می‌بری با این ضجه‌ها اندکی تسلی می‌یابی، اما هیهات….
داغ پدر عجب جانسوز است..

♦️بیا از ما – دختران سوری – فقدان پدر را بپرس، از من بپرس، که نمی‌دانست ضجه‌اش را به کدام گوش برساند و سالها گذشت و هنوز خون پدر برای من تازه است و عمویی ندارد که انتقام بگیرد! که همه عموهایش نیز شهید شده‌اند.

…تا اینکه اشک شما را دیدم!

👈 چه خوب که با تو – دختر حاج قاسم – سخن گویم، که شاید سخن من و شما – دو مصیبت‌دیده – مایه تسلی خاطر شد.

♦️زینب مصیبت تو در مقایسه با آنچه بر من گذشته است قطره ای از دریاست؛ پدر من در منزل خویش، و در وطن محبوب خویش، و در میان فرزندان دوست‌داشتنی‌اش زنده و خرم بود که با بشکه‌های انفجاری یکی از عموهای شما جانش را از دست داد! ..و “دستی” نیز نماند…خاکستر شد.

♦️سوگ پدر سخت است، اما نه پدری اسلحه به دست که غرش او برای خاورمیانه به معنای جنگ و خون بود، سوگ پدری سخت است که تنها فعالیت سیاسی او نرفتن به جبهه عموهای شما بوده است! و ستم خانواده اسد را در دل – آری فقط در دل – برنمی‌تافت.

♦️زینب خانم !
من داغ کشته شدن نامزدم و دو برادرم را هم چشیده ام امیدوارم تو چنین داغی را نچشی
زینب جان!
من نیز پدرم به دست دشمن کشته شد، دشمنی که از کیلومترها آن‌ورتر بر سرزمین من حس مالکیت را دارد و می‌خواهد بر سرزمین سبز من پرچم سیاه بیفکند!

♦️آری قاتل پدر تو روایت دیگری از حاج قاسم دارد، همان‌گونه که تو برای پدرت روایت دیگری ساخته‌ای…گویا پدر من در جبهه صهیونیسم و امریکا یا تکفیری‌ها!! بوده و پدر تو در جبهه امام حسین! و مقاومت!

♦️تصور می‌کنی بشار اسد بعثی، قاتل بیش از ششصد هزار انسان و نابودگر یک سرزمین در جبهه خدا باشد و پدر من آن حافظ قرآن در جبهه شیطان! …این معادله را چگونه برای خود حل کرده‌ای؟!

♦️ما در سرزمین خود آزادی می‌خواستیم، نان می‌خواستیم، ایمان می‌خواستیم اما بشار و خانواده اسد مظهر تاریکی بودند، فرعون شام بودند، با این وجود این ستم‌پیشه را در کمتر از چندین ماه زمین‌گیر کردیم، تا اینکه پدر تو آمد، و با خود روس آدم‌کش را آورد؛ و از آن روز به بعد فقط کشتند و کشتند..

♦️عموهای تو همه مزدوران عالم را به سرزمین من گسیل داشت، با پرچم‌های شوم خصومت و فرقه‌گرایی …به سرزمین انبیاء آمدند، سرزمین فرزندان اصحاب پیغمبر خدا…و خواستند با تعرض و تجاوز، کشتن و اسارت و آوارگی پرچم مذهب حقه را بر جسدهایشان برافرازند!

♦️پدر تو به اعمال خود پیوست، و سوگ او برای تو ماند و مراسم‌‌های حکومتی کذایی…
می‌دانم روایت کشور شما از حاج قاسم چیست! و از شما برای رثای او چه زینبی خواهند ساخت، اما تو درنگ کن.
با فعل ناکرده در جمله خونریزان نباش، نکشته آدم‌کش نباش..

باور نکن که عموهایت برای دفاع از مظلومین به سوریه پای نهادند!

– مظلوم کیست؟ و شمر که بود؟

♦️زینب، تو زینب باش.. اما نه آن زینبی که برای شمرها رثا می‌خواند و عمویشان خطاب می‌کند، زینبِ این همه علی‌اکبرها و علی‌اصغرهای سرزمین من باش که از تشنگی نمردند بلکه با سلاح شیمیایی عموهای تو خفه شدند..

♦️زینبِ مظلومیت چند صد هزار چون من بی‌پدر باش، و رثاخوان مظلومیت چند صد هزار مادر بی‌فرزند و خواهر بی‌برادر باش..
زینب لشکر بشار اسد بودن زینبِ حسین نیست، زینبِ فاطمه نیست، بیا زینب این روزهای ادلب باش، که هم‌اکنون زیر آتش عموها و عموزادگان تو است…

یقین دارم درکم می کنی..

فاطمه دختر ابو صالح حلبی

پاسخی بگذارید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: