🔴 حمله نیروهای سرکوبگر امنیتی رژیم به منزل شهناز اکملی و مصادره مدارک و پلاک ماشین مریم کریم بیگی توسط اطلاعات سپاه

وحشت حکومت از اتحاد و همبستگی خانواده‌های داغدار با مردم .⁩

نامش ، مریم کریم‌ بیگی. برادرش مصطفی را در عاشورای ۸۸ کشتند . دیشب از اطلاعات سپاه به او گفتند باید بیایی میدان سپاه. به جرم دیدار با خانواده پویا بختیاری !

نیروهای سرکوبگرامنیتی نیمه شب دوشنبه سوم دیماه به منزل شهنازاکملی حمله کردند. بعد از اینکه موفق به دستگیری مریم کریم بیگی خواهرمصطفی کریم بیگی ازشهدای قیام ۸۸ نشدند موبایل و پلاک ماشین او را ضبط کردند.
دو روز پیش این مادر و دختر تحت بازجویی‌ وزارت اطلاعات قرار گرفته و مطلع شدند که، بدلیل ملاقات با خانواده جانباختگان آبانماه ۹۸ برای آنان پرونده سازی کرده اند.

نیروهای اطلاعات سپاه ساعت یک و نیم نیمهشب به خانه « شهناز اکملی» مراجعه می‌کنند. خانم اکملی خواب بوده که با زنگ مداوم ماموران امنیتی بیدار می‌شود.»
اول گمان می‌کنند برای بازداشت و اجرای حکم شهناز اکملی به خانه آن‌هامراجعه کرده‌اند.

شهناز اکملی مادر مریم و مصطفی به خاطر فعالیت‌های مدنی به تحمل یک سال حبس تعزیری، ممنوعیت خروج از کشور، محرومیت از فعالیت سیاسی و محرومیت از عضویت در فضای مجازی محکوم شده است. این حکم مهر ماه امسال در دادگاه تجدید نظر عینا تائید شد.

ماموران این بار اما دنبال خواهر مصطفی آمده بودند: «مریم کریم‌بیگی خانه نبوده در نتیجه ماموران با تلفن همراه ایرانسل خودشان به مریم زنگ می‌زنند. مریم را تهدید می‌کنند و می‌گویند: هرکجا هستی باید الان به خانه بیایی در غیرایران‌صورت به خانه حمله می‌کنیم. مریم اول زیر بار نمی‌رود، به آنها می‌گوید اولا که شما با خط ایرانسل با من تماس گرفته‌اید و دوما من جایی نمی‌آیم. آخر سر مریم با آنها در میدان سپاه قرار می‌گذارد.»

این منبع آگاه می‌گوید: «وقتی مریم به میدان سپاه می‌رسد، آن‌ها منتظر مریم بودند. وقتی مریم ترمز می‌کند اول پلاک ماشین مریم را از ماشین‌اش جدا می‌کنند و به مریم می‌گویند پیاده نشو اما مریم زیر بار نمی‌رود و پیاده می‌شود، ماموران امنیتی تلاش می‌کنند مریم را ساکت کنند اما مریم کوتاه نمی‌آید و از آن‌ها حکم و کارت شناسایی می‌خواهد. می‌گوید تا حکم نشانم ندهید مدرکی به شما نمی‌دهم. ماموران حکم بازداشت یا ضبط اموال شخصی مریم را نداشتند. وقتی می‌بینند که حریف مریم نمی‌شوند می‌گویند در ماشین بمان تا معاون دادستان بیاید. مریم به آن‌ها می‌گوید نه در ماشین می‌مانم نه مدرکی می‌دهم، زنگ بزنید معاون دادستان بیاید. تا زمانی که معاون دادستان برسد مریم مدام فریاد می‌زد: برادرم را کشتید، خودم هم بکشید. نه ساکت می‌مانم نه مدرکی می‌دهم.»

photo_201شهناز.jpg

 

پاسخی بگذارید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

ترجمه به زبانهای دیگر
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: