🔴محکومیت ناهید خداجو, فعال کارگری به تحمل ۶ سال حبس تعزیری و۷۴ ضربه شلاق

او هم‌چنان سرفرازانه ایستاده است. زنده باد مقاومت، که زندگی‌ست.

ناهید خداجو عضو هیأت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران توسط قاضی جنایتکار  افشاری  شعبه ۲۶ بیدادگاه انقلاب تهران به اتهام اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور به ۵ سال حبس تعزیری، به اتهام اخلال در نظم عمومی به یکسال حبس تعزیری و ۷۴ ضربه شلاق تعزیری محکوم شده است. همچنین با عنوان مجازات تکمیلی به رونویسی دو جلد کتاب مشخص و دو سال محرومیت از عضویت در احزاب، گروه ها و دستجات سیاسی و اجتماعی محکوم گردیده است.
ناهید خداجو در روز یازدهم اردیبهشت مصادف با روز جهانی کارگر در مراسم مقابل مجلس شورای اسلامی دستگیر شد و پس از ۳۳ روز بازداشت به قید وثیقه آزاد گردید و در روز دهم مهرماه در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران محاکمه گردید.
اتحادسراسری بازنشستگان ایران ضمن محکوم نمودن صدور حکم حبس و شلاق برای ناهید خداجو، خواهان لغو احکام صادره علیه کلیه دستگیر شدگان تجمعات اول ماه مه است.

در محکومیت حکم ناهید خداجو و رنج‌های چهار دهه مبارزه‌اش

امیر چمنی

دو سال اخیر به معنای واقعی دوره‌ی
قلع‌وقمع فعالین و مبارزانِ حق‌طلب بوده است. از کارگران و فعالین کارگری تا فعالین حوزه‌ها‌ی زنان و دانشجویان و فعالین محیط زیست و فعالین ملی و قومی. سهمِ چپ‌ها در این میانه بیش از دیگر فعالین بوده است.
بازداشت و زندان و حکم‌های سنگین به قدری زیاد شده‌اند که تا پلک می‌زنی، تحت هجوم نامی دیگر و حکمی دیگر قرار می‌گیری. آنقدر که دیگر نمی‌توان اسامی و حکم‌ها را هم به خاطر سپرد. سیستم مجالِ نفس کشیدن به هیچ انسانی که علیه وضع موجود؛ فقر، نابرابری، فساد، غارت، بداخلاقی، جنایت، سلب آزادی و تجاوز به حق و حقوق، معترض است را نمی‌دهد. ناهید خداجو هم در کنار صدها معترض دیگر، امروز به زندان و شلاق محکوم شد.
خاله ناهید از آن دست انسان‌های شریفی‌ست که تا به حال هر چه از ایشان دیده‌ام‌ جز شرافت و زلالی نبوده است.
اولین دیدارمان در تبریز و مراسم خاکسپاری محمد جراحی بود. در آن هنگامه‌ی خاکسپاری و اندوهِ یاران، آرام صدایم کرد. حامل پیامی از رفیقی نازنین بود که خودش فرصت حضور در مراسم را نیافته بود. چهره‌ی آرام و نوای آرامِ صدا و لحنِ پر از مهر و مادرانه‌گی‌اش چنان بر دلم نشسته بود که گویی سال‌هاست آشنای هم هستیم. آخرین دیدارمان هم دو ماه پیش و یک قدم زنیِ طولانی در تهران بود. آخرین حرف‌ها و توصیه‌های صادقانه و مادرانه‌اش که حاصل یک عمر تجربه، فعالیت، مبارزه، زندان و شکنجه است چنان صادقانه از عمق وجودش برمی‌آمد که تا همیشه در وجودم جاری خواهد ماند.
نمی‌شود دلتنگش نباشم وقتی به مهربانی و نجابتش، به صلابت و استواری‌اش فکر می‌کنم.
خاله ناهید از بازداشتیان روز کارگر در تجمع فعالین کارگری مقابل مجلس است. هفته‌ی پیش دادگاهش برگزار شد. با توجه به احکامِ دوستانی که روز کارگر بازداشت شده بودند، هراس یک حکم سنگین برای خاله ناهید را داشتم و این یک هفته با نگرانی گذشت. امروز آن هراس توسط حکم دادگاه، بدل به واقعیتی دهشتناک شد.
امروز ناهید خداجو از بابت اتهام «اجتماع و تبانی برای اقدام علیه امنیت کشور» به پنج سال زندان و اتهام «اخلال در نظم و آسایش عمومی» به یک سال زندان و هفتادوچهار ضربه شلاق محکوم شد.
سه سال و نیم انفرادیِ توام با شکنجه های روحی وتبعید از زندان سنندج به اوین در دهه‌ی شصت و اعدام پدر واز دست دادن چند نفر ازاعضای خانواده اش نتوانست مقاومت خاله ناهید را بشکند. ایستاد و مبارزه کرد. این حکم هم نخواهد توانست مقاومتش را بشکند. او هم‌چنان سرفرازانه ایستاده است. زنده باد مقاومت، که زندگی‌ست.

پاسخی بگذارید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

ترجمه به زبانهای دیگر
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: